I Here For U & 4 Ever Afther

آمارهای قابل توجه در زمینه های گوناگون

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 08:29 قبل از ظهر - 1390/06/25



  آمارهای قابل توجه در زمینه های گوناگون . . .




















دسته بندی : اولین ها ,
 

و این چنین است سیر تکامل (عکس جلب59)

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 05:36 بعد از ظهر - 1390/06/6

و این چنین است سیر تکامل ! . . . (عکس جلب58)




















و همچنین سیر تکامل تلفن همراه



و آدم های قاتل



و کوکاکولا



و ادم های مست



و ماموران خیلی خیلی . . . نیروی انتظامی



و گدایان عزیز تر از انها









دسته بندی : اولین ها , _-*عکس جلب*-_ ,
 

فیلم برداری مراسم عروسی تا . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 03:48 بعد از ظهر - 1390/06/4

فیلمبرداری مراسم عروسی تا . . .

از فیلمبرداری عروسی تا کارگردانی سینما/ خاطرات یک سینماگر از دنیای پشت دوربین



قبل از پنج‌ سالگی‌ام رابه یاد ندارم؛ اما خاطرات سینما رفتن از پنج‌ سالگی را کاملاً یادم هست؛ اینکه کدام فیلم را در کدام شهر و کدام سینما دیدم. مثلاً کدام فیلم را در....
 
فرزاد موتمن فریم به فریم فیلم‌هایی را که در پنج‌ سالگی دیده یادش است و برایت تعریف می‌کند. مثلاً در همان سن‌وسال بیلی وایلدر دیده و از 9 سالگی هم تصمیم گرفته سینما‌گر شود ولی اولین فیلم داستانی و دلخواهش رادر 40 سالگی ساخته. او در فاصله 9 سالگی تا 40 سالگی چه راه‌هایی که نرفته تا به سینما برسد.
 
گفتید 9 سالتان بود که فهمیدید می‌خواهید کارگردان سینما شوید. این فکر برای پسر 9 ساله زود نبود؟
من مطمئن بوم یا سینماگر می‌شوم یا باستان‌شناس. هرکس از من می‌پرسید همین جواب را می‌دادم. دیوانه سینما بودم. قبل از پنج‌ سالگی‌ام رابه یاد ندارم؛ اما خاطرات سینما رفتن از پنج‌ سالگی را کاملاً یادم هست؛ اینکه کدام فیلم را در کدام شهر و کدام سینما دیدم. مثلاً کدام فیلم را در سینما ایفل تهران و که سرقوام‌السلطنه بود، دیدم که ساعت 3 بعداز ظهر فیلم بعضی‌ها داغشو دوست دارن را که بیلی‌وایلدر ساخته بود، در سینما مهتاب کرمانشاه دیدم.
 
از پدر و مادرتان درباره‌ی سینما و مکانیسم آن نمی‌پرسیدید؟
خب آنها چون مایل نبودند من فیلمساز شوم پاسخ نمی‌دادند تا به این سمت هدایت نشوم. اما 11 سالام که شد چیزهای دیگر سینما برایم جذاب شد. مثل اینکه معنا و کارکرد این دنیای روی پرده چیست. به چه درد می‌خورد؟ فقط برای سرگرمی است؟ قرار است مسئله‌ای را مطرح کند یا حل کند؟
 


اینها هم برای بچه‌ی 11 ساله زیادی جدی است!
یادم هست وقتی موضوع انشا به ما می‌‌دادند من نقد فیلم می‌نوشتم و سرکلاس می‌خواندم. مثلاً نقد فیلم کابوی نیمه‌شب را یک‌بار به‌عنوان انشا نوشته‌‌ام، در نوشته‌هایم معنا‌گرا بودم که بعدها فهمیدم اشتباه است. نباید فیلم را تفسیر کرد. به هر حال دیوانه‌ی سینما بودم. کتاب هم زیاد می‌‌خواندم. مثلاً کلاس چهارم که بودم سه جلد دیوید کاپرفیلد را خوانده بودم یا آثار دیکنز را و... اما سینما یک چیز دیگر بود. حتی بارها به خاطر علاقه‌ام به سینما تحقیر شدم. پدرم می گفت تو آخر بلیت‌فروش سینما می‌شوی و من یادم است وقتی در 26 سالگی اولین فیلم مستندم را ساختم. به اونشان دادم و گفتم دیدی بلیت‌‌فروش نشدم!
 
چه شد مستندساز شدید؟
اولین فیلم مستندم درباره‌ی لالایی‌های زن‌های بلوچ بود به سسفارش سازمان صنایع دستی. البته قبلش برای چند دانشجو فیلمبرداری کرده بودم و یکی که درباره نساجی سنتی بود در جشنواره‌ی فجر جایزه‌ی بهترین فیلمبرداری کار مستند را گرفت. رئیس هیأت داورانش افخمی بود و یادم هست از من پرسید نورها خیلی خوب بود، چطور نور دادی و من گفتم اصلاً نوری ندادم. بعد هم عکاسی می‌کردم. برای عکاسی با مسئولان سازمان صنایع دستی رفته بودم بلوچستان که آن اقلیم بسیار مرا تحت‌تأثیر قرارداد. می‌دانید که آنجا بخشی از کف اقیانوس هند است و این حس خیلی زیادی دارد. به هر حال آنجا با خودم بلندبلند درباره‌ی تأثیرش صحبت می‌کردم که مسئولان گفتند می‌خواهی یک مستند بساز. راستش را بخواهید من شرایط فیلمسازی نداشتم. آشنایی در سینما نداشتم و محیط را نمی‌شناختم و از حاشیه شروع کردم. از عکاسی و بعد مستندسازی. 40 مستند ساختم تا به فیلم بلند سینمایی رسیدم.
 
دقیقاً چه شدبه فیلم سینمایی بلند رسیدید؟
زندگی شخصی‌ام عوض شده بود. از همسر اولم جدا شده بودم و همسر دومم دانشجوی کارگردانی بود و او مرا به این سمت هل داد. به من گفت 40 سالت است. یا الان باید فیلمت را بسازی یا هیچ‌وقت دیگر نمی‌سازی. سال 78 تنها سالی بود که مستند نساختم و افتادم دنبال راهی برای ساخت فیلم هفت‌پرده. خب آن فیلمنامه را سعید عقیقی نوشته بود که منتقد بود، من هم که مستندساز بودم. سابقه نقد و مستندساز هم انگار به حساب نمی‌آمد، به هر حال هفت‌ماه از این دفتر به‌ آن دفتر رفتیم تا تهیه کننده پیدا شد.
 
راستی هیچ‌وقت در سینما دستیار کارگردان نبودید؟
نه آگاهانه نخواستم دستیار باشم. چون می‌خواستم رئیس باشم. من خیلی دوست داشتم دستیار مهرجویی باشم. از او -فیلم دایره مینا به بعدش- خیلی یاد گرفتم. وقتی جوان بودم و مستندصنعتی می‌ساختم، دوست داشتم بروم و به او بگویم می‌خواهم دستیار دوم فیلمت باشم. شاید هم می‌شد چون ما قوم و خویش دور هم بودیم. اما دلم نمی‌‌خواست یک مهرجویی دوم باشم.



می‌خواستم فرزاد موتمن باشم. البته این راه را برای جوان‌ها منع نمی‌کنم. اما احساسم این بود که اگر دارم درباره جوشکاری و مرغداری و آلودگی هوا فیلم می‌سازم فرمانده خودم هستم. یاد گرفتم مسئول باشم. تروفو یک جمله دارد که می‌گوید در سینما هرکس در مورد خودش حق دارد. واقعً به هیچ‌کس هیچ‌ پیشنهادی نمی‌شود کرد که از چه راهی به سینما برسد. یکی ممکن است تیزرپفک نمکی بسازد و این اصلاً بد نیست. من خودم حتی فیلم عروسی ساخته‌‌ام.

 
یعنی فیلمبردار عروسی بودید؟
بله. 25 سالم بود و یادم هست بعضی اوقات می‌گفتند تنبکی و دوربینی بیایند طبقه سوم. برایم اصلاً برخورنده نبود. چون می‌دانستم روزی فیلم می‌سازم. حالا یکی فکر می‌کند دانشجوی سینما باید بشود و یکی حتی منتقد. گدار هم منتقد بود. هرکس باید ببیند طبعش چیست. این جمله را یک آدم سیاسی گفته که بسیار درست است: شما فقط می‌توانید با موادی که در دست دارید کار کنید. این جمله راه‌گشای تمام زندگی من بود. مرا از کمال‌گرایی و در عالم هپروت زندگی کردن بازداشت و آورد تا روی زمین قدم بزنم. ببینم چقدر شرایط و پول و استعداد دارم و با توجه به آن حرکت کنم. وقتی برگشتم ایران و پول سیگارم را نداشتم، طبیعی بود به سینمای حرفه‌ای فکر نکنم.
  گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: khabaronline.ir
 



دسته بندی : سینما از -30نما- نه از *همه نما* , اولین ها ,
 

اولین فیلمبردار حرفه ای سینمای ایران

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 10:22 قبل از ظهر - 1390/05/23

اولین فیلمبردار حرفه ای سینمای ایران


ساعت 2 بعد از ظهر جمعه 12 دی 1309 در سینما مایاک تهران فیلم "آبی و رابی" نخستین فیلم بلند داستانی سینمای ایران ساخته آوانس اوگانیانس و با فیلمبرداری خان بابا معتضدی روی پرده رفت.
به همین بهانه نگاهی داریم به تاریخچه حرفه فیلمبرداری در ایران و اینکه خان بابا معتضدی چگونه اولین فیلمبردار حرفه ای سینمای ایران گردید :
شاید بتوان گفت حرفه فیلمبرداری در سینمای ایران نسبت به سایر رشته‌های دیگر سینمایی از تغییر و تحولات و فراز و نشیب‌های بیشتری در طی تاریخ خود برخوردار بوده است . به عبارتی اگر تاریخ سینمای ایران را به نمایش نخستین فیلم بلند سینمایی آن یعنی‌«آبی و رابی» در سال 1309 محدود نماییم. تاریخ فیلمبرداری در ایران به نخستین سفر مظفرالدین‌شاه در سال 1279 به خارج كشور و ابتیاع دستگاه سینما توگراف و برداشت فیلم توسط میرزا ابراهیم خان عكاسباشی از مراسم جشن گل در بندر استند بلژیك می‌رسد. یعنی فیلمبرداری حدود 30 سال از خود سینما در ایران قدمت بیشتری دارد.
هر چند دكتر شهریار عدل محقق و مشاور سازمان میراث فرهنگی معتقد است این تاریخ به بهمن ماه 1278 و خرید نخستین دستگاه سینماتوگراف برمی‌گردد.
وی در این مورد طی تحقیقاتی كه به عمل آورده ، می‌نویسد:«… مدارك نشان می‌دهد كه شاه قاجار در حدود بهمن و اسفند ماه 1277 هجری شمسی دستور خرید سینماتوگراف را به میرزا احمدخان صنیع السلطنه عكاس معروف كه در پاریس به سر می‌برد ،‌داده بوده است. صنیع السلطنه 3 دستگاه سینماتوگراف را با تمام وسایل خریده به تهران فرستاد و این اسباب و لوازم در تاریخ یكشنبه 22 بهمن 1278 به نظر شاه رسید… بعید است كه از این تاریخ به بعد دربار شاه دستكم فیلمبرداری نشده باشد و این تاریخ شش ماه پیش از فیلمبرداری میرزا ابراهیم خان عكاسباشی در استند بلژیك است كه تا كنون به عنوان نخستین فیلمبرداری شناخته شده بود… نخستین فیلمبرداران و فیلم نشانده‌های حرفه‌ای ایران را هم نیز به احتمال قریب به یقین باید همان میرزاابراهیم‌خان عكاسباشی و پدرش میرزا احمد خان صنیع السلطنه دانست.
… نخستین فیلمبردار غیرحرفه‌ای (آماتور) ایران را نیز یقینا باید شخص مظفرالدین شاه دانست زیرا او عكاس بود و به این جهت بدون شك دوربین فیلمبرداری را نیز به دست گرفت. سندی كه درباره فیلمبرداری از شیر وجود دارد نیز خود دلیلی است براین امر…»
به این ترتیب خان بابا معتضدی پس از جناب مظفرالدین شاه ، میرزا احمدخان صنیع السلطنه، میرزاابراهیم خان عكاسباشی و مهدی روسی خان ( كه در بهمن ماه 1288 از مراسم عاشورای حسینی تقریبا 80 متر فیلم برداشته بود) برخلاف آنچه جمال امید در كتاب تاریخ سینمای ایران او را سومین فیلمبردار ایرانی دانسته ، در واقع پنجمین فیلمبردار در ایران به حساب می‌آید!
اما خان بابا معتضدی خودش را نخستین فیلمبردارحرفه‌ای سینمای ایران می‌داند و حتی روسی خان را نیز فیلمبردار نمی‌داند . او در گفت‌وگویی به سال 1346 با مجله تلاش شماره 8 می‌گوید:« در آن موقع اصولا در ایران كسی فیلمبرداری نمی‌كرد ولی پروژكسیون و نمایش فیلم در 65 سال قبل به وسیله شخصی به نام روسی‌خان آغاز شد. روسی‌خان در خیابان علاءالدوله (فردوسی فعلی) سینمای كوچكی داشت كه برای روشنایی و نور پروژكسیون از خیك‌های محتوی استیلن و اكسیژن و یك قطعة گچ استفاده می‌كرد. یعنی روشنایی شدید استیلن و اكسیژن را در مقابل قطعه‌ای گچ قرار می‌داد كه فیلم‌ها روی پرده یا دیوار سفید منعكس می‌شدند.»

نمایش فیلم و فیلمبرداری

خان بابا معتضدی در 1271 هجری شمسی متولد شد. او در گفت‌وگویی با محمدتهامی‌نژاد در فیلم «تاریخ سینمای ایران ؛ از مشروطیت تا سپنتا» به سال 1349 در مورد اولین برخوردش با سینما می‌گوید:«یك شب پدرم سردار معتضد وارد خانه شد وبه مادرم گفت: خانم،‌امشب در باغ جمشیدیه ارباب جمشید چیز عجیب و غریب دیدم. یك نفر روسی را دعوت كرده بودند كه نمی‌دانم یك چیزی را انداخت روی پرده كه وقتی سیگار می‌كشید،‌دود سیگار معلوم بود و وقتی می‌پرید توی آب،‌ آب می‌ریخت بیرون.»
خان بابا معتضدی آنچنان كه خود می‌گوید پس از تحصیل زبان و خط فارسی برای ادامه تحصیل به پاریس می‌رود و دوره الكترومكانیك را می‌گذراند و در ضمن آن به كلاس فیلمبرداری و پروژكسیون وارد شده و اطلاعات كافی در این زمینه كسب می‌كند . او در بازگشت به ایران به استخدام اداره گمرك در‌می‌آید اما كار فیلمبرداری را هم دنبال می‌نماید.
معتضدی در همان گفت‌وگویش با مجله تلاش می‌گوید:«از آنجا كه به كارهای هنری فیلمبرداری و نمایش آن علاقه داشتم با سرمایه كمی كه در اختیارم بود یك قسمت از لوازم سینما و دستگاه فیلمبرداری را خریدم و به عشق خود در فنون سینماتوگرافی و فیلمبرداری ادامه دادم. لوازم فیلمبرداری را در حراج تكیه دولت پیدا كردم كه همه آنها متعلق به عهد مظفرالدین شاه بودند ،‌با این ماشین آلات ناقص و قدیمی و اطلاعاتی كه از كارخانه گومون كسب نموده بودم به فیلمبرداری خصوصی پرداختم كه مقداری از آنها تشریفاتی و مقداری هم تفریحی و مدارك تاریخی بودند.»
خان بابا معتضدی ابتدا با فیلم‌هایی كه از پاریس آمده بود و یا از سینما ایران و علی وكیلی اجاره می‌كرد برنامه نمایش فیلم برای خانم‌ها كه در آن موقع از تماشای فیلم محروم بودند،‌ترتیب داد و سپس به فیلمبرداری روی آورد. فیلمبرداری از نقاط دیدنی، باغ‌ها وگلخانه‌های تهران.
تاریك‌خانه‌ای به وجود آورد و مقداری از نگاتیوهای فیلمبرداری‌شده را در همان تاریك‌خانه كه می‌توان نخستین لابراتوار چاپ فیلم ایران محسوب كرد، ظاهر نمود.
او در مورد این دوران میگوید:«مدتی به فیلم‌های تفریحی اشتغال داشتم تا این كه رضاشاه قدرت را به دست گرفت و مجلس موسسان تشكیل شد و امیرطهماسبی كه هنوز وزیر جنگ نشده بود از كار من اطلاع حاصل كرد و مرا احضار نمود و به تشویق ایشان از گشایش مجلس موسسان و تاجگذاری یك رشته فیلم‌هایی در حدود 1500 متر تهیه كردم . چون این فیلم‌ها جنبه تاریخی داشت و لابراتوار من كامل نبود ، آنها را در اینجا ظاهر نكردم بلكه به وسیله مستشار مالیه وقت ،‌آقای كلمن آمریكایی آن را به آمریكا فرستادم. فیلم‌ها در آمریكا ظاهر شد و به تهران بازگشت.»

اولین لابراتوار فیلم در ایران

در صحنه‌ای از فیلم«تاریخ سینمای ایران؛ از مشروطیت تا سپنتا» ساخته محمد تهامی نژاد در سال 1349 ، خان بابا معتضدی به همراه یدالله طالقانی وارد تاریك خانه منزل معتضدی می‌شوند . فضای نسبتا كوچكی با دیوارهای كهنه و ابزاری فرسوده در گوشه و كنار .
مرحوم طالقانی خطاب به خان بابا معتضدی می‌گوید : «‌آقای متعضدی ،‌پنجاه سال از این موضوع گذشت. مثل این كه دیروز بود،‌با چه زحماتی ‌، در این تاریك‌خانه برای فیلم‌ها ،‌سرود شاهنشاهی، راه‌آهن ،‌آب بلوار كرج، اسب دوانی ،‌تمام نوشته‌های سینما… چقدر زحمت كشیدیم، میلیون‌ها متر از این جا فیلم ظاهر شده.»
معتضدی می‌گوید : «‌روزی اقلا 50تا600 مترفیلم ظاهر می‌كردیم و بین سینماها تقسیم می‌شد. اگر پوزیتیف از خود ما بود متری هفت ریال و اگرسفارش دهنده فیلم را می‌آورد متری دو ریال تمام می‌شد.»
خان بابا معتضدی پس از نخستین فیلمبرداری‌هایش كه به قول خودش بیشتر جنبه تفریحی داشتند به دربار قاجار دعوت می‌شود و حدود 400 متر از محمد حسن میرزا ولیعهد احمدشاه فیلمبرداری می‌كند . او پس از كودتای رضاخان همچنان در دربار باقی می‌ماند و فیلم‌هایی همچون: رضاشاه در مجلس موسسان ،‌رژه قشون لشگری، مراسم كلنگ نخست بنای راه‌آهن تهران ،‌راه‌آهن شمال، ‌تاج‌گذاری در كاخ گلستان را فیلمبرداری می‌كند. پس از آن به نمایش فیلم برای بانوان روی می‌آورد.
در صحنه‌ای از فیلم «تاریخ سینمای ایران ؛ از مشروطیت تا سپنتا»، خان بابا معتضدی در این باره توضیح می‌دهد : «‌یادم می‌آد ،‌در سال 1307 یا 1308 بود كه با شركت آقای اردشیرخان ‌، یك سینما كه مردها اجازه ورود به آنجا را نداشتن،‌مخصوص خانم‌ها در خیابان علاءالدوله روبه‌روی بانك ملی تاسیس كردیم و این سینما را می‌چرخاندیم. ولی تعجب در اینجاست كه با بلیت یك قران و دوزار ، ‌این سینما چرخانده‌می شد و خوب هم كار می‌كرد. به اندازه بود و به كلی رضایت‌بخش بود.
كار مشاركت علی وكیلی و اردشیرخان به دادگاه كشید. اردشیرخان سال 1307 برای عمل جراحی به اروپا رفت و همانجا درگذشت. در سال 1306 تا 1308 دو سینمای زنانه دیگر هم در تهران تاسیس شد . سینمای زرتشتیان علی وكیلی، سینما صنعتی كلنل علینقی خان وزیری.
… قرار از این قرار بود كه من وقتی در قصر اعلیحضرت همایونی مشغول نمایش فیلم‌های نفت جنوب بودم. همایونی به درگاهی كه رییس شهربانی یعنی رییس نظمیه اون وقت بودند؛ فرمودند آیا در جنوب شهر هم سینما دارید؟
به عرض رسید كه خیر قربان .فرمودند پس چرا در جنوب شهر سینما تاسیس نمی‌كنید كه اقلا بیایند و مدتی وقتشان را در سینما بگذرانند . بعد از این موضوع ‌، آقای درگاهی بنده را خواستند و تشویق كردند كه در آنجا در سال 1310 سینمای تمدن تاسیس شد…»

اولین میان نویس‌های فارسی در سینمای ایران

خان بابا معتضدی برای نمایش فیلم‌های خارجی چاره‌ای اندیشید تا مردم عام نیز بتوانند از تماشای این‌گونه آثار لذت ببرند. او خودش در مصاحبه با مجله تلاش شماره 8 می‌گوید: «من راهی به نظرم رسید كه بتوانم مردم بیشتری را به طرف سینما بكشم و آنها را پایبند به این تفریح جدید سازم.
بنابراین اقدام به تاسیس لابراتوار مخصوص نمودم كه كار آن چاپ تیترهای‌فیلم بود . به این معنی كه در بدو امر فیلم در لابراتوار نمایش داده می‌شد و مطالب آن استنساخ می‌گشت و به مقتضای هر قسمت فیلم لوحه‌های مخصوص فارسی تهیه و فیلمبرداری و بعد از آن در محل خود چسبانده می‌شد تا در موقع نمایش دیده شود .مع الوصف در سینمای تمدن چون مردم كمتر خواندن می‌دانستند علاوه بر نوشته، یك نفر مترجم در سالن با صدای بلند همین تیترها را تكرار می‌كرد.»

فیلمبرداری نخستین فیلم سینمای ایران

خان بابا معتضدی به مدت یك سال در كارخانه گومون پاریس به تكمیل تحصیلاتش در رشته‌های فیلمبرداری و نمایش پرداخته و از هر جهت به طرز كار دستگاه‌های فیلمبرداری آن روز آشنا شد. دستگاه‌هایی كه با دست و معكوس می‌چرخیدند و شاید دیدن آنها امروزه خنده‌آور باشد.
و با همین دستگاهها نخستین فیلم سینمای ایران تحت عنوان «آبی و رابی» وارد مرحله تولید می‌شود.خان‌بابا معتضدی در همان فیلم محمد تهامی نژاد می‌‌گوید :«پس از كارآموزی در كارخانه گومون در پاریس و بازگشت به ایران شنیدم كارگردانی از خارج آمده و دارد كار می‌كند . ایشان پیش من آمد و گفت مایلم به شما شریك شوم و یك فیلم كمدی بسازیم كه از نظر مالی هم آقای ساكوارلیدزه راضی هستند كه به ما كمك بكنند. من هم قبول كردم و به همین ترتیب ،‌یك فیلمی به نام آبی و رابی كه از روی پات و پاتاشون گرفته شده بود ،‌به كارگردانی اوهانیان (اوگانیانس)در تهران تهیه كردم كه در سینما مایاك به معرض نمایش گذاشته شد و بعدا به ولایات فرستاده شد. جمعا سهم بنده و آقای اوهانیان از تهیه این فیلم پانصد تومان شد»
خان بابا معتضدی فیلم‌» آبی و رابی» را با دوربین «گومون» خودش مجهز به لنز 5/3 زایس و با سرعت 16 كادر در ثانیه فیلمبرداری كرد.
منبع:www.mostaghaci.com



دسته بندی : اولین ها , سینما از -30نما- نه از *همه نما* ,
 

اولین زنی که در ایران کشف حجاب کرد

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 03:45 بعد از ظهر - 1390/05/22

اولین زنی که در ایران کشف حجاب کرد

کار ندارم بهایی ها هم اگر دوست دارند بیان از رتبه اولشون دفاع کنن

دمشون گرم . . .


در کتاب " اسناد کشف حجاب" آمده است: کشف حجاب و بی بندوباری زنان و مردان ذیل یکی از 12 تعالیم اجتماعی بهائیت است.
در این باره در دوره ناصرالدین شاه، اولین زنی که به صورت عمومی و علنی کشف حجاب کرد. زنی است با نام زرین تاج که توسط سران بابیت ملقب به طاهره و قره العین و تنها زنی است که از "حروف حی" محسوب می‌شود.( لقبی که به بر اساس حروف ابجد به ۱۸ نفر از اولین کسانی که علی محمد باب ایمان آوردند، اطلاق می‌شود)

نخستین واقعه کشف حجاب در ایرانِ پس از اسلام، در بدشت- که اکنون در استان سمنان واقع است- روی داد. در این مکان عده‌ای از بابیان به سرکردگی محمد علی قدوس و طاهره قره العین به دو منظور "اول : نجات باب از زندان ماکو، دوم: تعیین تکلیف بابیه با دین اسلام و اعلام جدایی و مخالفت صریح با دیانت حضرت ختمی مرتبت دور هم جمع شدند. که در این مکان قره العین در برخوردی کاملا متضاد با دین اسلام و مغایر با شرایط اجتماعی زمان خود با به نمایش گذاشتن سیمای برهنه خویش، اولین زنی بود که با "نسخ رسوم گذشته" زمینه های اجتماعی گسترش لادینی و اباحی گری را که از مقاصد استعمار بود فراهم ساخت.

وی در اجتماع بدشت چنین گفت:"بدانید احکام شریعت محمدی اکنون به واسطه ظهور باب منسوخ گشته، احکام شریعت جدید باب هنوز به ما نرسیده و اکنون اشتغال شما به نماز و روزه و زکات و سایر آنچه را که محمد (صلی الله علیه و آله) آورده است، همه اعمالی لغو و افعالی باطل است ...امروز امر و تکلیف و نهی و تضییقی وجود ندارد و اکنون ما در زمان فترت واقعیم. پس، از حالت تنهایی به حال اجماع بیرون بیایید و این حجابی را که میان شما و زنان مانع از استفاده و استمتاع است، پاره کنید؛

اولین زنی که در ایران کشف حجاب کرد

آنها را در کارهای خودتان شریک سازید و کارها را میان خودتان و زنان بعد از آنکه کام دل از آنها برداشتید، تقسیم کنید. با آنها آمیزش داشته باشید. آنها را از خانه ها به انجمن ها ببرید. زنان، گل های زندگی دنیا می باشند. گل را باید از شاخ بچینید و ببویید؛ زیرا گل برای چیدن و بوییدن آفریده شده و شایسته نیست که آن را آماده بدارید و بدان نیک نظر ندارید. آنها را با لذت تمام ببویید. گل و شکوفه را باید چید و برای دوستان به ارمغان فرستاد."

 




دسته بندی : دینی و مذهبی , اولین ها ,
 

قدم زدن روی آتش، یکی از قدیمی ترین رسوم مردم بلغارستان

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 10:39 قبل از ظهر - 1390/05/7

قدم زدن روی آتش ، یکی از قدیمی ترین رسوم مردم بلغارستان

احتمالا قبلا هم راه رفتم روی آتش را در هندوستان یا حتی کشور خودمان دیده اید، اما فکر نمی کنم هیچ کدام به این کار با دید سنت و رسوم نگاه کرده باشید!

اما این رسم در بخش هایی از یونان، بلغارستان و بالکان قدمتی چند صد ساله دارد. این سنت که رق ص آتش نام دارد سال هاست از سوی کلیسا مورد هجوم قرار گرفته و در اکثر کشور ها رو به نابودیست ولی در یکی از روستاهای بلغارستان مردم این رسم را درست همانند اجداد خود انجام می دهند و به آن ارج می نهند.

رق ص روی آتش در زمان غروب با راه رفتن (بخوانید حرکات مشکل دار) فرمانده آتش “nestinar” آغاز می شود این شخص که لباس سفید و کمر قرمز به تن دارد نمادیست از یک جنگجو و در میدانی به انجام حرکات نمایشی می پردازد که مردم به صورت دایره وار نظاره گر اویند. فرمانده آتش گاهی آنقدر پای خود را بر روی گدازه آتش فشار می دهد که زغال قرمزی خود را از دست داده و اصطلاحا خاموش می شود. این رق ص باصدای نی های bagpipes و گرمای دلنشین زغال در فصول سرد بسیار دیدنی ست و توانسته در سرتاسر دنیا مشهور شود.

این رق ص از سال 1972 به دنبال نوشتن کتاب آتش و موسیقی کشف شد و قدمت آن به زمان ادعای پیامبری یک فرد در هزاران سال پیش بر میگردد و تا به حال ادامه داشته است. اما شگفت انگیز ترین چیز در مورد این رسم این است که پای فرمانده آتش اصلا نمی سوزد یا اشیایی مانند روسری که بر روی زغال سنگ ها می افتند آتش نمی گیرند، حتی برخی می گویند شاهد افتادن فرمانده آتش بر روی زغال های داغ بوده اند ولی او بدون هیچ مشکلی بلند شده است.

این رق ص توسط همگان اجرا نمی شود و فقط باید توسط دراویش مخصوص nestinari انجام شود. در دوران باستان فقط زنان می توانستند دراویش nestinari بشوند ولی حالا مردان هم می توانند جزو این دسته شوند.

برای دیدن فیلم قدم زدن روی آتش به اینجا بروید.





دسته بندی : اولین ها , دانستنیها , تاریخی ,
 
 
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]
 
 

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic