I Here For U & 4 Ever Afther

خانمها چه حسی به مردان کچل دارند ؟!!

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 10:14 قبل از ظهر - 1390/06/31

خانمها چه حسی به مردان کچل دارند
مردانی که مجبورند با کچل شدن تدریجی خودشان کنار بیایند، خیلی نگران این هستند که در نظر جنس مخالفشان چه اتفاقی برای ظاهر آنها می‌افتد. نمی‌توان نظر همه زنان را یکسان تلقی کرد اما شاید اگر نظر اکثریت خانم‌ها را بدانید کمی تعجب کنید.
قبل از هر چیز باید بگوییم که همانطور که مرادان ظاهربین در دنیا وجود دارند، زنان ظاهربین هم هستند. مطمئناً اصلاً دوست ندارید با چنین زن‌هایی باشید پس چه اهمیتی دارد که چه فکری می‌کنند؟
اگر واقعگرایانه به این مسئله نگاه کنیم، اکثریت زنان درست مثل مردان اولویت‌های خاصی برای خود دارند. ممکن است لزوماً وسواسی یا سخت‌گیر نباشند اما از نظر ظاهری به دسته‌ای از مردان تمایل بیشتری دارند – مثلاً مردان قدبلند با پوست و مو تیره، مردان پِرمو با ظاهر ورزشکاری، مردان متفکر و باهوش و دسته‌های مختلف دیگر. هیچ اشکالی ندارد. مردها هم همینطور هستند. بعضی از مردها زن‌های قدبلند دوست دارند بعضی قدکوتاه. بعضی از مردها عاشق زن‌های آرام هستند و بعضی زن‌ها پر شر و شور را ترجیح می‌دهند. متوجه منظورمان می‌شوید؟ فرای همه اینها، اجازه بدهید درمورد نظر خانم‌ها درمورد مردهای بی مو و کم مو توضیح دهیم.زن‌ها مردهای بی مو را دوست دارند. اما می‌خواهید بدانید که با نگاه کردن به مردهای بی مو چه فکری می‌کنند؟ برای آنها مهم اعتماد به نفس شماست. نگاه می‌کنند ببینند آیا هیکل خوبی دارید یا نه، به مدل لباس‌پوشیدنتان نگاه می‌کنند و بوی تنتان. همه اینها برای آنها مهم است.
مردهای بی مویی که بقیه این ویژگی‌هایشان مطابق میل خانم مورد نظرشان باشد، هیچ جای نگرانی ندارند.

صادقانه بگوییم، هیکل مردها قدرت زیادی برای جلب نظر خانم‌ها دارد، حتی بیشتر از موهای روی سرشان. مردهای بی مو بسیار جذاب زیادی وجود دارند که زن‌ها عاشقشان هستند. بااینکه جذابیت ظاهری برای تاثیر اولیه روی آدم‌ها نقش مهمی دارد اما مهمترین چیز و جذاب‌تری چیز برای یک مرد داشتن اعتمادبه‌نفس، ظاهری خوب و مرتب و رفتار مناسب است. اینها جذاب‌ترین ویژگی‌های روی زمین هستند. مردی که بداند چه ویژگی‌های خوبی دارد و از آنها استفاده کند، همین.

اما کچل بودن همیشه هم جذاب نیست. مردهای کچل زیادی را می‌بینید که موهای یک طرف را به سمت دیگر سرشان شانه می‌زنند که واقعاً مسخره به نظر می‌رسد! به همین خاطر است که کمی رسیدگی می‌تواند حتی بدون داشتن مو تغییر شگرفی در جذابیت شما ایجاد کند. مردان کچل می‌توانند موهای باقیمانده خود را خیلی کوتاه بتراشند یا از سبک‌ها و مدل‌های جذاب و جدید دیگر استفاده کنند که همه آنها به بهبود ظاهرشان کمک می‌کند. می‌توانید از آرایشگرتان بخواهید در این زمینه کمکتان کند.
زنان زیادی هستند که اهمیتی به موهای طرفشان نمی‌دهند. پس سعی کنید وقت بیشتری را صرف ورزش کردن، رسیدگی به وضعیت لباس‌پوشیدنتان کنید و از آرایشگرتان هم مشاوره بگیرید و موهای باقیمانده سرتان را به بهترین نحو کوتاه کنید تا به نظر خانم‌ها با وجود کچل بودن جذاب برسید..




دسته بندی : ازدواج و رابطه ,
 

سوتی مجری ، در برنامه اردیبهشت (شبکه چهار * زنده) (\_-*-_چند رسانه ای جلب3_-*-_/ )

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 11:20 بعد از ظهر - 1390/06/28

 سوتی مجری ، در برنامه اردیبهشت (شبکه چهار * زنده)

 (\_-*-_چند رسانه ای جلب4_-*-_/  )


 سوتی
مجری ، در برنامه اردیبهشت (شبکه چهار * زنده)


[http://www.aparat.com/v/f3005354c9b71255349c3ededee1dcf844382]



(ماشین آشغال) در همه جهان بده . . .


[http://www.aparat.com/v/2f384466a8f3cc12bbd45d984ff7776543798]



پدر منو تنها نگذ ا ا ا ر . . .



[http://www.aparat.com/v/bf3c81428767d81d5d6907315cb587ee43808]




دسته بندی : \_-*-_چند رسانه ای جلب_-*-_/ ,
 

ذهن خلاق . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 02:08 بعد از ظهر - 1390/06/28


ذهن خلاق . . .

ذهن خلاق این‌بار میرسد به هنرمند بلژیکی Vim delvoye به خاطر این‌که نشان داد می‌توان

هنر و خلاقیت را به دم دستی‌ترین چیزهای زندگی کشید و نشان داد که هنر مدرن می‌تواند

هر ظاهر تمدنی را تبدیل به اثر هنری کند.در زیر تصاویر لاستیک‌ ماشینی را خواهید دید که

نقش و نگارهای هنرمندانه‌ی بر روی آن نقش بسته.




دسته بندی : هنری/فرهنگی و گردشگری ,
 

حقوق پایمال شده زنان!!

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 10:18 قبل از ظهر - 1390/06/28

حقوق پایمال شده زنان!! . . .

از بچگی همه ما این را شنیده ایم که حقوق زنها پایمال میشود. آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است؟



از کودکی شروع میکنیم:

در کودکی: 
پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد.
دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی به ماتحتشان میخورد
خودتان قضاوت کنید: کدام ضربه درد بیشتری دارد؟

روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود
پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند
دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند.

هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند
پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون.
دخترها هیچی نمیشدند. چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود.

هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد:

پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر، کار دستشان ندهد.
دخترها به بغل پدر می پریدند و چپ و راست قربون صدقه می شنویدند.

روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد:

پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره 4 میزدند و مزین به لغت نامأنوس کچل میشدند
دخترها فقط به پسرها میگفتند: چطوری کچل؟

در 18 سالگی
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و 2 سال از زندگیشان هدر نرود.
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است.

در دانشگاه:

پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط می شوند
دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده می فروشند.

در هنگام نمره گرفتن:

پسرها خودشان را جر میدهند تا 9٫5 آنها 10 شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند
دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره 4 ٫ 5 آنها به 17 تبدیل میشود.

در کافی شاپ:

پسرها حساب میکنند. دخترها میگویند: مرسی!

در مخ زدن:

پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند
دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند فدای سرم.

هنگام خواستگاری:

پسرها باید خانه، ماشین، شغل مناسب، مدرک دهن پر کن، قد رشید، هیکل خوش فرم، خوشتیپی و هزار تا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و … برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند.
دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند.

هنگام ازدواج:

پسرها باید شیربها، مهریه، خرید عروسی، جواهرات گوناگون، جشن و سالن و … را از سر قبر پدرشون تهیه کنند.
دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزار تا منت آنها را قبول کرده، دور ریخته و یه سری جدید بخرد.

هنگام زندگی عشقولانه دو نفره:

پسرها باید بگویند: چشم، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان و مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند.
دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ.

کار کردن:

پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند.
دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالی که ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ موی دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحلیل علمی داشته باشند...


 




دسته بندی : مطالب طنز ,
 

دو داستان از دوستی ها . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 08:05 قبل از ظهر - 1390/06/28

دو داستان از دوستی ها . . .

پند های جغد . . . 

 

 

آورده‌اند که مرغان با سلیمان نبی (ع) شکایت کردند که در میان ما مرغی است نام وی بوم(جغد)، در آبادانی نیاید، طعام بنی آدم نخورد، گوش دراز دارد و بر بام ها نشیند و شیون کند و بر گورستان ها جایگاه دارد.

سلیمان وی را بخواند و گفت: مرغان از تو شکایت می کنند!

گفت: بلی در میان ایشان نروم تا از بلای حسد ایشان برهم، طعام بنی آدم نخورم، که ناخورده مرا می زنند. چون قوت ایشان خورم سیلی بیشتر خورم و خواری بیش کشم. دو گوش دراز دارم که بیشتر شنوم و از شنیدن آفت نیاید و از گفتن آید .بر بام ها شیون زنم که بدین قصر ها غره مشوید که به شما نگذارند. به گورستان ها باشم که بگویم ای صاحب قصرها صاحب قبر شدید، راست گفتم یا دروغ گفتم؟

سلیمان(ع) گفت: این مرغ را تعرض مرسانید که بسیار حکیم است.

یک دوست، حتی وقتی کاری میکند که دوست ندارید، هنوز دوست شماست . . . 

 

 

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید.

آن روز با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند.

بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود خان از خستگی و تشنگی از پا در بیاید. گرمای تابستان تمام جویبارها را خشکانده بود و آبی پیدا نمی کرد، تا اینکه رگه ی آبی دید که از روی سنگی جاری بود. خان شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و ظرف نقره ی کوچکش را که همیشه همراهش بود، برداشت. پرشدن ظرف مدت زیادی طول کشید، اما وقتی می خواست آن را به لبش نزدیک کند، شاهین بال زد و جام را از دست او بیرون انداخت.

 

چنگیز خان خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، شاید او هم تشنه اش بود. جام را برداشت، خاک را از آن زدود و دوباره پر کرد. اما جام تا نیمه پر نشده بود که شاهین دوباره آن را پرت کرد و آبش را بیرون ریخت. چنگیزخان حیوانش را دوست داشت، اما می دانست نباید بگذارد کسی به هیچ شکلی به او بی احترامی کند، چرا که اگر کسی از دور این صحنه را می دید، بعد به سربازانش می گفت که فاتح کبیر نمی تواند یک پرنده‌ی ساده را مهار کند.

این بار شمشیر از غلاف بیرون کشید، جام را برداشت و شروع کرد به پر کردن آن. یک چشمش را به آب دوخته بود و دیگری را به شاهین. همین که جام پر شد و می خواست آن را بنوشد، شاهین دوباره بال زد و به طرف او حمله آورد. چنگیزخان با یک ضربه ی دقیق سینه ی شاهین را شکافت.

ولی دیگر جریان آب خشک شده بود. چنگیزخان که مصمم بود به هر شکلی آب را بنوشد، از صخره بالا رفت تا سرچشمه را پیدا کند. اما در کمال تعجب متوجه شد که آن بالا برکه ی آب کوچکی است و وسط آن، یکی از سمی ترین مارهای منطقه مرده است. اگر از آب خورده بود، دیگر در میان زندگان نبود. خان شاهین مرده اش را در آغوش گرفت و به اردوگاه برگشت. دستور داد مجسمه ی زرینی از این پرنده بسازند و روی یکی از بال هایش حک کنند:

یک دوست، حتی وقتی کاری میکند که دوست ندارید، هنوز دوست شماست . . . 

و بر بال دیگرش نوشتند: هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است.




دسته بندی : حکایت و داستان ,
 

خصوصیات بچه مثبت . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 10:10 قبل از ظهر - 1390/06/26

خصوصیات بچه (+*+/ \ +-+مثبت+-+ \ /+*+) . . .

کسانی که از این عکس ناراحت شدند بیان پایین تا حالشون کنم
 (حالی بکنموشون)




بچه مثبت قد متوسطی دارد با چشم های قهوه ای ( در مواردی چشم روشن هم دیدیه شده است )

بچه مثبت فرق باز نمی کند ، ژل نمی زند ، هیچ وقت مدل تیفوسی و تن تنی و ... را روی کله اش امتحان نکرده است . موهایش را به یک طرف سرش شانه می کند و می خواباند .


بچه مثبت اگر کوسه نباشد ریش دارد ، اگر اهل ریش زدن باشد عمرآ ریش تنها یا خط ریش باریک یا پازلقی بلند را امتحان نکرده است .

بچه مثبت پیراهن پارچه ای ساده می پوشد ، گاهی چهارخانه و راه راه ، گاهی وقتها که غلظت آلاینده خلافش بالا بزند آستین کوتاه هم می پوشد .

در بیشتر موارد شلوار پارچه ای راسته می پوشد ، گاهی کتان و در موارد بسیار معدودی شلوار جین . او تا حالا شلوار هفت هشت جیب نپوشیده .

کفش های بچه مثبت از همین کفش های چرمی مردانه است ، گاهی هم کفش ورزشی می پوشد ، اما نه در رنگ های اجق وجق .

کمربند می بندد و ساعت بند چرمی .

بچه مثبت کتاب می خواند . هفته ای یکی دوتا هم نشریه می خرد . گاهی وقتها شعر می گوید یا داستان می نویسد .

بچه مثبت خلاف نیست . پایش را از محله بیرون نمی گذارد . پاتوقش نه زیر چراغ برق است ، نه سالن بدن سازی ، نه کافی نت . خیلی که دست از پا خطا کند می رود کتابخانه یا ویدئو کلوپ .


کسی به بچه مثبت سیگار تعارف نمی کند ، پیشنهادهای این چنینی را هم رد می کند . علی الاصول اهل خلاف ملاف نیست .

بچه مثبت گاهی عاشق می شود . عاشق دختر دایی یا دختر خاله اش . از همان اول هم به ازدواج فکر می کند . بلد نیست نامه عاشقانه بنویسد ، بنابراین از شعر زیاد استفاده می کند .

معدل بچه مثبت الف است . جزوه هایش مرتب و همیشه توی کلاس ردیف اول می نشیند . بچه مثبت فکر می کند دودره یعنی اتاقی که دو تا در داشته باشد !

عزیزمن  که ناراحت می شی
مثلا این عکس رو می گذاشتم . . .








دسته بندی : مطالب طنز ,
 
 
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]
 
 

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات