I Here For U & 4 Ever Afther

یک خانه با طراحی جالب و امنیت بالا!

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 05:34 بعد از ظهر - 1390/05/14

یک خانه با طراحی جالب و امنیت بالا!

 بودن در خانه برای هر کسی آرامش ذهنی و جسمی به همراه دارد، اما باید دید زندگی در امن ترین خانه جهان به صاحب آن چه حسی می دهد. این خانه مستحکم مسکونی در ورشو لهستان واقع شده و طوری طراحی شده که در صورت احساس خطر با فشار دادن یک دکمه به یک قلعه تبدیل می شود. باورتان نمی شود که تنها راه ورود و خروج از این خانه پل متحرکی است که از روی استخر به بیرون کشیده می شود. این خانه دارای بخشهای متحرکی است که در مواقع لزوم باز و بسته می شوند. نمای خارجی بسته این بنا همانند یک مکعب بتونی ساده است. این خانه انرژی مورد نیاز را بیشتر از آفتاب گرفته و در طول شب نیز برق ذخیره شده را مصرف می کند. دیوارها و پنجره ها تنها بخشهایی از المانهای متحرک این خانه هستند.



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org













و بیشتر در ادامه مطلب



دسته بندی : _-*عکس جلب*-_ ,
 

طولانی ترین روزه داری جهان در کجاست؟

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 04:16 بعد از ظهر - 1390/05/14

طولانی ترین روزه داری جهان در کجاست؟


به گزارش شیعه آنلاین، "وسام عزاقیر" شهروند لبنانی که چند سالی است در قطب شمال زندگی می کند، با 21 ساعت روزه گرفتن، طولانی ترین روزه جهان را می گیرد.

او دقیقا در منطقه ای به نام "گرین لند" که دور دست ترین نقطه در قطب شمال است، زندگی می کند. این منطقه یکی از کم جمعیت ترین مناطق جهان است. شبکه خبری العربیه گزارشی در مورد "وسام عزاقیر" تهیه و روز گذشته منتشر کرد.


در این گزارش او را "کریستفر کلومب اعراب" نامیده اند زیرا گفته می شود او اولین و تنها شهروند عربی است که به این نقطه از قطب شمال رسیده است. او همچنین تنها مسلمانی است که در آن منطقه زندگی می کند.


"وسام عزاقیر" روز گذشته ساعت 2 نیمه شب سحری خورد و 11 شب افطار کرد. این منطقه در طول سال هر روز حدود 4 ساعت روز است و مابقی اوقات شب است و تاریک.


این شهروند لبنانی در منطقه "گرین لند" یک رستوران راه اندازی کرده و فلافل و شاورما می فروشد و از شغل و فروش خود به شدت راضی است زیرا می گوید: مردم این منطقه استقبال زیادی از غذاهای من می کنند زیرا تنها رستورانی هستم که این نوع غذاها را می فروشم. روزانه بیش از 200 مشتری دارم.


نکته قابل توجه در این منطقه آن است که فاصله زمانی بین نماز عشاء و نماز صبح تنها نیم ساعت است. این منطقه در طول سال حدود هشت ماه زمستان دارد و درجه حرارت همواره 20 درجه زیر صفر است.




دسته بندی : دانستنیها ,
 

گردشگر آلمانی و خلاقیت روستایی ایرانی

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 02:28 بعد از ظهر - 1390/05/14

گردشگر آلمانی و خلاقیت روستایی ایرانی . . .

9 سال پیش در یک شب بارانی دو گردشگر موتور سوار آلمانی در راه ماندند و برای اینکه بتوانند در یک جای امن شب را به صبح برسانند به خانه یک روستایی پناه بردند. عباس یک کارگر ساده روستایی همراه خانواده اش تلاش کرد تا به شیوه خودش از مهمانان خارجی به خوبی پذیرایی کند…

کلبه آنها محقر بود و به جز چای آتشی و غذای روستایی چیز دیگری نداشتند. مهمانان عباس خارجی بودند و امکانات او برای پذیرایی اندک. سادگی پذیرایی خانواده عباس و زندگی یکروزه در روستای خوش آب و هوا رضایت حداکثری دو مهمان آلمانی را جلب کرد آنقدر که سه ماه بعد یک گروه هفت نفره آلمانی به پیشنهاد دوستانشان به خانه عباس رفتند. آنها خواستند تا با همان دم پختک و چای آتشی که دوستانشان تعریف کرده بودند در خانه روستایی عباس پذیرایی شوند. صبح عباس راهنمای آنها شد تا بتوانند مناطق دیدنی و طبیعی روستای بزم شهر بوانات فارس را ببینند.

موقع برگشت مهمانان آلمانی ۲۰۰ هزار تومان به عباس هدیه دادند. این پول در آن زمان برای عباس زیاد بود و او را به این فکر انداخت که بهترین راه برای کسب و کار می‌تواند پذیرایی از گردشگران در یک روستای با صفا باشد. بنابراین شروع به کار کرد. طوری که از نه سال پیش تا امروز ۱۸ هزار گردشگر خارجی به روستای بزم در منطقه بوانات فارس آمده‌اند و عباس هم به عنوان کارآفرین برتر در صنعت گردشگری توانسته ۱۲۶ لوح سپاس بگیرد و درآمد روزانه اش از روزی سه هزار تومان به ۶ میلیون تومان برسد. عباس ۳۵ ساله به ۲۸ کشور دنیا سفر کرد و خانه ۸۰ متری او الان به ۱۲۰ هزار متر رسیده است!

زهرا و نیلوفر دو دختر کوچک او کوچکترین راهنمایان ایرانی معرفی شده‌اند و تا کنون هم شبکه‌های تلویزیونی آلمان، روسیه، تایلند، شبکه ۲ و ۴ ایران فیلمهای مستندی با موضوع رونق گردشگری در روستای بزم بوانات پخش کرده‌اند.

او تعریف می‌کند که روزهای اول به آژانسهای مسافرتی شیراز و اصفهان سر زدم و گفتم که می‌توانم از گردشگران شما در روستا پذیرایی کنم. آنها هم گفتند باید مجانی بیایند روستا تا ببینند آیا اوضاع برای پذیرایی مناسب هست. آرام آرام مهمانان من از هفت نفر به چند هزار گردشگر خارجی رسید و به یک حمام خانه ام ۱۲ حمام دیگر اضافه شد تا جایی که می‌توانم الان تا چند هزار گردشگر را در روستا اسکان بدهم و برای پنج هزار نفر در منطقه بوانات اشتغالزایی کنم.

عباس برزگر قصد دارد تا یک هتل عشایری در ارتفاعات روستا بنا کند. او می‌گوید: این هتل یکی از گرانترین مراکز اقامتی ایران خواهد شد. این کار را با کمک ایل عشایری انجام می‌دهم.

برزگر معتقد است که در ایران مسئولان فقط شعار می‌دهند گردشگری صنعت درآمدزایی است. اما من یکی از کسانی بودم که توانستم هم برای خودم و هم اهالی روستای بزم بوانات درآمدزایی کنم. هر روز از یک مغازه خرید می‌کنم تا همه مغازه داران از این کار سود ببرند.

او فهمیده که اصالت و نوع غذا و چارچوب خانواده روستایی بسیار با ارزش است و می‌توان از راه معرفی آن به دیگران هم ارزشها را حفظ و هم برای خود و دیگرن درآمدزایی و اشتغال زایی کرد.

برزگر از گردشگران خارجی در روستا با محصولات کشاورزی خود پذیرایی می‌کند. خانواده و اهالی روستای بوانات همگی در امر کشاورزی موفق هستند و صبحها با عسل طبیعی و گردوی زمینهای خودشان از مسافران پذیرایی می‌کنند.

برزگر ادعا می‌کند که در موفقیتش هیچ سازمان و مرکزی دخالت نداشته است.” سازمان میراث فرهنگی پروانه گردشگری به من نمی‌داد و می‌گفت که باید تحصیلات عالیه داشته باشی. اما زمانی که کارم رونق گرفت پروانه افتخاری گردشگری دادند و در همایش هایشان از من و دخترانم تقدیر کردند.”

او می‌گوید که همه تجربیاتش را در برخورد با گردشگران به دست آورده است.” به عنوان یک گردشگر به کشورهای اروپایی سفر کردم تا ببینم یک توریست به چه چیزهایی نیاز دارد و آنها برای گردشگران چه کاری انجام می‌دهند. این موضوع کمک زیادی به من کرد. من متوجه شدم که بهترین راه پذیرایی از مهمان خارجی رفتار درست با اوست. نباید مصنوعی به آنها خوشامد بگویید. درست است که زبان شما را متوجه نمی‌شود اما می‌فهمد که از او برای چه منظوری پذیرایی کرده اید. گردشگر خارجی فقط می‌خواهد به او توجه شود، همه چیز بهداشتی باشد، دروغ نشنود و احساس نکند که می‌خواهید جیب او را خالی کنید. این سادگی در رفتار و گفتار باعث شده تا آنها از زندگی روستایی لذت ببرند. ما مسافران را به خانه مان راه می‌دهیم نه برای چاپلوسی بلکه می‌دانم آنها می‌خواهند یک زندگی واقعی روستایی را ببینند و با همان آدمها زندگی کنند. هر کدام از ما که از مسافر خارجی پذیرایی می‌کنیم مانند یک سفیر ایرانی هستیم که ایران را به کشورهای دیگر معرفی می‌کنند. بنابراین باید بهترین رفتارها را با گردشگر خارجی داشته باشیم.

برزگر در زمینه طبیعت گردی هم فعالیت می‌کند و با اینکه در ۸۰ کیلومتری پاسارگاد قرار دارد می‌تواند با استفاده از دو آژانس مسافرتی خود تورهای طبیعت گردی، پرنده نگری، عشایر و بازدید از جاذبه‌های تاریخی را راه‌اندازی کند.

عباس برزگر می‌گوید: وقتی فعالیت من و خانواده ام مورد استقبال دیگران قرار گرفت و بسیاری از کشورها به استفاده از خدمات ما علاقه نشان دادند کارشناسان داخلی و خارجی حوزه گردشگری پیشنهاد کردند که پس از این می‌توانیم در برگزاری تورها و دعوت از مسافران و گردشگران خارجی با افراد متخصص همکاری کنیم تا بتوانیم موفقتر از گذشته عمل کنیم و علاوه بر آن خودمان مجری تورها باشیم؛ این شد که به فکر راه‌ اندازی شرکت خدمات مسافرتی بوان گشت افتادم و با همکاری دوستان این شرکت تشکیل شد. البته این را هم بگویم که من از روزی که متوجه شدم بوانات قابلیت جذب گردشگر را دارد، به گونه‌ی برنامه ریزی کردم که از ورود تور مردم روستایی و شهری و حتی عشایر از مزایای اقتصادی تورها و ورود گردشگران به منطقه بهره مند شوند.

برزگر می‌گوید: مشکل ما ایرانیان این است که می‌نشینیم تا دیگران برای ما برنامه ریزی کنند. در حالی که جوانان کشور ما می‌توانند به راحتی با کمی ذوق و سلیقه کاری کنند که هم خودشان درآمد خوبی داشته باشند هم دیگران از کنار آنها سود ببرند.

او می‌گوید: کمتر کسی دنبال کارآفرینی می‌رود. مطمئن باشید هر روستایی در ایران به تنهایی می‌تواند از ابیانه بهتر و پر رونق تر باشد.

همه اهالی منطقه بوانات و روستای بزم از دهکده گردشگری عباس درآمد دارند. دیگران هم می‌توانند بیایند و ببینند که چطور یک پسر ساده روستایی با سواد بسیار کم توانست کارآفرینی کند و از صنعت گردشگری به معنای واقعی درآمد زایی کند.

روستای بزم در ۱۷ کیلومتری شهر بوانات به سمت استان یزد و کرمان آخرین نقطه استان فارس است که به منطقه گردشگری بوانات معروف شده است. فاصله این منطقه از شیراز و یزد دو ساعت و نیم است.

مجموعه گردشگری بوانات سه اتاق قدیمی دارد که هرکدام حدود ۷۰۰ سال قدمت دارند و ۵۰۰ دلار هزینه یک شب اقامت در این اتاقها است.

سوئیت‌های مدرن و سنتی و ۶ اتاق عمومی، ویلاهای وسط باغ و گالری عکس و موزه مردم شناسی و کشاورزی گوشه‌ی از امکانات این مجموعه است. همچنین امامزاده بزم و در کنار آن بارگاه امام زاده شاه میرحمزه (ع)، پل تاریخی سوریان، منطقه گردشگری محمد حنیفه و مسجد جامع سوریان و موزه بوانات از جمله بناهای تاریخی و مناطق گردشگری منطقه بوانات فارس هستند.

خبر کمی قدیمی بود ولی چون جالب بود منتشرش کردم.

منبع: مهر




دسته بندی : هنری/فرهنگی و گردشگری ,
 

ببخشید شما ثروتمندید!

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 10:28 قبل از ظهر - 1390/05/14

ببخشید شما ثروتمندید!



هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى مچاله شده بودند.   هر دو لباس هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزیدند.  

پسرک پرسید : «ببخشید خانم! شما کاغذ باطله دارین»   کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آن ها کمک کنم. مى خواستم یک جورى از سر خودم بازشان کنم که چشمم به پاهاى کوچک آن ها افتاد که توى دمپایى هاى کهنه ی کوچکشان قرمز شده بود.

 گفتم: «بیایید تو یه فنجون شیرکاکائوى گرم براتون درست کنم.» 

 آن ها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخارى نشاندم تا پاهایشان را گرم کنند. بعد یک فنجان شیرکاکائو و کمى نان برشته و مربا بهشان دادم و مشغول کار خودم شدم. زیر چشمى دیدم که دختر کوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خیره به آن نگاه کرد. 

 بعد پرسید: «ببخشید خانم! شما پولدارین؟»

 نگاهى به روکش نخ نماى مبل هایمان انداختم و گفتم: «من اوه ... نه!»  

دختر کوچولو فنجان را با احتیاط روى نعلبکى آن گذاشت و گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبکى اش به هم مى خوره.»

 آن ها درحالى که بسته هاى کاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند. 

 فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولین بار در عمرم به رنگ آن ها دقت کردم. بعد سیب زمینى ها را داخل آبگوشت ریختم و هم زدم. سیب زمینى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، یک شغل خوب و دائمى، همه ی این ها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجایشان گذاشتم و اتاق نشیمن کوچک خانه ی مان را مرتب کردم.   لکه هاى کوچک دمپایى را از کنار بخارى، پاک نکردم.  

مى خواهم همیشه آن ها را همان جا نگه دارم که هیچ وقت یادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.




دسته بندی : حکایت و داستان ,
 

انسان‌های عجیب‌الخلقه !. . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 08:29 قبل از ظهر - 1390/05/14

انسان‌های عجیب‌الخلقه !. . .

 

Josephene Myrtle Corbin دختری با چهار پا بود. که در سال 1868 و در بخش Lincoln ایالت تنسی به دنیا آمد. نحوه اتصال پاهای اضافه وی نمونه نادری از اتصال دوقلوها را نشان میداد که به Dipygus مشهور بود که وی را دارای دو بدن کامل از کمر به پایین نموده بود.2 لگن خاسره و دو جفت پا که هر پای کوچک داخلی با پای خارجی دیگر جفت بودند. Josephene قادر به حرکت پاهای کوچکتر خود بود اما نمیتوانست برای راه رفتن از انها استفاده کند.در 19 سالگی با پزشکی به نام Clinton Bicknell ازدواج کرد که حاصل آن چهار فرزند دختر و یک پسر بود. او گفته بود که سه فرزند وی حاصل یک بارداری بوده اند و 2 فرزند دیگر حاصل یک بارداری دیگر. Myrtle در 6 می 1928 از دنیا رفت.

 

بخشی از کتاب Anomalies and Curiosities of Medicine نوشته George M. Gould and Walter L. Pyle:

خانم Myrtle در سن 20 سالگی چنین توصیف می شود: سالم و سر حال. خروج ادرار و مدفوع از دو بدن در زمانهای مختلف روی میدهد، اما قاعدگی برای هر دو جسم همزمان رخ میدهد. در سن 19 سالگی ازدواج کرده است و یکسال بعد، طرف چپ حامله شده است اما چهار ماه بعد بعلت تهوع مداوم و پایدار سقط جنین رخ داده است.
این پزشک می افزاید زمانی که من وی را از حامله شدن طرف چپ خبر دار کردم، وی بسیار متعجب شد زیرا به من گفت که همیشه از اندامهای تناسلی سمت راست خود برای آمیزش استفاده مینموده است!!


 

 

Laloo Ramparsad متولد هند سال 1869 در منطقه (Oudh (now Awadh. طبق بعضی منابع laloo مسلمان بود و نام اصلی وی "Mohammedan" بوده است اما از انجائیکه وی در نمایشها و معرفیها از اینکه او را هندو معرفی کنند ابائی نداشت، لذا بیشتر وی را هندو میدانند.

به هر تقدیر laloo اولین بار توسط یک مرد نگلیسی به نام George Gill شناسایی شد و در سال 1888 به لندن آورده شد. پس از آن laloo به آلمان سفر کرد و از آنجا نیز به آمریکا رفت (1891) .
همزاد دوقلوی laloo به واقع یک مرد مینیاتوری و کامل بود اما بدون سر، بخشی از بدن برادر دوقلوی ناقص وی از قفسه سینه او آویزان بود و همراه با وی رشد میکرد.

اما نکته فجیع قضیه اینجا بود که این تنه دارای یک آلت جنسی بود و هر از چند گاهی نه تنها از خود ادرار دفع میکرد بلکه دچار تحریک جنسی نیز می شده است ( حالت نعوظ )، این قضایای بغرنج باعث شد که کم کم نامlaloo در جهان معروف گردد. laloo برای جلوگیری از افشای این قضیه و کمی هم رنگ و لعاب دادن به نمایشهایش، لباس بزک کرده و زیبایی را به تن همزاد خود میکرد و آنرا خواهر خود مینامید تا جائیکه در تصاویر تبلیغاتی نمایشهای وی نوشته شده بود : مردی با دو بدن - ترکیبی از خواهر و برادر!

laloo نمایشهای خود را در سیرک (Ringling Bros. and Barnum & Bailey Circus) اجرا میکرد. پس از آن در سال 1894 ازدواج کرد. در سال 1905 در حالیکه با سیرک (Norris & Rowe Circus) عازم مکزیک برای اجرای برنامه بود، در حادثه قطار جان خود را از دست داد.

 


 Perumal یا Piramal به سال 1888در مدرس (Madras) هندوستان به دنیا آمد و به دلیل وضعیت خاصی که داشت، از همان کودکی وارد نمایشهای سیرک و معرکه گیری شد و با کوتوله هندی Soopromanien Munsamy و دو کودک دیگر Gondio و Apexia همکار شد. وی آمریکا را با سیرک Ringling Bros سیاحت نمود و در سال 1915 به هند بازگشت. گفته شده ایشون در غذا خوردن بسیار سختگیر بود و دست پخت آشپزهای آمریکایی را نمیخورد تا جائیکه به ناچار برای Perumal یک آشپز هندی استخدام کردند! همزاد Perumal دختر بود.

بدنی که مستقیما از بدن اصلی تغذیه میکند، یکی از نادرترین انواع ناهنجاری و اختلال به شمار میرود. بدن دوم که معمولا کامل نیست و بخشی از یک بدن است ، در واقع همزاد (برادر یا خواهر) یا دوقلوی بدن اصلی به شمار میرود به همین سبب به آن دوقلوی انگلی یا parasitic twins می گویند.




دسته بندی : علوم غریبه و ماورائه الطبیئه , _-*-_وحشتناک_-*-_ ,
 

کفتون ببره !. . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 09:35 بعد از ظهر - 1390/05/13

کفتون ببره !. . .

الان داشتم وبلاگ up می کردم
در ضمن خواستم یه فیلم جلب جدید از سرور media fire دانلود کنم

که این شماره رمز را دیدم و گفتم بد نیست بگذارم تو بلاگ
در ضمن اظافه کنم در کل عدد 9 با من خوبه من جمله شماره تلفنم
09359090497




دسته بندی : خاطرات ,
 
 
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ]
 
 

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic