I Here For U & 4 Ever Afther

زیاد نشین بچه . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 03:58 بعد از ظهر - 1390/06/18

زیاد نشین بچه . . .

میدونم تکراریه ولی . . .

انسان امروزی بیش از هر زمان دیگری در طول تاریخ می نشیند. این موضوع مشکلاتی را در زندگی روزمره موجب می شود که نیاکان ما تا کنون تجربه نکرده بودند. این اینفوگرافیک حقایقی شگفت آور از آسیب های نشستن‌های طولانی مدت را به ما می‌آموزد.




دسته بندی : پزشکی و سلامت ,
 

مشخصه و ویژگی های یک صندلی اداری خوب . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 01:28 بعد از ظهر - 1390/06/6

مشخصه و ویژگی های یک صندلی خوب . . .



این مطلب را برای کسانی که
مثل خودم 24 ساعته پشت کامپیوتر هستند حالا چه Game چه Net

با توجه به این که معمولا بیشترین وقت خود را روی آن صرف می‌کنید باید بیشترین تناسب را با بدن داشته باشد.

اگر شما وقت زیادی را روی صندلی در محیط کار خود (حتی بیشتر از وقتی که در رخت‌خواب هستید) می‌نشینید، مطمئن باشید که برای بدنتان مضر است.

“آلن هج” پرفسور علم تکنولوژی و ایمنی و استاد دانشگاه کرنل می‌گوید: تنظیم پشتی صندلی و چگونگی قرار گرفتن مهره‌ها روی آن از مهمترین عوامل است. قسمت نشیمن‌گاه صندلی باید با بدن شما متناسب باشد، نه خیلی تنگ و نه خیلی پهن که نتوانید آرنج‌های خود را روی دسته‌های آن قرار دهید.

“جروم مکندز” سخنگوی انجمن ماساژ آمریکا می‌گوید: پاها باید بنحوی روی زمین قرار گیرد که به ستون فقرات آسیب نرساند و در ضمن این حالت رسمی بدن حفظ شود. قسمت میانی صندلی نباید گردش خون در پاها به خصوص در زانوها را دچار اختلال کند و خون در زانوها جمع شود. آرنج‌ها نیز باید به صورت ٨ از شانه‌ها فاصله داشته باشد. اگر پشتی صندلی شما از انواع فنری نیست به این معنی است که نشستن به شکلی نا به‌هنجار صورت می‌گیرد و باید به صندلی فروشی مراجعه کرد!





دسته بندی : پزشکی و سلامت ,
 

نه! تو را نمی شناسم

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 03:41 بعد از ظهر - 1390/06/2

نه! تو را نمی شناسم

  در سال 1923 روانپزشک فرانسوی، جوزف کاپگراس، گزارشی از یک اختلال روانی بسیار نادر منتشر کرد که تا امروز کماکان به صورت یکی از عجیب ترین و ناشناخته ترین موارد دنیای پزشکی باقی مانده و همچنان در دست تحقیق و مطالعه است.
 

نه! تو را نمی شناسم

جوزف کاپگراس

این بیماری که برای اولین بار توسط او شناسایی گردید، «سندرم کاپگراس» Capgras نامیده شد. بیمار او زن 53 ساله ای بود که ادعا می کرد همسر و دخترش توسط افراد غریبه ای جایگزین شده اند. بیمار در تشخیص چهره همسر و دخترش مشکلی نداشت، ولی به دلایل نامعلومی به خود قبولانده بود که آنها نمی توانند همسر و دختر واقعی اش باشند، بلکه بدل هایی بسیار شبیه به آنها هستند.

بعد از این مورد، روانپزشکان متعدد دیگری در نقاط مختلف جهان گزارشهای مشابهی را در مجلات پزشکی منتشر نمودند. در سال 1991، پزشکان بیمارستان «جان هاپکینز»، مورد یک خانم 74 ساله را گزارش کردند که عقیده داشت همسرش با مرد دیگری که وانمود می کند شوهر واقعی اوست، تعویض شده است. او از خوابیدن با مردی که تصور می کرد باید بدل همسرش باشد، خودداری می کرد.

شب ها در اتاق خواب را از داخل قفل می کرد و از پسرش خواسته بود برای او یک قبضه تفنگ تهیه کند تا در صورتی که مرد شیاد سوءقصدی نسبت به او نشان دهد، بتواند از خود دفاع کند! او در شناختن بقیه اعضای خانواده اش مشکلی نداشت.

شاید یکی از نادرترین اشکال این سندرم عجیب در سال 1386 در استان کرمان گزارش شده باشد. بیمار زنی 38 ساله مبتلا به اسکیزوفرنی (روان گسیختگی) بود که اعتقاد داشت نیمه پایین بدنش با همین قسمت بدن یکی از دوستان مونث اش که از نظر او «روصپی و بدنام» بود، عوض شده است!

نه! تو را نمی شناسم

در نوع کامل این سندرم هذیانی، بیمار متقاعد می شود که یک یا چند تن از نزدیکان اش (مانند همسر، پدر، مادر، فرزندان، بستگان و یا دوستان) با شیادان حرفه ای که سعی میکنند نقش افراد اصلی را بازی کرده و رفتار آنها را تقلید کنند، جایگزین شده اند. اما تا آن تاریخ هیچ مورد دیگری که در آن فرد مبتلا اعتقاد داشته باشد، نیمی از بدنش با نیمی از بدن یکی از نزدیکانش تعویض شده باشد، دیده نشده بود. از این رو پزشکان ایرانی این بیمار، اختلال وی را «کاپگراس ناقص» نامیدند و احتمال دادند که در آینده این حالت به عنوان زیرمجموعه ای مشخص از سندرم کاپگراس پذیرفته شود.

سندرم کاپگراس، علاوه بر آنکه برای فرد بیمار مشکل ساز است، می تواند برای نزدیکان و اطرافیان او نیز بسیار رنج آور، ناامیدکننده و فرساینده باشد. چرا که بیمار به دلیل پارانویای شدید و عدم اعتماد، تمامی رفتار و گفتار اشخاص بدل و جایگزین را قسمتی از نقشه های توطئه گرانه آنها تلقی می کند. بنابراین تلاش نزدیکان بیمار برای رفع این توهمات بی نتیجه می ماند و حتی سوءظن خصمانه وی را تشدید می کند. مثلا اگر همسر بیمار برای اثبات اینکه همسر واقعی اوست و کسی جای او را غصب نکرده، حرفهایی را پیش بکشد که آنها قبلا در خلوت خود به هم گفته بودند و کس دیگری نمی توانسته از آنها باخبر باشد، بیمار بلافاصله مشکوک می شود و نتیجه می گیرد که فرد شیاد این اطلاعات را با حیله، یا تهدید و شکنجه از همسر واقعی اش بدست آورده و بنابراین در ذهنیت او اوضاع حتی پیچیده تر از قبل می شود، چرا که حالا فرد بدل باید همدست های دیگری هم داشته باشد که او را در انجام این دسیسه چینی کمک کرده باشند!

متأسفانه این مسئله همیشه بدون خطر نیست. مواردی گزارش شده که بیمار از فرط درماندگی، فرد جایگزین را به قتل رسانده، به امید آنکه این بازی سرسام آور تمام شود و آدم های واقعی به سر جای خودشان برگردند. در ایالت میسوری، یک بیمار مبتلا به کاپگراس که معتقد بود پدرش با یک آدم فضایی عوض شده، سر او را قطع کرد تا باتری و میکروفیلمی را که فکر می کرد در سرش کار گذاشته اند، پیدا کند!

نه! تو را نمی شناسم

راماچاندران، دانشمند نورولوژیست هندی تبار و استاد دانشگاه کالیفرنیا در سن دیه گو، تحقیقات گسترده ای درباره این بیماری کرده و نظریه هایی مطرح نموده است. بیمار برزیلی او، دیوید سیلورا، دانشجوی همین دانشگاه بود که بعد از یک تصادف رانندگی مرگبار که از آن جان سالم به در برد، علائم سندرم کاپگراس را بروز داد. دیوید پنج هفته در کما به سر برد و زمانی که هشیاری خود را باز یافت، به نظر می رسید که حال عمومی اش خوب باشد. او قادر به تکلم بود، می توانست روزنامه بخواند و از نظر هوشی کاملا سالم بود. اما راماچاندران می گوید زمانی که مادر دیوید برای دیدنش آمد، او عکس العمل عجیبی نشان داد و ادعا کرد که آن زن مادرش نیست! او می خواست بداند که او کیست و چرا وانمود می کند که مادر اوست؟!

دیوید پدرش را هم بدل او می دانست و به او می گفت: «می دانید، من مطمئنم که شما از دیدن پدر من خوشحال خواهید شد، او خیلی شبیه شماست، ولی بهتر از شما رانندگی می کند و مثل شما این طور با سرعت ماشین نمی راند!»

نه! تو را نمی شناسم

راماچاندران

راماچاندران میگوید آنچه که به عنوان علت اساسی این بیماری در بیشتر کتابهای روانپزشکی دیده میشود، از نظریات فروید اقتباس شده است. فروید معتقد بود که کودک بین سنین 3 تا 5 سالگی به طور طبیعی نسبت به والد جنس مخالف خود امیال عاشقانه ای احساس می کند. زمانی که کودک هویت خودش را با والد همجنس خود تطبیق می دهد، آن امیال اولیه را به لایه های ناخودآگاه حافظه عقب می راند و در همان جا سرکوب می کند. او این مسئله را در پسران «عقده ادیپ» و در دختران «عقده الکترا» نامیده بود.

پیروان مکتب فروید علت بیماری کاپگراس را این طور توجیه می کنند که در اثر ضربه مغزی شدید، و یا به علت بروز بیماری های حاد دیگری مانند افسردگی شدید یا اسکیزوفرنی، تمایلات جنصی (*) فروخفته فرد بیمار ناگهان به سطح می آیند و وی ناباورانه با خودش چنین استدلال می کند: اگر این فرد مادر من است، چگونه امکان دارد که من به او تمایل جنصی داشته باشم؟ چنین چیزی وحشتناک تر از آن است که واقعیت داشته باشد، پس قطعا این زن باید غریبه ای باشد که تظاهر میکند مادر من است! بدین ترتیب بیمار که به دلیل احساس گناه قادر به پذیرش هشیارانه تمایلات خود نیست، احساسات خود را به بدل شخص مورد علاقه اش منتقل می کند.

اما راماچاندران نظریه فروید را فاقد اعتبار لازم می داند و معتقد است این نظریه با کمبودهای بسیاری که دارد، نمی تواند پاسخ همه جانبه ای برای تمام ابعاد این بیماری پیچیده ارائه دهد. چرا که در انواع دیگری از سندرم کاپگراس، فرد بیمار مشابه همین توهمات هذیانی را نسبت به حیوانات خانگی، اشیاء غیرجاندار (مانند لوازم شخصی و اسباب و اثاثیه منزل)، و حتی تصویر منعکس شده خودش در آینه بروز می دهد.

نه! تو را نمی شناسم

پس علت چیست؟

تحقیقات نشان می دهد که مغز انسان برای تشخیص چهره از دو فرایند تخصصی کاملا جداگانه بهره می گیرد. یکی از آنها مسیری است که پیامهای عصبی را به مراکز بینایی در قشر مغز منتقل می کند و در نهایت به شناختن چهره افراد منجر می شود: من می دانم که مادرم چه شکلی دارد و می توانم تشخیص دهم که این زن شبیه مادر من است.

پس از این مرحله، مسیر دوم فعال میشود که پیام ها را از مرکز بینایی به مرکز دریافت و پردازش احساسات، به نام آمیگدال یا بادامه، می رساند که یک قسمت کاملا متفاوت در مجاورت سیستم لیمبیک مغز است و در فرد احساسی از نزدیکی، عاطفه و صمیمیت برمی انگیزد: این زن شبیه مادر من است و هم زمان جریانی از احساس محبت و صمیمیت به سمت من می فرستد.

حاصل تلفیق این دو فرایند مجزا، فرد را در تشخیص چهره مورد نظر به قطعیت میرساند: این زن باید مادرم باشد.

با این توضیح، در سندرم کاپگراس مسیر دوم آسیب می بیند و فرد بیمار تنها قادر به شناسایی چهره افراد خواهد بود، بدون آنکه نسبت به آنها احساس آشنایی و نزدیکی کند: این زن شبیه مادر من است، ولی هیچ حس گرم و خوبی در من بیدار نمی کند، پس قطعا نمی تواند خودش باشد.

دلیل دیگری که این نظریه را تایید می کند این بود که وقتی پدر و مادر دیوید به او تلفن میزدند، او در شناسایی آنها هیچ مشکلی نداشت، به راحتی با آنها گفتگو می کرد و از آنها می پرسید کجا هستند و چرا به خانه نمی آیند. علت ساده بود: پیام های شنوایی مسیری کاملا متفاوت را از مراکز شنوایی قشر مغز به سمت بادامه طی می کنند، و این مسیر در مغز دیوید آسیب ندیده بود.

همانطور که گفته شد سندرم کاپگراس اختلال روانی شایعی نیست و به همین دلیل هنوز نیاز به تحقیقات و مطالعات فراوان دارد، اما در حال حاضر نظریه راماچاندران پذیرفته شده ترین نظریه مطرح شده در مورد این بیماری به شمار می رود. او نظریه خود را بوسیله دستگاهی شبیه به دروغ سنج آزمایش کرده است که چگونگی انجام آن را با زبانی ساده و قابل فهم در این ویدئو شرح میدهد.

در نیمه اول این سخنرانی هم توضیحات جالبی در مورد این سندرم ارائه می دهد که می توانید برای آن زیرنویس فارسی هم انتخاب کنید. (زیرنویس فارسی را می توانید از اینجا هم دانلود کنید.)

بیماری کاپگراس در آثار ادبی و سینمایی متعددی هم مطرح شده است که به عنوان مثال می توان از فیلم عنکبوت (محصول 2002) نام برد که داستان مردی نیمه روانی را به تصویر می کشد که عقیده دارد پدرش در کودکی مادرش را به قتل رسانده و او را با یک روصپی جایگزین کرده است.

در قسمت هایی از سریال های CSI: NY، Scrubs یا Law & Order نیز به این سندرم اشاره شده است.

*به خاطر پاره ای مسائل، ناگزیرم در درج برخی واژه ها احتیاط کنم و عامدانه آنها را با اشتباه تایپی یا به صورت دگرگون شده بنویسم!




دسته بندی : پزشکی و سلامت , روانشناسی ,
 

راز لاغری و خوش هیکلی زنهای فرانسوی چیست؟ . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 04:17 بعد از ظهر - 1390/06/1

راز لاغری و خوش هیکلی زنهای فرانسوی چیست ؟ . . .


راز لاغری و خوش هیکلی زنهای فرانسوی چیست_FunMihan.Com

 

محققان‌ امریکایی‌ ماه‌ها وقت‌ گذاشتند تا بتوانند جواب‌ این‌ سوال‌ را پیدا کنند: چرا زنان‌ فرانسوی‌ در مقایسه‌ با امریکایی‌ها لاغر می‌مانند؟جواب‌ خیلی‌ ساده‌ بود: چون‌ فرانسوی‌ها کمتر می‌خورند.


 برخلاف‌ تصور عامه‌ در مورد غذاهای‌ لذیذ و خوشگذرانی‌ بیش‌ از حد ملت‌ فرانسه‌، این‌ تحقیق‌ نشان‌ داد که‌ در واقع‌ فرانسوی‌ها اگر چه‌ در طول‌ روز چندین‌ نوبت‌ غذا می‌خورند اما نوع‌ خوردنشان‌ اصولی‌تر و حساب‌ شده‌تر از بسیاری‌ از ملت‌هاست‌. فرنی‌ و پودینگ‌ سیب‌ زمینی‌ و حتی‌ نوشیدنی‌های‌ معروف‌ فرانسوی‌ پای‌ ثابت‌ میز غذا هستند اما با اندازه‌های‌ کوچک‌.در پاریس‌ هنوز ظرف‌ بزرگ‌ یا لیوان‌ بزرگ‌ نوشابه‌ باب‌ نشده‌ و مردم‌ به‌ ظروف‌ کوچک‌ عادت‌ دارند.اگر در دل‌ پاریس‌ یک‌ روز ناهارتان‌ را در رستوران‌ نزدیک‌ اداره‌های‌ دولتی‌ بخورید و حین‌ خوردن‌ به‌ میزهای‌ اطراف‌ نگاهی‌ بیندازید، معمولا کارمندانی‌ را می‌بینید که‌ وقت‌ غذا از اداره‌ بیرون‌ آمده‌اند و غذای‌ ساده‌یی‌ را سفارش‌ داده‌اند. همکاران‌ در کنار هم‌ غذا می‌خورند اما در مورد کار صحبت‌ نمی‌کنند؛ برعکس‌، همه‌ حرف‌هایشان‌ در مورد غذاست‌. آنها می‌دانند چه‌ می‌خورند. نخود و لوبیا سبز را با اشتها می‌بلعند و هویج‌ و قارچ‌ پخته‌ را عاشقانه‌ با چنگال‌ نصف‌ کرده‌ و می‌خورند.اما امریکایی‌ها در مهد مک‌ دونالد، چه‌ می‌کنند؟ مقابل‌ مغازه‌های‌ فست‌ فود می‌ایستند و تند تند در حالی‌ که‌ در مورد آخرین‌ تغییرات‌ اداره‌ غر می‌زنند، کوکا را روی‌ ساندویچ‌ چرب‌ و پر از پنیر می‌بلعند و چند سیب‌ زمینی‌ سرخ‌ کرده‌ را بالا می‌اندازند و با حرص‌ یک‌ چیزبرگر دیگر سفارش‌ می‌دهند.زنان‌ پاریس‌ که‌ با قهوه‌ غلیظ‌ و سیگار روزگار می‌گذرانند همچنان‌ لاغرترین‌ زنان‌ اروپا محسوب‌ می‌شوند. با وجود اینکه‌ آنها با این‌ لقب‌، در کشور سیب‌ زمینی‌ سرخ‌ شده‌، کنسروهای‌ غذا و انواع‌ پنیرها زندگی‌ می‌کنند، پیش‌بینی‌ می‌شود تا سال‌ ۲۰۲۰ نسل‌ جدید فرانسه‌ دیگرمثل‌ گذشته‌ به‌ اصول‌ غذا خوردن‌ پایبند نباشد.در حال‌ حاضر بسیاری‌ از مدارس‌ با نوع‌ غذا خوردن‌ و انتخاب‌ غذای‌ نوجوانان‌، مشکل‌ پیدا کرده‌اند. نوجوانان‌ این‌ روزها همان‌ ساندویچ‌های‌ سریع‌ را به‌ ۲۵ دقیقه‌ نشستن‌ در رستوران‌ها ترجیح‌ می‌دهند و آرام‌ آرام‌ از فهرست‌ غذاهای‌ سالم‌ و پر از سبزیجات‌ فاصله‌ می‌گیرند. حوصله‌ نوجوانان‌ پاریسی‌ مثل‌ مادرانشان‌ نیست‌. تصمیم‌ آنها در نوع‌ غذا خوردن‌ آنقدر تغییر کرده‌ که‌ همان‌ محققان‌ اعلام‌ کرده‌اند تا چند سال‌ آینده‌ آمار لاغری‌ از شهر پاریس‌ هم‌ رخت‌ خواهد بست‌.





دسته بندی : پزشکی و سلامت ,
 

این گونه به رختخواب نروید! . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 01:41 بعد از ظهر - 1390/05/31

این گونه به رختخواب نروید! . . .

نقش عصبانیت در فرآیند خواب



اگر چه در ماجرای خواب، شاهد تفاوتهای فردی چشم گیری هستیم ولی چرخه خواب- بیداری با افزایش سن، خیلی تغییر می كند به این شکل که طول دوره های خواب رفته رفته بیشتر و بیشتر می شود ولی مقدار کل خواب...

این گونه به رختخواب نروید!!!!!

خواب!!!! ما در طول زندگی خود همواره با این بازسازی سر و کار داریم، در آن دخل و تصرف می کنیم، از آن استقبال می کنیم و آن را جز ضروری زندگی خود می دانیم. اگر چه در ماجرای خواب، شاهد تفاوتهای فردی چشم گیری هستیم ولی چرخه خواب- بیداری با افزایش سن، بسیار تغییر می كند به این شکل که طول دوره های خواب رفته رفته بیشتر و بیشتر می شود ولی مقدار کل خواب کم می شود برای مثال کل مدت خواب از 16 ساعت در شبانه روز برای نوزادان(که در آن طولانی ترین دوره خواب 2-4 ساعت است) به تقریبا 10 ساعت خواب در طول روز در 10 سالگی و 8 ساعت خواب در طول شبانه روز در 18 سالگی تقلیل می یابد. در هر حال طول دوره خواب هر قدر هم که باشد همه افراد احتمالا حداقل در یک دوره کوتاه زندگی خود دچار مشکلات خواب می شوند که رایج ترین آنها مشکل بی خوابی است. بی خوابی همانند هر مشکل دیگری دلیل دارد. بنابراین اگر علت را پیدا کرده و درمان کنیم، مشکل ساده تر حل خواهد شد. گاهی فقط کافی است تغییرات کوچکی در روش و عادات شبانه افراد داده شود و این به خودی خود بی خوابی را برطرف خواهد کرد.

اگر بخواهیم تقسیم‌بندی کلی بکنیم، یک علت خیلی بزرگ بی خوابی فشار عصبی است که می‌تواند، حتی بی‌خوابی حاد ایجاد کند. مثلا، فردی که خبر ناخوشایندی شنیده ‌یا اتفاق خیلی بدی برایش افتاده، ممکن است بعد از یک هفته دچار بی‌خوابی شود و در اینجا استرس عامل اصلی است.


اگر چه در ماجرای خواب، شاهد تفاوتهای فردی چشم گیری هستیم ولی چرخه خواب- بیداری با افزایش سن، بسیار تغییر می كند

یکی از نصیحت های قدیمی و معروف به افراد این بوده و هست که " هرگز با عصبانیت به رختخواب نروید!." بسیاری از افراد دوست دارند بفهمند چرا این مطلب این قدر مهم است و چرا چاره کردن این مشکل بسیار بهتر از خوابیدن با عصبانیت است. در ادامه به بررسی برخی دلایل آن می پردازیم:

* به خوبی قادر به خوابیدن نخواهید بود. واقعیت این است که علاوه بر اثراتی که عصبانیت می تواند بر روابط افراد داشته باشد اثرات منفی فراوانی روی بدن شما خواهد گذاشت. عصبانیت می تواند باعث کاهش سلامتی شما گردد بویژه اگر شما کمبود خواب و یا خواب ناقص داشته باشید. یکی از بدترین اثرات عصبانی به رختخواب رفتن اثرات فیزیکی است که می تواند بر روی بدن افراد داشته باشد. با نداشتن خواب کامل سیستم ایمنی بدن دچار مشکل می شود. اگر استرس داشته باشید، که در اغلب مشاجره ها این طور است، سیستم ایمنی دچار خلل می شود بنابراین احتمال بیمار شدن شما افزایش خواهد یافت و توانایی ذهنی و قدرت تمرکزتان کاهش خواهد یافت به عبارت دیگر با عصبانیت خوابیدن نه تنها برای زندگی زناشویی تان مضر است بلکه سلامتی جسمی و روحی شما، شغلتان و دیگر جنبه های زندگی شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

این گونه به رختخواب نروید!!!!!

* گاهی اوقات عصبانی به رختخواب رفتن باعث می شود در فکر فرو روید و در مشکل تان متوقف شوید. وقتی با عصبانیت به رختخواب بروید شرایط و وضعیت را طوری برای خود مهیا خواهید کرد که تا آخر هفته دچار بد خلقی باشید. زیرا بجای آنکه مشکل را حل کنید آن را درون خود نگه داشته اید که مرتبا شما را بیشتر و بیشتر نگران خواهد کرد، به فکر فرو خواهد برد و در درون شما جنبه دائمی و همیشگی خواهد یافت.

گاهی اوقات تمرکز بر روی یک مشکل باعث بد تر شدن اوضاع می شود. هر چه در آن فرو می روید چیزهای جزیی و بی ارزش بیشتری به نظرتان مهم و با اهمیت خواهد شد. چون روی این مشکل متوقف شده اید، موضوعات دیگر جنبه حیاتی پیدا می کنند. به عنوان مثال اگر شما بخاطر این که شوهرتان برای شما به اندازه کافی وقت ندارد از دست او عصبانی هستید و شما قادر به حل این مشکل نیستید بعد یک دفعه جوراب های کثیف شوهرتان را کف اتاق می بینید. این موضوع جزیی به یک مشکل بزرگ تبدیل می شود و در ذهن شما به شکل " او هرگز به من کمک نمی کند"، "او بیش از حد بی نظم است"، "انتظار دارد هر کاری حتی جمع کردن جورابش را من انجام دهم" و ...  تداعی خواهد کرد.

*  عصبانیت در هنگام خواب، بدن تان را مملو از تنش می کند. وقتی عصبانی می خوابید معمولا بدن تان پر از تنش خواهد بود که این خود می تواند علت بسیاری از بیماری ها باشد و اثرات منفی ان هم جنبه جسمی و هم روحی خواهد داشت.

وقتی عصبانی می خوابید معمولا بدن تان پر از تنش خواهد بود که این خود می تواند علت بسیاری از بیماری ها باشد و اثرات منفی ان هم جنبه جسمی و هم روحی خواهد داشت

حال سوال این است که چطور می توانید مشکلات تان را قبل از خوابیدن حل کنید؟



فقط گوش دهید:  منظور از گوش دادن یکجا نشستن و وانمود به گوش دادن و یا مترصد گفتن جمله مد نظر خود در مخالفت  با طرف مقابل و یا توضیح عقاید و نظرات خود نیست بلکه به مفهوم آمادگی و داشتن ذهنی باز برای شنیدن نظرات دیگران است که ممکن است کاملا مخالف نظر شما باشد.

صحبت کنید: وقتی گوش می دهید قادر به مشارکت نیز خواهید بود. برای شما مهم است که بتوانید هر دو جنبه موضوع را بحث کنید. اگر نیاز دارید که صحبت نمایید این کار را انجام دهید اما به خاطر داشته باشید که افراد به شما احترام گذاشته و شما را در نظرات شان سهیم کرده اند پس شما هم این گونه باشید.

اهل سازش و گذشت باشید: به دنبال راهی باشید که برای هر دو نفر شما مناسب باشد. از گفتن آنچه در ذهن دارید نترسید اما فقط شنونده حرف های خود نباشید بلکه به دنبال یافتن نکات مشترک در حرف های خود و طرف مقابل تان باشید تا مشکل زودتر حل شود.

 

مریم عطاریان

بخش  خانواده ایرانی تبیان




دسته بندی : علمی , پزشکی و سلامت ,
 

تشخیص ایدز در عرض چند دقیقه

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 08:22 قبل از ظهر - 1390/05/19

تشخیص ایدز در عرض چند دقیقه . . .


آزمایشگاه خون قابل حملی که می تواند عفونتهای خونی را در طول چند دقیقه تشخیص دهد، به عنوان دستاوردی بزرگ برای مبارزه با ایدز در کشورهای در حال توسعه شناخته شده است.

ابعاد این آزمایشگاه به اندازه یک کارت اعتباری است و تا کنون توانسته ابتلای افراد به بیماری ایدز در رواندا را با دقتی نزدیک به 100 درصد تشخیص دهد.

mChip تا کنون صدها بار در شهر "کیگالی" رواندا مورد آزمایش قرار گرفته و توانسته بیماری ایدز را با دقتی 95 درصد و بیماری سیفلیس را با دقت 76 درصد تشخیص دهد. این ابزار پلاستیکی در آمریکا تولید شده و دانشمندان دانشگاه کلمبیا آن را طراحی کرده اند، قیمت این کارت تنها یک دلار است.

"ساموئل سیا" محقق ارشد این پروژه می گوید ایده اصلی تولید انبوه این تستهای خونی است تا بیماران در هر کشوری در جهان بتوانند به جای مراجعه به درمانگاه ها و انجام آزمایشهای خونی و چندین روز انتظار برای دریافت نتایج، در عرض چند دقیقه از بیماری یا سلامت خود آگاه شوند.




فقط می تونم بگم پناه بر خدا
 و خدا صبرشون بده




این کارت کوچک با دریافت یک قطره کوچک از خون می تواند از طریق حسگرهای نوری خود اطلاعات مربوط به خون را بخواند. mChip از 10 منطقه تشخیصی برخوردار است که با عبور خون از میان این مناطق می تواند در عرض 15 دقیقه نتیجه ابتلا به ایدز یا سیفلیس را اعلام کند.


بر اساس گزارش دیلی میل، کارایی و قیمت پایین این ابزار را به دستاوردی بزرگ در مبارزه با بیماری ایدز در کشورهای در حال توسعه تبدیل کرده است.



دسته بندی : پزشکی و سلامت ,
 
 
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]
 
 

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic