تبلیغات
مجله اینترنتی __-_-*mohajer4ever*-_-__
 
 
 
I Here For U & 4 Ever Afther

چرا . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 10:26 بعد از ظهر - 1393/03/25

خوب برای اون وبسایت هایی که عکس ها مو توش اپلود کرده بودم متاسفم 
یعنی یه وبسایت آپلود عکس پیدا نمی شه که اگه یه بابابی بعد 3 سال آمد و به وبسایتش سر زد نبینه که تمام عکس هایی که بارگزاری کرده پریده :(




دسته بندی : خاطرات ,
 

برگشتم . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 10:01 بعد از ظهر - 1393/03/25

سلام 
من بعد از 3 سال یه هو دوباره به وبلاگ خودم بر خوردم 
خیلی وقت بود که به میهن بلاگ نیامده بودم 
خوب 28 هوش مصنوعی و دو ساعت بعدش هم نظریه زبان دارم 
چه کاری بهتر از گذاشتن پست برای شما و نگاه به ترک دیوال 

خلاصه امیدوارم از این به بعد بیشتر براتون پست بزارم  . . . 





دسته بندی : خاطرات ,
 

نمونه ی اولیه اسلحه ی الکترومغناطیس توسط نیروی دریایی آمریکا آزمایش شد. + عکس + ویدئو

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 07:30 بعد از ظهر - 1390/12/20





این سلاح جدید قرار است كه جایگزین سلاحهای متعارف ناوهای آمریكائی بشود.

نیروی دریائی آمریكا در حال حاضر از توپ 45 اینچی MK استفاده می كنند كه حداكثر برد آن 23 مایل یا 37 كیلومتر است.

در سلاح جدید از انرژی الكترو مغناطیس استفاده میشود كه قادر است گلوله یا پرتابه را با سرعت بیشتر و به اهداف دورتر شلیك بكند.

شتاب گلوله در زمان پرتاب هفت ماخ یا هفت برابر سرعت صوت بوده و شتاب آن در لحظه اصابت به هدف پنج برابر سرعت صوت ( 5 ماخ ) می باشد و قادر است اهداف مورد نظر را در فاصله 230 مایلی یا 370 كیلومتری منهدم نماید.

این توپ كه با نام Railgun نامیده شده در منطقه Dahlgrenایالت ویرجینیا مورد آزمایش قرار گرفت و مقامات ارتش آمریكا مدعی هستند كه این قدرتمندترین سلاح الكترو مغناطیس جهان می باشد.




آزمایش انجام گرفته، که فیلمبرداری شده است.

تفاوت این سلاح با دیگر سلاحهای متداول در این است كه قدرت تخریبی آن منشعب از انرژی جنبشی پرتابه است و نه مواد منفجره.

آدمیرال گری روقید، Gary Roughead, فرمانده عملیات نیروی دریائی آمریكا كه در این مراسم حضور داشت گفت: من اعتقاد ندارم كه سربازان نیروی دریائی در یك فضای عادلانه جنگی, به نبرد بپردازند و اعتقاد دارم كه همیشه این سربازان باید دارای مزیت هایی، نسب به حریف باشند.





این ابزار که قرار است از سال ۲۰۱۷ بر روی کشتی‌ها نصب شود به هدف‌گیری کشتی‌های دشمن، دفاع از خود در برابر موشک‌های کروز و بالستیک و پشتیبانی از نیروهای دریایی خواهد پرداخت.

به گفته مقامات نیروی دریایی آمریکا، آنها اکنون بر روی حصول اطمینان از شلیک ایمن گلوله‌ها تمرکز دارند که از سرعت هفت برابر صوت برخوردار خواهند بود.
آنها همچنین افزودند که بررسی‌ها و پیشرفت‌های بیشتری در پنج سال آینده برای اطمینان از قابلیت خنک سازی سلاح، کنترل تیراندازی متوالی و اطمینان از عدم متلاشی شدن این پرتابه فلزی ۱۸ کیلوگرمی لازم است.

سلاحی که در این آزمایش مورد استفاده قرار گرفته بسیار بیشتر از نمونه‌های پیشین به محصول پایانی شباهت داشت. این نمونه در هفته گذشته شش بار به آزمایش گذاشته شد.
یک نمونه پیش‌ساخت صنعتی دیگر قرار است تا ماه آوریل برای انجام آزمایشات شلیک به نیروی دریایی تحویل داده شود.



 

فرق بین انیمیشن ژاپنی و غربی چیست؟ . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 01:00 قبل از ظهر - 1390/12/15

فرق بین انیمه ژاپنی و غربی چیست؟ . . .



نظر تخصصی  Mohajer4ever: جالبه برای این که این دو تا خیلی فرق می کنند و با با وجود این که من به تازگی قهرمان دنیای کودکیمو پیدا کردم (*_-_ Dragon Ball & Iuyasha  _-_*) قرار گذاشتم که از کارتون های مسخره تلوزیون بکشم برون و بکنم توی انیمه . . .

شاید بشود گفت انیمشن رو به دو قسمت ژاپنی و غیر ژاپنی می توان تقسیم کرد. ژاپن که همیشه در همه چیز استایل خودش را داشته در این مورد هم کاملاً شکل و سبک خود را تثبیت کرده.

ولی حالا فرق بین این دو عموماً در چیست؟


اول از همه داستان. در انمیشن های غربی اصولاً داستان کوچکی روایت می شود و طبق آن داستان کوچک داستان های فرعی شکل می گیرد. یعنی داستان کوچکی را در قالب بزرگ پرورش می دهند. مثل بتمن که داستان اصلی آن مردی است که با توجه ثروت و امکانات لباس خفاشی به تن می کند و با آدم بدها می جنگد. یا اسپادرمن که کسی را عنکبوت نیش می گیرد و بعد آن قدرت های عنکبوتی پیدا می کند و باز هم با آدم بدها می جنگد. اگر بقیه شخصیت های غربی را هم مرور کنیم به همین روند می رسیم. در این انیمه ها داستان بلند و مصوّری وجود ندارد. هر قسمت با قسمت بعد متفاوت است و هیچ فرقی نمی کند شما حتی از قسمت 130 به بعد بشینید و کارتون بتمن را ببینید. چون هیچ روند و داستان کلی در این انیمشن ها وجود ندارد. یک روز مرد پنگوئنی دشمن بتمن می شود، فردا زن گربه ای. و از آخر هم قهرمان داستان پوز همه آنها را به خاک می مالد.

از آن طرف انیمشن های ژاپنی کاملاً روند متفاوتی دارند. در انیمشن های ژاپنی یا انیمه داستان بلندی در غالب کوچک به خورد بیننده می رود.چیزی در انیمه به وفور وجود دارد تخیل بدون مرز است. تخیلی که انگار هیچ وقت تمامی ندارد.


برای مثل انیمه در حال پخش Deadman Wonderland را در نظر بگیرد. شاید اگر داستانی از انیمه را بخواهیم تعریف کنیم بگوئیم "جایی که زندانی های محکوم به مرگ را در آن باید کارهای ترسناک بکنند و مردم روی آنها شرط بندی می کنند." ولی آیا همه داستان را شما تعریف کردید؟ آیا کل داستان همین بود؟ موضوع قدرت عجیب به اسم گناه کبیره، مرد قرمز، یا آبنبات ها و..... شاید اکثراً وقتی از شما داستان انیمه را می پرسند یا نمی توانید جواب دهید یا قسمت کوچکی از آن را می گویید. برای همین است که ناروتو را نمی توان از قسمت 130 به بعد دید. چون روند دنباله دار و با بازگشت به قبل است. البته دفترچه مرگ این وسط استثناء است.


-----------------------------------------------------------

خب حالا دنباله بحث. قرار بود مزبت و معایب هر کدام را بررسی کنیم. واقعیت این است که مزیت هر مدام معایب آن هم خواهد شد. برای مثال در انیمه های غربی سادگی داستان باعث می شود کودکان راحت با ان ارتباط برقرار کنند یا ان را درک کنند. ولی از آن طرف برای مخاطب بزرگسال دیگر بعد از چند قسمت حوصله دیدن انیمه از دست می رود. یکی دیگر از مزایای انیمیشن های غربی باز بودن دست نویسنده است برای پایان کار است و احتیاجی به تفکر آن چنانی نیست.

حالا در انیمه های ژاپنی، یکی از بزرگ ترین مشکلات انیمه ها همین تخیل بیش از حد است. یعنی نویسنده نمی تواند این همه تخیل را به سر منزل مقصود برساند. در انیمه کوتاه چیزی که اتفاق می افتد این است که اکثراً آخر انیمه به جواب دادن سوالات درون آن صرف می شود. به طوری که وقتی کار تمام می شود تازه بیننده منتظر شروع داستان می ماند. در انیمه بلند داستان تنها به روال ادامه دادن می گذرد و هیچ گونه نشانی از پایان دادن به کار دیده نمی شود. دلیل آن هم شاید این باشد که نویسنده نمی داند باید با آن چه کند. دلیل آن هم باز مخلوط کردن بیش از حد انواع تخیل در آن است. این موضوع در سریال لاست به وضوح چشم می خورد که کاملا مشخص بود نویسنده برنامه ای برای پایان کار ندارد.

مزیت هم که کاملا مشخص است درگیر کردن شدید مخاطب با داستان به طوری که اکثراً با دیدن چند قسمت ببیننده به طرز عجیبی درگیر آن می کند.

منبع و مخزن ما




دسته بندی : ایمه و منگا . . . ,
 

باتری اشکانیان: الکتریسیته در 2000 سال پیش . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 11:19 بعد از ظهر - 1390/12/10

 الکتریسیته در 2000 سال پیش . . .


در سال 1936 میلادی (1314 شمسی) کوزه ی عجیبی در نزدیکی شهر باستانی تیسفون در جنوب شرقی بغداد کنونی کشف شد. ارتفاع کوزه 14 سانتی متر و قطر آن 8 سانتی متر بود. در وسط کوزه لوله ای مسی به ارتفاع 9.8 سانتی متر و قطر 2.6 سانتی متر و در وسط این لوله ی مسی، میله ای آهنی به طول 7.5 سانتی متر قرار داشت که هر دوی آن ها با قیر در جای خود محکم شده بودند. یک دیسک مسی هم در ته لوله ی مسی موجود بود.

از زمان کشف آن نظریه های زیادی درباره ی کاربرد آن بیان شده است. در سال 1940، ویلهم کونیگ، رئیس آلمانی موزه ی ملی عراق، نظریه ی بسیار جالب و تعجب آوری را مطرح کرد. کونیگ فکر می کرد که این کوزه یک پیل الکتریکی یا باتری است که برای آبکاری طلا یا نقره به کار می رفته است. آبکاری فرآیند روکش‌ دهی فلزی با احیا کاتیون بوسیله جریان الکتریکی و نشاندن آن بصورت یک لایه روی ماده‌ای دیگر مانند فلز است. بر اساس نظریه ی کونیک، در سال 1940، ویلارد گری ماکتی از این کوزه درست کرد و محلول مس سولفات را درون آن ریخت. او ثابت کرد که این کوزه می تواند جریان الکتریکی برقرار کند. بعد از جنگ جهانی دوم چندین باتری باستانی دیگر نیز در همان قسمت های عراق کشف شدند. به دلیل این که این کوزه در نزدیکی شهر بغداد کنونی کشف شده بود به باتری بغداد هم معروف شد.


در سال 1970، آرن اگبرکت، باستان شناس آلمانی، آزمایش دیگری روی این کوزه ها انجام داد. او به جای محلول مس سولفات از آب انگور تازه استفاده کرد. او مشاهده کرد که کوزه ولتاژ 0.87 ولت ایجاد می کند. آزمایش اگبرکت نشان داد که در 1800 سال پیش، انسان ها می توانستند به وسیله ی یک ماده ی اسیدی، الکتریسیته ایجاد کنند.

با این که بسیاری از افراد نظریه ی کونیگ را باور دارند، افراد دیگری هم هستند که مخالف آن هستند. چندین شی آبکاری شده در کنار این کوزه ها کشف شده اند که مطابق نظریه ی کونیگ هستند، ولی مخالفان این نظریه می گویند که این اشیا به وسیله ی ذوب کردن طلا ساخته شده اند. دیگر آزمایش هایی که روی کوزه ها انجام شدند نشان دادند که آن ها مکانیسم بسیار اولیه ای دارند و می توانند یک جسم کوچک را در طول دو ساعت با لایه ای یک میکرومتری از طلا آبکاری کنند.



با این حال نظریه ی کونیگ درباره ی آبکاری هیچ وقت مورد قبول همه واقع نشده است و نظریه های دیگری درباره ی کاربرد این کوزه ها بیان شده اند. پاول کیسر بیان کرد که ممکن است پزشکان و شفا دهندگان باستانی از جریان خفیفی که با ریختن اسید در کوزه ایجاد می شود، برای درمان بیماران استفاده کرده باشند. بعضی از باستان شناسان کلا باتری بودن آن را زیر سوال می برند. موجود نبودن سیم و استفاده از قیر برای محکم کردن میله ی آهنی و لوله ی مسی از دلایل آن هاست. بر اساس گفته ی آن ها استفاده از قیر، مدرک مورد استفاده بودن کوزه ها برای نگه داری کتیبه ها و اجناس مقدس در فضای محفوظ از هوای لوله ی مسی است.

در حال حاضر این باتری ها در موزه ی عراق نگه داری می شود. آزمایش ها نشان می دهد که این در دوران اشکانیان ساخته شده است، اما دکتر سنت جان سیمپسون این کوزه را مربوط به دوران ساسانیان می داند. با این که همه درباره ی کاربرد این باتری اتفاق نظر ندارند، یک چیز کاملا مشخص است. این باتری ساخته ی ایرانیان باستان است.

نظر تخصصی  Mohajer4ever: جالبه ، افرین ولی دادا الان چی داریم . . .

منبع و مخزن ما




دسته بندی : تاریخی ,
 

نفرین الماس امید . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 11:05 بعد از ظهر - 1390/12/10

نفرین الماس امید ! . . .

الماس 45.52 قیراطی امید مانند بقیه ی الماس ها بسیار زیبا است ولی چیزی که آن را از بقیه الماس ها جدا می کند، نفرینی است که به این الماس نسبت داده اند. این الماس هم اکنون در موزه ی ملی تاریخ طبیعی در واشنگتن دی سی نگه داری می شود. الماس امید در ابتدا از معدن کولار در گلکنده در هند به دست آمد و متعلق به مجسمه ی سیتا یازدهمین خدا در آئین هندو بود. از وقتی که از معبد هندی دزدیده شد به دست افراد زیادی افتاد که همه ی آن ها گرفتار این نفرین شده اند.

ژان باتیست تاورنیه

گفته شده است که نفرین الماس امید از زمان دزدیده شدن آن از معبد هندی توسط جواهرساز فرانسوی ژان باتیست تاورنیه در سال 1642 آغاز شد. تاورنیه الماس را به لویی چهاردهم پادشاه فرانسه فروخت. چندی بعد از فروش الماس، در سفر بعدی تاورنیه به هند چند سگ وحشی به وی حمله کرده و او را تکه پاره کردند. به الماس لقب الماس آبی پادشاهی داده شد و با برش های جدید به شکل قلب درآمد.

برای بار دوم نفرین الماس امید گریبان گیر لویی چهاردهم و ملکه اش ماری آنتوانت شد. سرانجام بعد از حکومتی ناپایدار، در زمان انقلاب فرانسه در سال 1789، هر دو سرشان از تنشان جدا شد. در هنگام انقلاب بیشتر جواهرات سلطنتی از جمله الماس امید دزدیده شدند. بعدا از مدتی بقیه ی جواهرات پیدا شدند ولی الماس امید برای مدتی ناپدید شد.

در سال 1800 الماس متعلق به ملکه ی اسپانیا ماریا لویسا بود. در این زمان توسط ویلهم فالز جواهرساز هلندی برش داده شد. فالز بعد از اینکه پسرش هنریک الماس را دزدید مرد. هنریک هم بعد از مدتی خودکشی کرد. سرانجام در سال 1813 هنری فیلیپ هوپ خریداری شد. از آن زمان به بعد به آن الماس هوپ یعنی الماس امید می گویند.

الماس امید بدشانسی های زیادی در خانواده ی هوپ به بار آورد و سرانجام باعث ورشکستی آن ها شد. بعد از مرگ هنری هوپ الماس به

لویی چهاردهم

نوه اش لرد فرانسیس هوپ رسید. او بسیار تلاش کرد تا از دادگاه اجازه ی فروش الماس را بگیرد. سرانجام  در سال 1901 با اجازه ی فروش الماس موافقت شد. در این زمان فرانسیس هوپ دچار قمار بیش از حد و ورشکستگی شده بود.

مدتی بعد الماس از دست شاهزاده ی روسی کارنیتوسکی به دست بازیگر فرانسوی لارنس لادو افتاد. کانیتوسکی، لارنس لادو را در صحنه ی اجرا به قتل رساند. مدتی بعد هم خودش به دست انقلابیون به ضرب چاقو کشته شد. صاحب یونانی بعدی الماس، سایمون مونتاریدس به همراه خانواده اش در تصادف رانندگی کشته شد. حتی سلطان ترکیه عبدالحمید دوم که برای مدت کوتاهی الماس را در دست داشت در سال 1909 از پادشاهی خلع شد.

الماس همراه با مایکل فرانکل جواهر ساز به آمریکا سفر کرد و به دست پیر کارتیر جواهر ساز افتاد. کارتیر به دنبال خریداران مناسب برای الماس می گشت. او سرانجام اولین والش مک لین را پیدا کرد. مک لین بعد از شنیدن داستان نفرین الماس تصمیم به خرید آن گرفت. او هم مانند بقیه گرفتار نفرین الماس امید شد. پسرش در تصادف راننذگی کشته شد. دخترش خودکشی کرد. شوهرش دیوانه شد و در بیمارستان روانی فوت کرد.

بعد از مرگ اولین مک لین الماس در سال 1949 به حراج گذاشته شد و توسط یک جواهر ساز نیویورکی به نام هری وینستون خریداری شد. وینستون با شنیدن داستان نفرین شوم الماس تصمیم گرفت که آن را به موزه ی ملی تاریخ طبیعی اهدا کند که هم اکنون هم الماس در آنجا قرار دارد.

نفرین الماس امید جان بسیاری از جواهرسازان و صاحبانش را گرفته است. حالا آیا شما داستان این نفرین را باور می کنید؟ . . .

نظر تخصصی  Mohajer4ever: من که از قبل شنیده بودم و فکر می کنم درست باشه . . .


منبع و مخزن ما




دسته بندی : دانستنیها , تاریخی ,
 
 
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]