I Here For U & 4 Ever Afther

انقلاب رنگ ها (عکس جلب56)

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 06:43 بعد از ظهر - 1390/06/14

انقلاب رنگ ها (عکس جلب64)















 و بقیه هم در ادامه مطلب . . .



دسته بندی : _-*عکس جلب*-_ ,
 

مردی تنها

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 01:28 بعد از ظهر - 1390/06/13


مردی تنها . . .

نیچه درباره او گفت :‌ ” مطلقا تنها بود و کمترین دوستی نداشت و فاصلهٔ میان یک و هیچ لایتناهی است ” .

و گوته درباره او چنین پیش‌بینی کرد:”  آرتور، پسر این خانم، روزی شهره جهان خواهد شد”.

و خودش می‌گفت:‌”‌همه آرزوها از نیاز سرچشمه می‌گیرد، یعنی از کمبودها و از رنج‌ها”.

خانم‌ها،آقایان معرفی می‌کنم :‌ بدبین‌ترین فیلسوف به جهان ” آرتور شوپنهاوئر”.

شوپنهاوئر

تمام تفکرات این فیلسوف آلمانی به یک طرف دیدگاهش نسبت به زن و ازدواج طرف دیگر.شوپنهاوئر تا پایان زندگی خود

ازدواج نکرد که این موضوع به فلسفه و دیدگاه‌های او در این زمینه برمی‌گردد که در اینجا برخی از نظریات او را در

این زمینه می‌خوانیم.

۱ – ازدواج‌ کردن، نصف‌کردن حقوق و دو برابرکردن وظایف است.

۲ – با مصلحت دیگران ازدواج کردن، در جهنم زیستن است.

۳ – ازدواج یعنی با چشمان بسته، به‌امید گرفتن یک مارماهی، دست فروبردن در جوالی پر از مار.

۴ – عشق و عاشقی هرچند اثیری و پراحساس ابراز گردد، بازهم ریشه در شهوت دارد و بس.

شوپنهاوئر

۵ – ازدواج‌کردن یعنی انجام‌دادن هر کار ممکنی برای متنفر‌شدن از یکدیگر!

(نقل شده در کتاب تسلی بخشی‌های فلسفه-آلن‌دوباتن)

شوپنهاوئر از پدری تاجر و ثروتمند و مادری نویسنده به دنیا آمد.برخی رابطه بد مادر با او را تنفر دائم از زنان در ذهن

او می‌دانند که باید قدری با دیده تردید در این موضوع نگریست چون او تا پایان عمر بر روی این موضوع تاکید داشت.

وقتی کتاب‌های شوپنهاوئر از طرف مردم مورد توجه قرار نگرفت او به شدت آزرده خاطر شد در زمان تدریس

در دانشگاه هم با همین مشکل مواجه شد برای همین او به شدت از مردم و جامعه دوری گزید.

شوپنهاوئر

شوپنهاوئر در دوران مختلف زندگی خود در پی شناخت خود و چرای‌های وجود خود بود در کتاب “مکتوب” داستانی به

این شکل آمده که نشان می‌دهد او تا چه حد در پی این موضوع بوده است :

شوپنهاوئر فیلسوف آلمانی در جستجوی پاسخ پرسش هایی که آزارش می دادند در خیابانی در شهر درسدن قدم می زد.

هنگام عبور از کنار یک باغ ، تصمیم گرفت بنشیند و گل ها را تماشا کند.یکی از ساکنان آن حوالی رفتار غریب فیلسوف

را دید و پلیس را خبر کرد. چند دقیقه بعد یک افسر پلیس به شوپنهاوئر نزدیک شد و با صدای بلند پرسید: تو کیستی ؟

شوپنهاوئر سراپای پلیس را برانداز کرد و گفت: اگر بتوانی در یافتن پاسخ این سئوال به من کمک کنی تا

ابد مرهون تو می شوم .




دسته بندی : حکایت و داستان ,
 

تهران رتبه نخست استفاده از سایت های مستهجن در جهان !!!

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 10:43 قبل از ظهر - 1390/06/13

تهران رتبه نخست استفاده از سایت های مستهجن در جهان !!!

معاون اطلاعات سپاه فجر استان فارس گفت: بر اساس تحقیقات ارتش سایبری سپاه در زمینه مراجعه کاربران ایرانی به سایت‌های غیراخلاقی، شیراز رتبه ششم کشور را دارد.
ابراهیم بیانی در جمع مدیران و فرماندهان پایگاه مقاومت ادارات استان فارس اظهار داشت: بر اساس این آمار استان‌های تهران، یزد و اصفهان در رده‌های نخست تا سوم قرار دارند.
بیانی ادامه داد: همچنین بر اساس آمار دیگری در زمینه استفاده کاربران اینترنت از سایت‌های غیراخلاقی در بین ۱۸۲ کشور جهان تهران مقام نخست و شیراز رتبه پانزدهم (شهر همیشه س.ک.س.ی  Mohajer4ever)را به خود اختصاص داده است.
وی بیان کرد: با این آمار تکان دهنده چگونه ممکن است با وجود ماهواره‌ها دیگر انگیزه‌ای برای حضور جوانان در مساجد، روزه گرفتن و انجام فریضه امر به معروف باشد.
معاون اطلاعات سپاه فجر استان فارس بیان کرد: یکی از موضوعاتی که دشمن از آن برای جدایی مردم از دین و تهی کردن نظام استفاده می‌کند ابزار فرهنگی و بهره‌گیری از سایت‌های اینترنتی فاسد، شبکه‌ها و آنتن‌های ماهواره است که قارچ گونه در حال رشد هستند.

بیانی ادامه داد: ایجاد اباهی‌گری و تعطیل کردن امر به معروف و نهی از منکر در کشور، با هجمه سنگین از طریق ماهواره‌ها که امروز بیش از ۵۰ درصد مردم از آن استفاده می‌کنند از برنامه‌های اصلی دشمنان است.

معاون اطلاعات فرمانده سپاه فجر استان فارس خاطرنشان کرد: هجمه به ارزش‌های دینی جامعه از جمله حجاب، عفاف، نوع‌دوستی، پرکاری و توسعه بی‌بند و باری نیز از اهداف دیگر دشمنان است که در شبکه‌های ماهواره‌ای روی آن کار می‌کنند.

وی تصریح کرد: استفاده از ماهواره‌ها و پیگیری مختلف آن به نوعی در جامعه اسلامی ایران تاثیر گذاشته است که طبق آمار، افرادی نیز به علت سیگنال ندادن برخی شبکه‌های خارجی از جمله فارسی‌وان اقدام به خودکشی کرده و یا مانع رفت و آمدهای خانوادگی شده‌اند.

این مقام مسئول تصریح کرد: پدران و مادران باید با هوشیاری مراقب فرزندان خود باشند که آنان دچار هجمه شدید ماهواره‌ها و توسعه ترویج بی‌بند و باری نشوند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به هفته دولت اشاره کرد و اظهار داشت: کار مسئولان نظام تنها نباید روبان چینی باشد و آنان باید تلاش کنند که با عملکرد خود کاری نکنند که مردم که ولی نعمت هستند از آنان جدا شوند.

بیانی ادامه داد: مردم هستند که بر ما منت دارند اما پاسخگویی به مردم در برخی ادارات شایسته آداب اسلامی نیست و کار مردم با امروز و فردا شدن به تعویق می‌افتد.




دسته بندی : مسائل جنسی (-س.ک.سولوژی-)+انحرافات آن ,
 

باز کردن قفل معادله‌ی موفقیت‌تان

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 08:15 قبل از ظهر - 1390/06/13

باز کردن قفل معادله‌ی موفقیت‌تان . . .



پیش از آغاز: حقیقتا این مقاله‌ی نسبتا طولانی یکی از جذاب‌ترین و زیباترین مقالاتی بوده که تا به امروز ترجمه کردم. خواهش می‌کنم وقت بگذارید و تک‌تک کلمات انرژی‌بخش‌اش را بخوانید. پیتر برگمان با نوشته‌های بی‌نظیرش، قطعا یکی از قهرمانان زندگی من است!

 

وقتی جیم وولفنزون یک دانشجوی سال دوم در دانشگاه سیدنی بود، یک روز دوستی به نام روپرت بلیگ ـ کاپیتان تیم شمشیربازی دانشگاه ـ از او پرسید که آیا می‌تواند فردای آن روز در مسابقات شمشیربازی دانشگاه‌های کشور در ملبورن مسابقه بدهد؟

جیم گفت: “تو دیوونه شدی. من تا حالا اصلا شمشیر رو لمس هم نکردم!”

اما روپرت دیوانه نبود؛ تنها ناراحت بود. یکی از اعضای تیم او بیمار شده بود و روپرت باید فردی را جایگزین او می‌کرد تا بتواند در آن مسابقات شرکت کند.

یک مسئله‌ی مهم‌تر هم وجود داشت. جیم پول سفر به ملبورن و هیچ شانسی برای موفقیت نداشت.

اما او گفت: “خیلی خوب؛ باشه. یک کاری‌اش می‌کنیم.”، پول سفر را از پدر و مادرش قرض گرفت و هر چیزی را که می‌توانست از هم‌تیمی‌های جدیدش در یک جلسه‌ی تمرین در ملبورن یاد گرفت.

چه داستان عجیبی می‌شد اگر جیم یک استعداد کشف‌نشده بود که همه‌ی رقبای‌اش را می‌برد. اما واقعیت این‌طوری نبود. جیم همه‌ی مسابقه‌ها را بدون کسب حتا یک امتیاز باخت!

چه داستان عجیبی می‌شد اگر جیم یک استعداد کشف‌نشده بود که همه‌ی رقبای‌اش را می‌برد. اما واقعیت این‌طوری نبود. جیم همه‌ی مسابقه‌ها را بدون کسب حتا یک امتیاز باخت!

اما او هنوز هم در خاطرات خواندنی‌اش “یک زندگی جهانی” می‌نویسد: “من سعی کردم روش‌های جدیدی برای گرفتن امتیاز از حریف ابداع کنم … یادم نمی‌آید قبل از این تجربه، لحظاتی چنین مفرح داشته باشم.”

با وجود باخت‌های‌اش تیم او قهرمان مسابقات شد. و جیم هم برای سال‌ها به شمشیربازی چسبید، به‌شکل ناگهانی در مسابقات شمشیربازی المپیک ۱۹۵۶ شرکت کرد و از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵ رئیس بانک جهانی شد.

اما تجربه‌ی شمشیربازی جیم، چه تأثیری بر زندگی شایسته‌ی احترام اقتصادی و سیاسی او گذاشت؟ همه جور تأثیری.

هر داستان زندگی با معیارهای بی‌نهایت زیادی که بر سرنوشت آن فرد تأثیرگذارند، پیچیده می‌شود. البته گروهی از الگوها وجود دارند که ما معمولا براساس آن‌ها با تجربیات‌مان روبرو می‌شویم. در طول زمان این الگوها، آینده‌ی ما را رقم می‌زنند.

برای بسیاری از ما، الگوهای‌مان می‌توانند خیلی زود در زندگی‌مان روشن شوند. الگوهای جیم ـ چیزهایی که باعث شدند جیم به موفقیت‌های شخصی، اقتصادی و سیاسی قابل توجهی برسد ـ در شکست‌های او در شمشیربازی‌اش نهفته بودند.

اول چند تا اعتراف بکنم: من جیم را مدت زیادی است که می‌شناسم و همیشه شیفته‌ی او بوده‌ام. البته این شیفتگی تنها به دلیل موفقیت‌های‌ او نبوده است؛ بلکه برای یگانگی شخصیت او به‌عنوان یک فرد و به‌عنوان یک ره‌بر بوده است. او همیشه در فهرست کوتاه آدم‌هایی بوده که من همیشه دوست داشتم وقتی بزرگ شدم، مثل آن‌ها باشم. من هنوز هم دارم برای تحقق این آرزو تلاش می‌کنم!

خوب چه الگویی پشت موفقیت جیم بود؟

روان‌شناسان احتمالا بر نوع تربیت او تمرکز می‌کنند. او در فقر بزرگ شد و در ترکیب پویایی از عدم امنیت و آرزومندی که زیربنای بسیاری از داستان‌های موفقیت است، رشد یافت. مربیان راه و روش زندگی (Life Coachs) ممکن است به اشتیاق او برای پذیرش موقعیت‌هایی که از دسترس او خارج بودند و آغوش همیشه باز او برای دریافت کمک از دیگران اشاره کنند. مطمئنا مشاوران هم مدعی می‌شوند که جزیی از این موفقیت بوده‌اند.

اما منبع اصلی موفقیت جیم ذهن تحلیل‌گر او و روش نظام‌مند او برای حل مسائل بود. او خود را وسط یک مهلکه می‌انداخت، موقعیت را ارزیابی می‌کرد، تلاش می‌کرد سیستم را بشناسد و کشف کند که سیستم دارد از این راه به کجا می‌رود. او کم‌ترین تعداد اقداماتی را که بزرگ‌ترین تأثیر ممکن را می‌گذاشتند تعیین می‌کرد و بعد به‌سراغ اجرای آن‌ها می‌رفت.

با این حال احتمالا استادان او در هاروارد با این گزاره موافق‌اند که اگر او واقعا توانایی‌اش را نداشت نمی‌توانست به همه چیز برسد. جیم باهوش و بامهارت بود. او به‌سختی کار می‌کرد و هیچ وقت از یاد گرفتن دست نمی‌کشید. البته داستان سفر او به ملبورن برای شمشیرسازی داستانی دراماتیک است؛ اما موفقیت او به‌عنوان یک شمیرباز ـ و البته یک ره‌بر اقتصادی و جهانی ـ در فاصله‌ی میان آن مسابقات و المپیک نهفته است. او سال‌ها برای بهبود مهارت‌ها و افزایش استعدادش به‌سختی تلاش کرد.

احتمالا الگوی موفقیت جیم در واقع یک معادله است: جیم = شخصیت یگانه + عدم امنیت + آرزومندی + بله گفتن + کمک خواستن + حل مسئله + خوش‌بینی + روابط + قابلیت داشتن. می‌بینید! همان‌طور که گفتم، هر داستان زندگی بسیار پیچیده است!

با این حال هر چقدر بیش‌تر در مورد جیم فکر می‌کنم، بیش‌تر متوجه سادگی موفقیت او می‌شوم. یک نیروی پنهان تصمیم‌گیری او را به پیش می‌برد. این، کلیدِ حل آن معادله بود. بدون این نیرو، استعداد بی‌نظیر جیم به هدر می‌رفت.

این دقیقا کلیدی‌ترین سؤال است.

اغلب انسان‌ها وقتی که موقعیتی جدید، برداشتن گام بعدی یا تصمیم‌گیری را بررسی می‌کنند، می‌پرسند: “آیا موفق خواهم شد!؟”

اما جیم سؤال دیگری پرسید: “آیا ارزش ریسک‌اش را دارد؟”

تفاوت میان این دو سؤال تفاوت میان هیچ وقت شمشیربازی نکردن و شمشیربازی در المپیک است. وقتی روپرت از جیم خواست تا در مسابقات قهرمانی شرکت کند، هیچ شانسی برای موفقیت وجود نداشت. شکست، نتیجه‌ای غیرقابل اجتناب بود. اما آیا ارزش ریسک‌اش را داشت؟ برای جیم مطمئنا بله.

رویکرد جیم در زندگی پذیرش ریسک‌ها، یادگیری از آن‌ها و استفاده از این دانش برای درک و تحلیل ریسک بعدی بود. شکست جزیی غیرقابل انکار از استراتژی او است.

ریسک‌پذیری واقعا نیازمند شکست است. شما باید به‌اندازه‌ی کافی از شکست بترسید تا به‌سختی کار کنید و از روبرو شدن با ریسک‌ها سربلند بیرون بیایید؛ اما در عین حال نه این‌قدر که باعث شود از همان ابتدا هیچ ریسکی نکنید. اگر از عینک یادگیری نگاه کنیم، شکست حداقل به‌اندازه‌ی موفقیت مفید است. کار کردن روی چیزهایی که مطمئن هستید به‌سرانجام می‌رسند، چیزهایی را که می‌توانید به آن‌ها برسید به‌شدت محدود می‌کنند. به‌جای آن ریسک‌پذیر باشید و ببینید چه رخ می‌دهد.

پس از پایان دوره‌ی ریاست‌اش بر بانک جهانی، رئیس جمهور وقت ایالات متحده جورج بوش پسر از او خواست تا نماینده‌ی ویژه‌ی او در مذاکرات صلح خاورمیانه با محوریت مسائل نوار غزه باشد. اگر او می‌پرسید که “آیا نتیجه‌بخش است؟” هرگز با چنین کاری موافقت نمی‌کرد. اما به جای آن او تنها سؤالی را که مهم بود پرسید: “ارزش‌اش را دارد؟” و آن پست را پذیرفت.





دسته بندی : روانشناسی ,
 

بازیگرانی که روزی روزگاری مو داشتند

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 05:33 بعد از ظهر - 1390/06/12

بازیگرانی که روزی روزگاری مو داشتند !...(عکس جلب61)





























دسته بندی : _-*عکس جلب*-_ ,
 

10 روش مبارزه با کچل شدن (طنز)

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 03:31 بعد از ظهر - 1390/06/12

10 روش مبارزه با کچل شدن (طنز)

این مقاله فقط جنبه طنز و سرگرمی دارد و قصد توهین به شخص خاصی ندارد.

گر چه خودم هم دارم یواش یواش (چه عرض کنم تند تند) کچل می شم

 

1. همیشه سر خود را با تیغ بتراشید.

طبق قانون بقای ماده، اگر مویی درنیاید، چیزی هم برای ریختن نخواهد بود. با این تمهید دیگر کچل نمی‌شوید؛ فقط تمام عمر بی‌مو خواهید بود.

 

2. یکی از دلایل ریزش مو، تغذیه نامناسب است

. با توجه به ارزانی بی‌دلیل ارزاق، حتما در وعده‌های اصلی یا میان‌وعده‌های خود، از موادغذایی مقوی مانند مغز ران، چنجه، شاه میگو، لابستر، شنیسل پری دریایی و... استفاده کنید. اگر مانع ریزش موی سرتان نشوند، باعث خیلی چیزهای دیگر خواهند شد.

 

3اگر موهای حساسی دارید، برایشان موسیقی ملایم پخش کنید

تحقیقات نشان داده موهایی که روزی دو تا سه ساعت در معرض موسیقی قرار می‌گیرند، حساسیتشان برطرف می‌شود؛ یعنی کلا بی‌حس می‌شوند. برای اینکه موهایتان جان سگ پیدا کنند و دیگر با انبر هم نشود آنها را کند، برایشان روزی دو ساعت این آهنگ را پخش کنید: همه چی آرومه/ من چه‌قدر خوشحالم!

 

4بدون کلاه‌خود برنامه‌های شاد و مفرح تلویزیون را تماشا نکنید.

تحقیقات یک کارشناس چینی که دیپلم ردی دارد نشان داده هفتاد درصد کسانی که تلویزیون می‌بینند، ناخودآگاه نیمی از موی سرشان را می‌کنند.

 

5سر جای پارک، گیس و گیس‌کشی نکنید

. همیشه مطمئن باشید بعد از یک ساعت جای پارک پیدا می‌شود؛ ولی موهایتان را که لای انگشت همشهری محترم باقی‌ مانده با هیچ چسبی نمی‌توانید دوباره سرجایش بچسبانید.

 

6 اگر پیک‌موتوری هستید، از گذاشتن کلاه ایمنی خودداری کنید.

آدم مخش روی آسفالت بپاشد، بهتر است تا کچل بشود. بررسی‌های یک دانشمند کچل روس نشان داده امکان کچل‌شدن کله‌ای که روی جدول پاشیده حوالی صفر است.

 

7 سرخ‌پوست کچل تاکنون گزارش نشده است.

هر چه سریع‌تر رنگ پوستتان را عوض کنید. البته مطالعات یک انستیتوی کچل درمانی در گوانگجو ثابت کرده با سیلی صورت را سرخ نگه داشتن باعث مودارشدن نمی‌شود.

 

8 خواننده شوید

. تا امروز به جز یک مثال نقض، خواننده کچلی دیده نشده؛ اما شنونده کچل تا دلتان بخواهد دیده شده است.

 

9 سرمربی شوید.

فوتبال معجزاتی دارد که آدم انگشت به دهان می‌ماند. مشاهده شده طرف در دوران بازیکن‌بودن مو نداشته؛ ولی تا شده سرمربی، یک‌دفعه گیس گلابتون شده است.

 

10 از مالیدن قیر داغ روی پوست سرتان با بیل غیربهداشتی جدا خودداری کنید.

چی؟ کدام آدم عاقلی با بیل غیربهداشتی این کار را می‌کند؟ یعنی می‌فرمایید آدم‌های نادان اگر کچل بشوند، اشکالی ندارد؟ آیا می‌دانید آدم نادان کچلی که بیل غیربهداشتی هم دستش باشد، چه‌قدر می‌تواند امنیت جامعه را به خطر بیندازد؟ این را وقتی می‌فهمید که در آرامش مشغول برنزه‌کردن باشید، یک‌دفعه چشم باز کنید و ببینید یک آدم نادان کچل بیل به دست بالای سرتان ایستاده! پس توصیه‌های ایمنی را جدی بگیرید.

 




دسته بندی : مطالب طنز ,
 
 
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]
 
 

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic