I Here For U & 4 Ever Afther

نمونه ی اولیه اسلحه ی الکترومغناطیس توسط نیروی دریایی آمریکا آزمایش شد. + عکس + ویدئو

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 07:30 بعد از ظهر - 1390/12/20





این سلاح جدید قرار است كه جایگزین سلاحهای متعارف ناوهای آمریكائی بشود.

نیروی دریائی آمریكا در حال حاضر از توپ 45 اینچی MK استفاده می كنند كه حداكثر برد آن 23 مایل یا 37 كیلومتر است.

در سلاح جدید از انرژی الكترو مغناطیس استفاده میشود كه قادر است گلوله یا پرتابه را با سرعت بیشتر و به اهداف دورتر شلیك بكند.

شتاب گلوله در زمان پرتاب هفت ماخ یا هفت برابر سرعت صوت بوده و شتاب آن در لحظه اصابت به هدف پنج برابر سرعت صوت ( 5 ماخ ) می باشد و قادر است اهداف مورد نظر را در فاصله 230 مایلی یا 370 كیلومتری منهدم نماید.

این توپ كه با نام Railgun نامیده شده در منطقه Dahlgrenایالت ویرجینیا مورد آزمایش قرار گرفت و مقامات ارتش آمریكا مدعی هستند كه این قدرتمندترین سلاح الكترو مغناطیس جهان می باشد.




آزمایش انجام گرفته، که فیلمبرداری شده است.

تفاوت این سلاح با دیگر سلاحهای متداول در این است كه قدرت تخریبی آن منشعب از انرژی جنبشی پرتابه است و نه مواد منفجره.

آدمیرال گری روقید، Gary Roughead, فرمانده عملیات نیروی دریائی آمریكا كه در این مراسم حضور داشت گفت: من اعتقاد ندارم كه سربازان نیروی دریائی در یك فضای عادلانه جنگی, به نبرد بپردازند و اعتقاد دارم كه همیشه این سربازان باید دارای مزیت هایی، نسب به حریف باشند.





این ابزار که قرار است از سال ۲۰۱۷ بر روی کشتی‌ها نصب شود به هدف‌گیری کشتی‌های دشمن، دفاع از خود در برابر موشک‌های کروز و بالستیک و پشتیبانی از نیروهای دریایی خواهد پرداخت.

به گفته مقامات نیروی دریایی آمریکا، آنها اکنون بر روی حصول اطمینان از شلیک ایمن گلوله‌ها تمرکز دارند که از سرعت هفت برابر صوت برخوردار خواهند بود.
آنها همچنین افزودند که بررسی‌ها و پیشرفت‌های بیشتری در پنج سال آینده برای اطمینان از قابلیت خنک سازی سلاح، کنترل تیراندازی متوالی و اطمینان از عدم متلاشی شدن این پرتابه فلزی ۱۸ کیلوگرمی لازم است.

سلاحی که در این آزمایش مورد استفاده قرار گرفته بسیار بیشتر از نمونه‌های پیشین به محصول پایانی شباهت داشت. این نمونه در هفته گذشته شش بار به آزمایش گذاشته شد.
یک نمونه پیش‌ساخت صنعتی دیگر قرار است تا ماه آوریل برای انجام آزمایشات شلیک به نیروی دریایی تحویل داده شود.



 

فرق بین انیمیشن ژاپنی و غربی چیست؟ . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 01:00 قبل از ظهر - 1390/12/15

فرق بین انیمه ژاپنی و غربی چیست؟ . . .



نظر تخصصی  Mohajer4ever: جالبه برای این که این دو تا خیلی فرق می کنند و با با وجود این که من به تازگی قهرمان دنیای کودکیمو پیدا کردم (*_-_ Dragon Ball & Iuyasha  _-_*) قرار گذاشتم که از کارتون های مسخره تلوزیون بکشم برون و بکنم توی انیمه . . .

شاید بشود گفت انیمشن رو به دو قسمت ژاپنی و غیر ژاپنی می توان تقسیم کرد. ژاپن که همیشه در همه چیز استایل خودش را داشته در این مورد هم کاملاً شکل و سبک خود را تثبیت کرده.

ولی حالا فرق بین این دو عموماً در چیست؟


اول از همه داستان. در انمیشن های غربی اصولاً داستان کوچکی روایت می شود و طبق آن داستان کوچک داستان های فرعی شکل می گیرد. یعنی داستان کوچکی را در قالب بزرگ پرورش می دهند. مثل بتمن که داستان اصلی آن مردی است که با توجه ثروت و امکانات لباس خفاشی به تن می کند و با آدم بدها می جنگد. یا اسپادرمن که کسی را عنکبوت نیش می گیرد و بعد آن قدرت های عنکبوتی پیدا می کند و باز هم با آدم بدها می جنگد. اگر بقیه شخصیت های غربی را هم مرور کنیم به همین روند می رسیم. در این انیمه ها داستان بلند و مصوّری وجود ندارد. هر قسمت با قسمت بعد متفاوت است و هیچ فرقی نمی کند شما حتی از قسمت 130 به بعد بشینید و کارتون بتمن را ببینید. چون هیچ روند و داستان کلی در این انیمشن ها وجود ندارد. یک روز مرد پنگوئنی دشمن بتمن می شود، فردا زن گربه ای. و از آخر هم قهرمان داستان پوز همه آنها را به خاک می مالد.

از آن طرف انیمشن های ژاپنی کاملاً روند متفاوتی دارند. در انیمشن های ژاپنی یا انیمه داستان بلندی در غالب کوچک به خورد بیننده می رود.چیزی در انیمه به وفور وجود دارد تخیل بدون مرز است. تخیلی که انگار هیچ وقت تمامی ندارد.


برای مثل انیمه در حال پخش Deadman Wonderland را در نظر بگیرد. شاید اگر داستانی از انیمه را بخواهیم تعریف کنیم بگوئیم "جایی که زندانی های محکوم به مرگ را در آن باید کارهای ترسناک بکنند و مردم روی آنها شرط بندی می کنند." ولی آیا همه داستان را شما تعریف کردید؟ آیا کل داستان همین بود؟ موضوع قدرت عجیب به اسم گناه کبیره، مرد قرمز، یا آبنبات ها و..... شاید اکثراً وقتی از شما داستان انیمه را می پرسند یا نمی توانید جواب دهید یا قسمت کوچکی از آن را می گویید. برای همین است که ناروتو را نمی توان از قسمت 130 به بعد دید. چون روند دنباله دار و با بازگشت به قبل است. البته دفترچه مرگ این وسط استثناء است.


-----------------------------------------------------------

خب حالا دنباله بحث. قرار بود مزبت و معایب هر کدام را بررسی کنیم. واقعیت این است که مزیت هر مدام معایب آن هم خواهد شد. برای مثال در انیمه های غربی سادگی داستان باعث می شود کودکان راحت با ان ارتباط برقرار کنند یا ان را درک کنند. ولی از آن طرف برای مخاطب بزرگسال دیگر بعد از چند قسمت حوصله دیدن انیمه از دست می رود. یکی دیگر از مزایای انیمیشن های غربی باز بودن دست نویسنده است برای پایان کار است و احتیاجی به تفکر آن چنانی نیست.

حالا در انیمه های ژاپنی، یکی از بزرگ ترین مشکلات انیمه ها همین تخیل بیش از حد است. یعنی نویسنده نمی تواند این همه تخیل را به سر منزل مقصود برساند. در انیمه کوتاه چیزی که اتفاق می افتد این است که اکثراً آخر انیمه به جواب دادن سوالات درون آن صرف می شود. به طوری که وقتی کار تمام می شود تازه بیننده منتظر شروع داستان می ماند. در انیمه بلند داستان تنها به روال ادامه دادن می گذرد و هیچ گونه نشانی از پایان دادن به کار دیده نمی شود. دلیل آن هم شاید این باشد که نویسنده نمی داند باید با آن چه کند. دلیل آن هم باز مخلوط کردن بیش از حد انواع تخیل در آن است. این موضوع در سریال لاست به وضوح چشم می خورد که کاملا مشخص بود نویسنده برنامه ای برای پایان کار ندارد.

مزیت هم که کاملا مشخص است درگیر کردن شدید مخاطب با داستان به طوری که اکثراً با دیدن چند قسمت ببیننده به طرز عجیبی درگیر آن می کند.

منبع و مخزن ما




دسته بندی : ایمه و منگا . . . ,
 
 
 

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات