I Here For U & 4 Ever Afther

چرا این قدر تبعیض جنسی ؟ . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 11:35 بعد از ظهر - 1390/11/1

چرا این قدر تبعیض جنسی ؟ . . .





دسته بندی : نژادپرستی های ما . . . ,
 

اخلاق بردگی و اخلاق اربابی . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 10:13 قبل از ظهر - 1390/06/25

اخلاق بردگی و اخلاق اربابی . . .


(-*-پست ثابت یک هفته ای-*-)

کارل گوستاو یونگ (روانشناس شهیر سوئیسی و از شاگردان معروف فروید كه در بحث ناخود آگاه جمعی از هم جدا شدند) فکر می‌کند که اخلاق دو جور است : اخلاق بردگی و اخلاق اربایی .


اخلاق بردگی یعنی همین چیزی که 90 درصد مردم بهش معتقدند؛ اخلاقی که می‌گوید در مهمانی‌ها و جمع فامیل لبخند بزن، اگر عصبانی می‌شوی، خوددار باش و فریاد نزن، وقتی دخترعمویت بچه دار می‌شود برایش کادو ببر، وقتی دوستت ازدواج می‌کند بهش تبریک بگو، وقتی از همکارت خوشت نمی‌آید، این را مستقیم بهش حالی نکن،برای این که دوستت، همسرت، برادرت ناراحت نشوند خودت را،عقاید و احساساتت را سانسور کن، برای به دست آوردن تأیید و تحسین اطرافیان، لباسی را که دوست داری نپوش،اگر لذتی برخلاف شرع و عرف و قوانین جامعه بشری است آن را در وجودت بُکُش و به خاک بسپار، فداکار، مهربان، صبور، متعهد، خوش برخورد و خلاصه، همرنگ و همراه و هم مسلک جماعت باش…



اما اخلاق اربابی، کاملا متفاوت است.افرادی که به اخلاق اربابی پایبندند، از نظر روانشناسی، آدم‌هایی هستند که به بالاترین حد از بلوغ روانی رسیده اند و قوانین اخلاقی را نه از روی ترس از خدا و جهنم و قانون و پلیس وهمسر و پدر و مادر و نه به طمع پاداش و تشویق اجتماعی، که برمبنای وجدان خودشان تعریف می‌کنند. البته وجدان شخصی این افراد، مستقل، بالغ، صادق و سالم است، اهل ماست مالی و لاپوشانی نیست، صریح و بی پرده است و با هیچکس، حتی خودشان تعارف ندارد. بزرگترین معیار خالقان اخلاق اربابی برای اعمال و رفتارشان، رسیدن به آرامش و رضایت درونی است. اخلاق اربابی مرزهای وسیع و قابل انعطافی دارد و هرگز خشک و متعصب نیست .

برای مردمی که مقید و مأخوذ به اخلاق بردگی هستند، اخلاق اربابی، گاه زیبا و تحسین برانگیز، گاهی گناه آلود و فاسد و در اکثر مواقع گنگ و نامفهوم است.

یونگ می‌گوید افرادی که به اخلاق اربابی رسیده اند تاوان این بلوغ را با تنهایی و طرد شدگی پس می‌دهند. آنها به رضایت درونی می‌رسند ولی همیشه برای اطرفیانشان، دور از دسترس و غیرقابل درک باقی می‌مانند .....
حالا Mohajer4ever

از تو می پرسد ؟ . . .

 برده اید یا ارباب

در نظر سنجی وبلاگ جواب دهید . . .



دسته بندی : روانشناسی , نژادپرستی های ما . . . ,
 

رابطه نژادپرستی با اقتصاد در آمریكا

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 04:20 بعد از ظهر - 1390/05/25

رابطه نژادپرستی با اقتصاد در آمریكا



پایگاه خبری "راشا تودی " در مقاله‌ای تحلیلی به رابطه نژادپرستی با اقتصاد در آمریكا پرداخته و معتقد است، در آمریكا همیشه كسانی بوده‌اند كه خواستار وجود شهروندان درجه دو و استثمار آن‌ها در كارهای اقتصادی بوده‌اند.
رابطه نژادپرستی با اقتصاد در آمریكا

پایگاه خبری "راشا تودی" (rt.com) در مقاله‌ای تحلیلی به رابطه نژادپرستی با اقتصاد در ایالات متحده پرداخته و در این رابطه به اظهارات یك كشیش آمریكایی استناد كرده و می‌نویسد: كشیش "گریلن هگلر" از اعضای جمعیت متحده كلیسای مسیحی اظهار داشت كه نژادپرستی و عدم تحمل از بدو تاسیس در ایالات متحده وجود داشته است. 

به گزارش عدالتخانه به نقل از فارس، وی می گوید: "هنگامی كه به تاریخچه بنیانگذاران آمریكا كه برده‌دار بوده‌اند نگاه می‌كنیم، می‌بینیم كه همیشه فردی بوده كه جمعیتی را استثمار نموده و از نیروی كار این افراد به نفع خود بهره‌برداری نماید."
طبق مستندات تاریخی آمریكا همیشه

حقیقت این است كه انتخاب اولین رئیس جمهور رنگین پوست در این كشور نیز تنها موجب وخامت این اوضاع شده است. كسانی كه فكر می‌كنند آمریكا یك كشور سفید پروتستان است اكنون از این وضعیت پیش آمده و تغییرات جمعیتی آن نگران هستند.
كسانی بوده‌اند كه خواستار وجود شهروندان درجه دو و استثمار آن‌ها در كارهای اقتصادی بوده‌اند. 

هگلر می‌گوید: "نژادپرستی به همان اندازه كه به رنگ پوست ارتباط دارد، به همان اندازه با اقتصاد نیز در ارتباط است."
او توضیح داده كه گروه‌های مهاجرین برای رسیدن به آمریكا و انطباق با آن دچار مشكلات زیادی بوده‌اند.
جمعیت امروز آمریكا در حال تغییر است، گروه‌هایی از مهاجرین از آمریكای لاتین، آفریقا، كارائیب و خاورمیانه در حال مهاجرت به آمریكا هستند. 

هگلر می‌گوید: "چیزی كه ملت آمریكا می‌بینند ورود افراد رنگین پوست با پوست‌های تیره به كشورشان است كه موجب شیوع وحشت و بیگانه ستیزی در جامعه می‌شود زیرا علیرغم شعارهایی كه در مورد تنوع نژاد و اقوام در این كشور داده می‌شود آمریكا كشوری سفید پوست است، یك كشور سفید پوست پروتستان." 

هگلر هم‌چنین می‌افزاید: "حقیقت این است كه انتخاب اولین رئیس جمهور رنگین پوست در این كشور نیز تنها موجب وخام



دسته بندی : نژادپرستی های ما . . . ,
 

Negro League

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 10:25 قبل از ظهر - 1390/05/25

Negro League

 

اینبار سیم كش ها اقدام به ترجمه و انتشار اولین مقاله فارسی در مورد نگرو لیگ آمریكا می پردازد . همانطور كه میدانید Negro در لغت به معنای سیاه پوست است و نگرو لیگ یعنی لیگ سیاه پوستان .
سیاه پوستان در اواخر سال 1800 میلادی موفق شدند در تیم های صنعتی ، نظامی و دانشگاهی در لیگ آماتور بیس بال بازی كنند و پس از آن توانستند راه خود را به سوی بازی در تیم های حرفه ای هموار كنند .
"فلیت وود واكر" و "باد فاولر" از اولین سیاهانی بودند كه در لیگ حرفه ای بیس بال بازی كردند ، اگرچه بعدها به علت قوانین نژاد پرستانه مجبور به ترك تیم های خود شدند .

            

   Fleetwood Walker                     

 

در سال 1920 میلادی ، "اندرو راب فاستر" به همراه چند تن از مالكان تیم های میانه غربی آمریكا در كانزاس ، لیگی به نام Negro National League كه به صورت اختصاری NNL  نامیده می شد را تاسیس كردند . این تیم مخصوص بازیكنان سیاه پوست آمركایی بود و این گونه بود كه راهی برای درخشش  سیاه پوستان پر استعداد در ورزش بیس بال باز شد . امروزه به پاس زحمت ها و خدمات راب فاستر از او به عنوان پدر سیاه بیس بال نام برده می شود .

Rube Foster


به سرعت تیم هایی از شرق و جنوب ایالات متحده به این لیگ پیوستند و آوازه ی نگرو لیگ در تمام آمریكا و كانادا پیچیده شد .
مهارت سیاهان در بیس بال آن چنان بود كه نه تنها مشتاقان زیادی را به سمت ورزشگاه ها می كشاند ، بلكه همین نگرو لیگ باعث توسعه ی وضع اقتصادی جامعه سیاهان آمریكا شد .
در سال 1945 "جك رابینسون" یكی از نخبگان نگرو لیگ به عنوان اولین سیاه آمریكا به عضویت كانزاس سیتی درآمد و این آغاز دوره ی جدیدی از ظهور سیاهان در لیگ حرفه ای آمریكا بود .


در سال 1960 نگرو لیگ برای همیشه به تاریخ پیوست و به پاس یادبود تمام بازیكنانی كه در NNL بازی كرده اند ، موزه ای در كانزاس به نام موزه ی نگرو لیگ دایر شد .




دسته بندی : نژادپرستی های ما . . . ,
 

تعصب و نژاد پرستی ومردم آمریکا

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 10:22 قبل از ظهر - 1390/05/20

تعصب و نژاد پرستی ومردم آمریکا


نژاد پرستی نوع خاصی از تعصب است که بر مبنای استدلالات نادرست و عمومیت دادن برخی خصوصیات به گروهی از انسانها، به گونه ای غیر قابل انعطاف، شکل می گیرد. تعصب از کلمه ی لاتین « پرجودیسم » که به معنای پیش داوری کردن پیش از روشن شدن حقایق است، ریشه می گیرد. هرگاه فردی اجازه دهد عقاید متعصبانه اش مانع از رشد و حرکت دیگری شود تبعیض نژادی رخ داده است. و آنان که همه ی افراد یک نژاد را از برخی مشاغل خاص، مسکن، حقوق سیاسی، فرصتهای تحصیلی یا تعاملات اجتماعی محروم می کنند عاملان تبعیض نژادی هستند.

در قرون گذشته درگیری میان سه نژاد اصلی قفقازی، آسیایی و سیاه پوست همواره وجود داشته که گاه شامل محرومیت های اجتماعی ناشی از خودستایی بوده و زمانی منجر به نسل کشی های تحت حمایت حکومتها شده است. نژاد پرستی احساس ترس یا نفرتی است نا بجا از یک انسان تنها به دلیل نژاد وی. حتی زمانی که رنگ پوست مطرح نباشد عوامل دیگری چون زبان، مذهب، ملیت، تحصیلات، جنسیت یا سن وسال منجر به بروز تعصبات می گردد.

جامعه شناسان، مورخان و انسان شناسان معتقدند وقتی دو گروه با رنگ پوست و ظاهر فیزیکی متفاوت با هم در تماس قرار می گیرند و بر سر یک موضوع رقابت می کنند تبعیض نژادی با شدت و خشونت بیشتری بروز می کند. اما جوامعی که عاری از هر گونه درگیری نژادی هستند از پتانسیل همه ی شهروندان خود بهره برده و بسوی حذف این تعصبات گام می بردارند.

نفرت ما آمریکایی ها، ناشی از مشاهده ی رفتار کوکلاکس کلانها، احساسات غیر انسان دوستانه ای که هیچ پایه و اساسی ندارد و بد رفتاریهای زبانی است که همه ی ما در زندگی روزانه مان تجربه می کنیم. به عقیده ی من مؤثرترین اقدام در جهت توقف این رفتارها گفتگوی معقولانه است بی آنکه خود را درگیر تعصبات کنیم.

در گذشته آفریقاییها به آمریکا آورده می شدند و مجبور بودند تمام عمرشان بدون دریافت مزد کار کنند. همه ی منافع متعلق به ارباب بود، درحالی که او تنها مقدار ناچیزی از آن را صرف تهیه ی غذا، پوشاک و سرپناه برای برده ها می کرد.

اولین آفریقاییها در آمریکا که نه سواد خواندن و نوشتن داشتند و نه حامی و پشتیبانی، همواره از سوی سفید پوستان طرد می شدند. برخورد غیر انسانی با برده های آفریقایی – آمریکایی نمونه ای از وحشیانه ترین شکنجه ها در طول تاریخ است.

ناتوانی در دفاع از خود در برابر آزارهای دیگران ممکن است برای همه ی عمر همچون لکه ی ننگی بر روح انسان باقی بماند . اما ساده تر خواهد بود اگر ما به جای روی آوردن به خشونت و دیگر روشهای دفاعی ، برای کمک به آنهایی که مورد خشونت واقع می شوند ، با هم یکی شده و سعی کنیم آنها را درک کنیم و بپذیریم تصورات برخی افراد درباره ی این انسانها صحیح نیست.

کودکان ازبدو تولد تا دوازده سالگی اطلاعاتی را از جهان پیرامونشان دریافت می کنند. آنها از طریق مدرسه، خانواده، اطرافیان، دوستان و جامعه آموزش میبینند و همینطور پیام هایی را از کتابها، فیلمها، تلویزیون و دیگر رسانه ها دریافت می کنند و بر اساس این اطلاعات عقاید، نگرش و نظراتشان شکل می گیرد.

نگرش همان احساسات ما نسبت به یک فرد یا ایده است و عقاید ما ، پایه و اساس نگرش و رفتار ما با سایر انسان ها محسوب می شوند. آن گاه که عقایدمان متعصبانه باشد، نگرش و رفتارمان نیز متعصبانه خواهد بود. نژاد پرستی عقیده ای است بر اساس استدلال نادرست و تصورات غلط و عمومیت دادن این تصورات. و استریوتایپ یعنی داشتن عقایدی اغراق آمیز درباره ی یک گروه از مردم که با نامگذاری، نسبتهای نژادی و ساختن جوک آغازمی شود.

قربانیان تعصب اغلب خودشان به این عقاید نادرست دامن می زنند. آنها می آموزند با استفاده از روشهایی که برای حیاتشان ضروری است، از خود دفاع کنند. توهین هایی که به یک قوم و نژاد خاص نسبت داده می شود، موجب می شود احساساتی چون رنجش، خشم، شرم، خصومت، محرومیت و پریشانی یکجا در وجود یک فرد جمع شود. دانش آموزان مدارس آمریکا اعتراف می کنند که وقتی عصبانی می شوند ، اصطلاحات توهین آمیز نژادی را به کار می برند. من در گذشته در مدرسه مان شاهد آن بودم که دانش آموزان جوکها و اسامی نژادی را به زبان می آوردند اما می گفتند منظوری ندارند واینها فقط یک شوخی است.

نفرت نژادی اغلب منجر به بروز خشونت می شود. امروزه در آمریکا گروههایی وجود دارند که افراد متعلق به بعضی گروهها و مذاهب را در خیابانها مورد ضرب وشتم قرار داده و حتی به قتل می رسانند و به این ترتیب نوع خودسرانه ای از عدالت گستری مورد نظر خود را اعمال می کنند . چنین افرادی معمولا همانند مردم عادی فاقد قدرت هستند ، بنابر این غالب این گروهها در پی کسب قدرت بر می آیند . اینها در ساختارهای تشکیلاتی گروههایی مانند نازیها و کوکلاکس کلانها صاحب قدرتی کاذب می شوند . نفرت نژادی ای که قدرت نا محدود پیدا کند ، تبدیل به فاجعه خواهد شد . نسل کشی هایی که تحت حمایت نازی های آلمانی رخ داد نمونه ای است از قدرتمند شدن نفرت و کینه . این فاجعه نیز ابتدا از مسایل جزیی تر مانند جوکهای نژادی ، آغاز شد و سپس به محدودیت هایی مانند از دست دادن شغل ، حقوق شهروندی ، حق رای و در نهایت از دست دادن جان منجر شد .

برای توقف نژاد پرستی در آمریکا چه میتوان کرد ؟ سندی معتبر از تاریخ جانسن به نام گزارش کرنرمی گوید : باید استراتژیهایی وجود داشته باشد که موجب تحقق وعده های دموکراسی آمریکایی برای همه ی شهروندان شهری و روستایی ، سفید و سیاه ، اسپانیایی تبار و هندی-آمریکایی و هر اقلیت دیگری گردد . نمی توان انتظار داشت فقط رنگین پوستان برای مبارزه با نژاد پرستی تلاش کنند . همه ی ما باید از سیاه و سفید و سرخ و زرد ، استرالیایی ، اکراینی ،روسی یا ایرلندی در این راه گام برداریم .

اگر شما با اسمی که به رنگ پوست ، نژاد ، طرز راه رفتن و یا لهجه ی صحبت کردنتان مربوط می شود نامیده می شوید ، نژاد پرستی را تجربه کرده اید .تبعیض نژادی یک موضوع احساسی بسیار تحریک آمیز است و برخورد منطقی و آرام در مقابل آن بسیار مشکل و معمولا اولین واکنش در برابر آن حمله است . بر طبق گزارش آلفرد فلیشمن- خبرنگار روزنامه ی سنت لوییز- تبعیض نژادی یکی از بلاهای جامعه ی آمریکایی امروز است و وقتی مانند زمان حال، در سکوت و بی توجهی ، در حال رشد است خطر آن بسیار بیشتر خواهد بود .

اگر به نوع زندگی خود دقت کنیم می بینیم که ما آمریکایی ها حتی متوجه آنچه می گوییم ، جوکهایی که به زبان می آوریم و موسیقی ای که گوش می کنیم نیستیم . عده ای از مردم بازی کردن با عقاید دیگران را تنها یک شوخی می پندارند در حالیکه همیشه یک نفر در این میان رنجیده خاطر می شود حتی اگر ناراحتی اش را نشان ندهد .

امروزمردم دنیا خواهان برابری ، عدالت و آزادی هستند در حالیکه آمریکا به مظهر تعصب ونژاد پرستی تبدیل شده است . موقعیت امروز و فردای آمریکا از نظر تبعیض نزادی به ما بستگی دارد زیرا این ما هستیم که باید برای توقف آن اقدام کنیم.

 




دسته بندی : نژادپرستی های ما . . . ,
 

سیاست از منظر گاو

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 06:53 بعد از ظهر - 1390/05/7

سیاست از منظر گاو ! . . .

(شاید قدیمی باشه ولی دوست داشتم توی وبسایت داشته باشمش)

سوسیالیسم: دو گاو دارید. یکی را نگه می‌دارید. دیگری را به همسایه خود می‌دهید.

کمونیسم: دو گاو دارید. دولت هر دوی آنها را می‌گیرد تا شما و همسایه‌تان را در شیرش شریک کند.

فاشیسم: دو گاو دارید. شیر را به دولت می‌دهید. دولت آن را به شما می‌فروشد.

کاپیتالیسم: دو گاو دارید. هر دوی آنها را می‌دوشید. شیرها را بر زمین می‌ریزید تا قیمتها همچنان بالا بماند.

نازیسم: دو گاو دارید. دولت به سوی شما تیراندازی می‌کند و هر دو گاو را می‌گیرد.

آنارشیسم: دو گاو دارید. گاوها شما را می‌کشند و همدیگر را می‌دوشند.

سادیسم: دوگاو دارید. به هر دوی آنها تیراندازی می‌کنید و خودتان را در میان ظرف شیرها می‌اندازید.

آپارتاید: دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید می‌دهید ولی گاو سفید را نمی‌دوشید.

دولت مرفه: دو گاو دارید. آنها را می‌دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می‌دهید تا بنوشند.

بوروکراسی: دو گاو دارید. برای تهیه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر می‌کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید

سازمان ملل: دو گاو دارید. فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو می‌کند. آمریکا و انگلیس گاوها را از شیر دادن به شما وتو می‌کنند. نیوزلند رای ممتنع می‌دهد.

ایده آلیسم: دو گاو دارید. ازدواج می‌کنید. همسر شما آنها را می‌دوشد.

رئالیسم: دو گاو دارید. ازدواج می‌کنید. اما هنوز هم خودتان آنها را می‌دوشید.

انقلابیسم: دو گاو دارید. زشت است شیر گاو ماده را بدوشید

فمینیسم: دو گاو دارید. حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید

پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید. از هر کدام شیر بدوشید فرقی نمی‌کند.

لیبرالیسم: دو گاو دارید. آنها را نمی‌دوشید چون آزادیشان محدود می‌شود.

دموکراسی مطلق: دو گاو دارید. از همسایه‌ها رای می‌گیرید که آنها را بدوشید یا نه.

سکولاریسم: دو گاو دارید. پس به خدا نیازی نیست.




دسته بندی : نظام های جهانی , نژادپرستی های ما . . . , مطالب طنز ,
 
 
 

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic