I Here For U & 4 Ever Afther

خیلی حرفه . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 10:03 قبل از ظهر - 1390/11/9

خیلی حرفه . . .




عزیزم ،من دیگه نمی تونم با تو ادامه بدم ، من به زن دیگه ای علاقمند شدم و نمی خوام به تو دروغ بگم، سعی کن اینو بفهمی ....


اگر همسرتان امشب سر میز شام با چهره ای قاطع و بالحنی آرام به شما بگوید : «عزیزم ،من دیگه نمی تونم با تو ادامه بدم...» یا بگوید:«من به زن دیگه ای علاقمند شدم و نمی خوام به تو دروغ بگم، سعی کن اینو بفهمی » و از این قبیل چه حسی پیدا می کنید. به نظرتان منطقی و صادقانه است یا بی شرمانه و وحشتناک؟ آیا در چنین شرایطی سعی می کنید همسرتان را درک کنید و به حس او احترام می گذارید؟ سعی می کنید منطقی رفتار کنید و دنبال زندگی جدیدتان بگردید؟

 

چنین اتفاقهایی اگر در زندگی ما وحشتناک تلقی می شوند، اگر یک بانوی ایرانی را شوک زده و حتی بیمار می کنند و تعادل روانی او را برای مدتی طولانی به هم می زنند، برای یک زن غربی کاملا آشنا و قابل پیش بینی هستند. برای اثبات چنین مدعایی کافی است کتابهای خانوادگی غربی را مطالعه کنید.  ظاهرا آنجا زنی که خیلی موفق است کسی است که در جدایی از نامزدها و همسرانش خیلی دچار رنجش و غم و اندوه نشود نه زنی که بتواند شوهرش را حفظ کند.

 

 گاهی در این کتابها به زنان شرکت در کلاسهایی توصیه می شود که بعد از تجربه تلخ جدایی و مورد بی وفایی قرار گرفتن ،بتواند به آرامش روحی زن بیچاره کمک کند. در داستانهای کوتاهی که در این کتابها آمده است دقت کنید امثال این داستانها را بخوانید و در آن تامل کنید:

«دوباره "جان"دیر به منزل اومد و من که خیلی انتظارش رو کشیده بودم ،کنترلم رو از دست دادم و دعوامون شد و جان نیمه شب منزل رو ترک کرد .نگرانم که دیگه نخواد پیش من برگرده شاید سر صحبت رو با یه زن دیگه بازکنه و ... خواهش می کنم راهنماییم کنید »

« خیلی وقتا کسانی به مطب من مراجعه می کنند و میگن توی باشگاه یا در محل کارم با زنی آشنا شدم که خیلی بهتر از همسرم منو درک می کنه .دیگه نمی خوام زندگی سابقم رو ادامه بدم...»

« دیشب چارلی سر میز شام به من گفت که نسبت به من بی علاقه شده و گفت که ادامه دادن این زندگی هیچ لذتی نداره .اون گفت نامزد جدیدی انتخاب کرده و احساس می کنه خوشبختی واقعی رو پیدا کرده. اونا حتی یه آپارتمان هم برای خودشون اجاره کردند. همسرم با دیدن ناراحتی من با احساس همدردی از من خواست که برای خودم همسر جدیدی پیدا کنم.»

 

قابل توجه بانوانی که در بدحجابی از هم سبقت می گیرند : انتهای جاده بد حجابی همین مدینه ی فاضله ای!!! است که فعلا غربی ها دارند کیفش !!! را می کنند. اگر همسرتان را دوست دارید ،اگر نسبت به خانواده خود پایبند هستید، و اگر این داستانها برای شما تراژدی های دردناکی هستند که تحمل یک روز زندگی در فضای آن را ندارید، کمی ترمز کنید و به انتهای راهی که می روید بیاندیشید.

یادمان باشد همانطور که ما با آرایش زیبا می شویم زنان و دختران دیگر هم با آرایش زیبا می شوند و همیشه جالبتر و جذابتر از ما هم وجود دارد.

کسی نگفته است که پشت بدحجابی شما نیات پلیدی نهفته است، کسی نگفته است که هر بانوی بدحجابی، لزوما بی اخلاق یا فاسد است ،اصلا این طور نیست . چه بسا بد حجابهایی که صرفا به دلیل علاقه به زیبایی یا راحتی، به بدحجابی روی می آورند .اما از عواقب این بدحجابی درک و باور درستی ندارند. باور نمی کنند که انتهای این جاده به ناکجا آبادی ختم می شود که آسایش را از همه خواهد ربود.اگر زنان درک درستی از ضرر و زیانهای بدحجابی پیدا می کردند ،زحمت حجاب را  با میل و علاقه به جان می خریدند.

 

یادمان باشد همانطور که ما با آرایش زیبا می شویم زنان و دختران دیگر هم با آرایش زیبا می شوند و همیشه جالبتر و جذابتر از ما هم وجود دارد. شاید برخی در مواجهه با چنین طرز فکری با اکراه روی برگردانند و شان خودتان را بالاتر از این افکار بدانند اما اینها واقعیتهایی هستند که برخی کمتر و برخی بیشتر آن را درک خواهند کرد و البته گاهی برای درک آن،نگاه بلندتر ، زمان طولانی تر و تجربیان بیشتری لازم است .

 

فرض را بر این می گذاریم که اکثر مردها وفادارند و اکثر زنها از جلب توجه نامحرم غافلند و سرشان به زندگی خودشان گرم است .اما وقتی فضا برای بدحجابی ایجاد شد ،وقتی بدحجابی عادی شد، آنکه بیمار است برای آزار و اذیت شما فضای کافی پیدا خواهد کرد. اتفاقات وحشتناک نادر، کم کم زیاد می شوند و بلاخره یکی از آنها هم دست به گریبان زندگی شما خواهند شد .

 

 

آرایش و جلوه گری و بدحجابی که زیاد شد ،نگاه، هم رایج و معمول خواهد شد ،جامعه که بازار شد، خانواده هم در معرض خرید و فروش قرار خواهد گرفت. در همین جامعه ای که همه ی بدحجابهایش کاملا بی منظور و بی غرض هستند، چه بسیار زندگی هایی که به خاطر همین بدحجابی ها از هم پاشیده شده و چه زندگی های نامیمون و اشتباهی که نباید شکل می گرفته ،شکل گرفته است.

 

به فرض اینکه شوهر شما پاک است و تضمین داده که به هیچ وجه تحت تاثیر هیچ طنازی قرار نخواهد گرفت ،با خواسته عجیب و غریب نوجوانتان چه می کنید که می خواهد با زنی که دو بار طلاق گرفته و ده سال از او بزرگتر است ازدواج کند؟

 خلاصه مطلب آنکه : بدحجابی دشمن زندگی خانوادگی است  .

Mohajer4ever : بعد از خواندن این مطلب یه کم قبول دارم . . .




دسته بندی : دینی و مذهبی ,
 

حدیثی از پیامبر: مؤمن واقعی کیست

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 12:26 قبل از ظهر - 1390/11/3

به مناسبت شهادت . . .

از رسول خدا (ص) روایت شده که فرمودند ایمان مومن کامل نمی شود تا اینکه
دارای 103 خصلت در فعل و عمل و نیت و باطن و ظاهر گردد.
آنگاه امیرالمومنین( ع) فرمودند: یا رسول الله آن 103 خصلت کدامند؟


فرمودند یا علی از جمله صفات مومن اینست که:

جَوَّالَ الْفِکْرِ- جَوْهَرِی الذِّکْرِ- کَثِیراً عِلْمُهُ - عَظِیماً حِلْمُهُ

اندیشه اش بسیار متحرک و پویاستذاتا متذکر وبه یاد خداست
علم و دانشش فراوان
بردباریش بزرگ


جَمِیلَ الْمُنَازَعَةِ - کَرِیمَ الْمُرَاجَعَةِ - أَوْسَعَ النَّاسِ صَدْراً - وَ أَذَلَّهُمْ نَفْساً

خوش برخورد در کشمکشبزرگوار در بازگشت و پذیرش
سعه صدرش از همه بیشترو نفسش از همه خاکسار تر است


ضِحْکُهُ تَبَسُّماً - وَ اجتماعه تَعَلُّماً - مُذَکِّرَ الْغَافِلِ-مُعَلِّمَ الْجَاهِلِ

خنده اش تبسمگردهماییش برای تعلم و یادگیری
تذکردهنده به غافل
و آموزنده جاهل است


لَا یؤْذِی مَنْ یؤْذِیهِ وَ لَا یخُوضُ فِیمَا لَا یعْنِیهِ وَ لَا یشْمَتُ بِمُصِیبَةٍ

به کسی که آزارش می کند آزاری نمی رساند و
در آنچه به دردش نمی خورد وارد نشود
و
هیچ کس را به مصیبتی سرزنش و شماتت نمی کند


وَ لَا یذْکُرُ أَحَداً بِغِیبَةٍ - بَرِیئاً مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ - وَاقِفاً عِنْدَ الشُّبُهَاتِ

و هیچ کس را با غیبت یاد نمی کند از کارهای حرام بیزار است
در موارد شبهه قدم بر نمی دارد



کَثِیرَ الْعَطَاءِ - قَلِیلَ الْأَذَى - عَوْناً لِلْغَرِیبِ - وَ أَباً لِلْیتِیمِ

بخششش فراوان آزارش بسیار کم
برای غریب و ناآشنا یاور
و برای یتیم پدر است

بُشْرُهُ فِی وَجْهِهِ  وَ حُزْنُهُ فِی قَلْبِهِ - مُسْتَبْشِراً بِفَقْرِهِ

شادابی و خرمی اش در چهره و حزن و اندوهش در دل
و به نیاز خود (به خدا ) خرسند است


أَحْلَى مِنَ الشَّهْدِ وَ أَصْلَدَ مِنَ الصَّلْدِ - لَا یکْشِفُ سِرّاً وَ لَا یهْتِکُ سِتْراً

شیرین تر از عسل و سخت تر از سنگ است
هیچ رازی را فاش نسازد و هیچ پرده ای را ندرد


لَطِیفَ الْحَرَکَاتِ - حُلْوَ الْمُشَاهَدَةِ - کَثِیرَ الْعِبَادَةِ - حَسَنَ الْوَقَارِ

حرکاتش لطیفدیدارش شیرینعبادتش بسیاروقارش نیکو


لَینَ الْجَانِبِ - طَوِیلَ الصَّمْتِ - حَلِیماً إِذَا جُهِلَ عَلَیهِ

برخوردش نرمسکوتش طولانی است
اگر درباره او به نادانی رفتار شود حلیم و بردبار است


صَبُوراً عَلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَیهِ - یجِلُّ الْکَبِیرَ وَ یرْحَمُ الصَّغِیر

برکسی که به او بدی کرده است شکیبا است
بزرگتر را گرامی داشته و به کوچکتر رحم می کند


أَمِیناً عَلَى الْأَمَانَاتِ - بَعِیداً مِنَ الْخِیانَاتِ - إِلْفُهُ التُّقَى وَ حِلْفُهُ الْحَیاءُ

بر امانت ها امینو از خیانت ها به دور است
همدم او تقوا و هم پیمان او شرم و حیاست


کَثِیرَ الْحَذْرِ - قَلِیلَ الزَّلَلِ - حَرَکَاتُهُ أَدَبٌ - وَ کَلَامُهُ عَجِیبٌ

پرهیزش بسیارو لغزشش کم
حرکاتش مودبانهوگفتارش مایه شگفتی است


مُقِیلَ الْعَثْرَةِ - وَ لَا یتَّبِعُ الْعَوْرَةَ - وَقُوراً صَبُوراً - رَضِیاً - شَکُوراً

از خطا و لغزش در می گذردو در پی عیوب دیگران نمی رود
با وقارصبورخشنود و راضیسپاسگذار


قَلِیلَ الْکَلَامِ - صَدُوقَ اللِّسَانِ - بَرّاً - مَصُوناً

کم حرفراست گفتارنیکوکار- مصون و محفوظ


حَلِیماً - رَفِیقاً - عَفِیفاً – شَرِیفاً - لَا لَعَّانٌ وَ لَا کَذَّابٌ

بردباررفیق و سازگارپاکدامن
با شرافت است لعن کننده و دروغگو نیست


وَ لَا مُغْتَابٌ - وَ لَا سَبَّابٌ - وَ لَا حَسُودٌ وَ لَا بَخِیلٌ - هَشَّاشاً بَشَّاشاً

غیبت کننده نیستدشنام نمی دهد
نه حسود است و نه بخیلگشاده رو و شاداب است


لَا حَسَّاسٌ وَ لَا جَسَّاسٌ - یطْلُبُ مِنَ الْأُمُورِ أَعْلَاهَا - وَ مِنَ الْأَخْلَاقِ أَسْنَاهَا

نه ظریف و حساس است و نه کنجکاو و جاسوس
از کار ها عالی ترین را طلب می کند و از اخلاق برجسته ترین را


مَشْمُولًا بِحِفْظِ الله - مُؤَیداً بِتَوْفِیقِ اللَهِ - ذَا قُوَّةٍ فِی لِین

حفظ خدا شامل حال اوستبه توفیق الهی یاری شده است
و در عین نرمش قوی است


وَ عَزْمَةٍ فِی یقِینٍ - لَا یحِیفُ عَلَى مَنْ یبْغِضُ - وَ لَا یأْثَمُ فِی مَنْ یحِبُّ

و تصمیمش همراه با یقینبا کسی که دشمن باشد ستم نمی کند
و درباره کسی که دوستش دارد به گناه نمی افتد


صَبُورٌ فِی الشَّدَائِدِ - لَا یجُورُ وَ لَا یعْتَدِی - وَ لَا یأْتِی بِمَا یشْتَهِی

در سختی ها بسیار شکیباستنه ستم می کند و نه تجاوز
 و هر چه دلش خواست انجام ندهد


الْفَقْرُ شِعَارُهُ - وَ الصَّبْرُ دِثَارُهُ - قَلِیلَ الْمَئُونَةِ - کَثِیرَ الْمَعُونَةِ

جامه زیرینش نیاز (به خدا) و جامه زبرینش صبر ومقاومت
 هزینه و زحمتش اندککمک و یاریش بسیار


کَثِیرَ الصِّیامِ - طَوِیلَ الْقِیامِ - قَلِیلَ الْمَنَامِ - قَلْبُهُ تَقِی - وَ عِلْمُهُ زَکِی

روزه داری او بسیار قیام و عبادتش طولانی
خوابش کمقلبش پرهیزگار و علم و دانشش پاکیزه است


إِذَا قَدَرَ عَفَا - وَ إِذَا وَعَدَ وَفَى - یصُومُ رَغْباً - وَ یصَلِّی رَهْباً

هنگامی که قدرت یابد عفو نماید و هنگامی که وعده دهد وفا نماید
با میل و رغبت روزه می گیردو با ترس و خوف نماز می خواند


بقیه هم در ادامه مطلب . . .



دسته بندی : دینی و مذهبی ,
 

وضعیت زنان در آخرالزّمان (با اندکی تفاوت از نظر Mohajer4ever )

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 10:33 قبل از ظهر - 1390/06/23

 وضعیت زنان در آخرالزّمان . . .

نویسنده مرضیه شریفی

(با اندکی تفاوت از نظر Mohajer4ever)

 
یکی از مسائلی که در حکومت‌های آخرالزّمان مطرح است، بنا بر اخباری که از معصومان(علیه السلام) وارد گردیده است، سلطه و نفوذ زنان در امور سیاسی می‌باشد:
امیر مؤمنان(علیه السلام) می‌فرماید: «... و آن هنگامی است که زن‌ها مسلّط شوند، کنیزان تسلّط پیدا کنند و کودکان حکومت کنند.»1
«هنگامی که زن‌ها بر تخت سلطنت چیره شوند و بر هر مردی چیره باشند و جز خواسته آن‌ها عملی نگردد.»2
امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند.»3

وضعیّت اقتصادی زنان در آخرالزمان

  (بمیرم براتون  ، اگر ما مرد ها برای شما کاری کنیم )



یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که بشر در آخرالزّمان با آن سخت دست به گریبان است، مسائل و مشکلات اقتصادی است. نابسامانی عظیم اقتصادی در سرتاسر جهان به وقوع می‌پیوندد و زنان از این واقعه شوم، در امان نخواهند بود؛ بلکه بیشترین ضربه را آن‌ها خواهند خورد.
امام صادق(علیه السلام) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند.»4
حضرت علی(علیه السلام) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «زنان در آخرالزّمان به خاطر حرص به دنیا در کسب و کار همسران خود شرکت می‌نمایند.»5
امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»

وضعیّت اجتماعی زنان در آخرالزّمان
 

1. عدم امنیّت برای زنان: از انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور به آن گرفتار می‌گردد، بی‌امنیّتی خانوادگی و ناموسی است، این مسئله آنچنان فراگیر می‌شود که کمتر کسی می‌تواند یا می‌خواهد از آن جلوگیری نماید.»6
حضرت علی(علیه السلام) در این خصوص می‌فرمایند: «سفیانی در حالی که نیزه‌ای در دست دارد، زنی باردار دستگیر می‌نماید و به یکی از یارانش می‌گوید: به او تعدّی نما و او سپس شکم زن را می‌درد و جنینش را بیرون می‌آورد و هیچ کس نمی‌تواند چنین وضعیّت هولناکی را تغییر دهد.»7
2. هبوط مسائل اخلاقی و انسانی در زنان: جامعه پیش از ظهور، جامعه‌ای مملوّ از فساد و بی‌بند و باری‌های اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انسان‌نما، آنچنان فراگیر می‌شود که حالت عادّی به خود می‌گیرد. روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نموده‌اند، بسیار زیاد است.
محمّد بن مسلم می‌گوید: به امام باقر(علیه السلام) عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام(علیه السلام) فرمودند: «آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زن‌ها شبیه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان.»8
امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند.»
و در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) است که فرمودند:«... در آن زمان زنان را می‌بینی که از بذل خود به کفّار هیچ واهمه‌ای ندارند.»9
امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»10
3. افزایش زنان بی‌سرپرست: در آخرالزّمان وضعیّت به گونه‌ای است که بر اثر جنگ‌های پی در پی، تعداد مردان کاهش چشمگیری می‌یابد و به همین دلیل، زنان زیادی بی‌سرپرست می‌گردند و به دنبال کسی هستند تا سرپرستی ایشان را به عهده گیرد.
رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می‌فرمایند: «قیامت برپا نمی‌شود، مگر اینکه برای پنجاه زن یک سرپرست باشد.»11
و در حدیث دیگری می‌فرمایند: «زمانی فرا رسد که پنجاه زن با یک مرد رو به رو شده، یکی می‌گوید: ای بنده خدا مرا بخر و دیگری می‌گوید به من پناه ده.»12
امام صادق(علیه السلام) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند»
با مقایسه اخباری که در مورد زن آخرالزّمان به ما رسیده و وضعیّت کنونی زن از حیث اجتماعی و اخلاقی، بین زن امروز و زن آخرالزّمان شباهت بسیاری دیده می‌شود. امّا این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نمی‌توان فساد اخلاقی را برای تمام زنان تعمیم داد، زیرا در آن زمان، زنان آگاه، عفیف و با ایمانی نیز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متأثّرند. امّا وضع عمومی به شکل دیگری است.13

پی‌نوشت‌ها:
 

1. کامل سلیمان، روزگار رهایی، ترجمه علی اکبر مهدی پور، ج2، ص 761 به نقل از بشاره الاسلام، صص 41 و 44.
2. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص 259.
3. همان، ص 257.
4. همان.
5. لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 428.
6. سیّده ارغوان حیدری، «زن، انتظار، ظهور»، ماهنامه شمیم یاس، سال سوم، ش 8، آبان 1382، ص 8.
7. همان، ص 9. به نقل از مقدّسی شافعی سلمی، عقدالدرر، ص 409.
8. منتخب الاثر، ص 292.
9. بحارالانوار، ج52، صص 257 و 258.
10. منتخب الاثر، ص 426.
11. «زن، انتظار، ظهور»، همان، ص 9، به نقل از احمد بن حنبل، مسند، ج3، ص 120.
12. همان، به نقل از بحارالانوار، ج52، ص 250.
13. همان.

  مخزن : راسخون ولی تمام این عکس های جلب Mohajer4ever



دسته بندی : دینی و مذهبی , اسلام و امامان ما و مسائل دینی (-*-از نگاه دیگر-*-) ,
 

ظهور در آرامش یا جنگ؟!

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 03:56 بعد از ظهر - 1390/06/11

ظهور در آرامش یا جنگ؟! . . .



برخی می‌گویند طبق روایات حضرت وقتی ظهور می‌نمایند که جهان پر از ظلم، جور و فساد شود و برخی دیگر می‌گویند: با عبادت، دعا، پرهیز از گناه و جهاد امام (عج) را در ظهورش یاری کنید. دلیل این تضاد چیست؟


این شبهه یا تضاد به خاطر قرائت‌های متفاوت و شاید دلخواه از احادیث مربوط به جمله‌ی اول است. چنین نیست که گفته باشند: «وقتی ظهور می‌نمایند که جهان پر از ظلم، جور و فساد شود»، چرا که آن وقت لازمه‌ی زمینه‌سازی برای ظهور تلاش برای ظلم و فساد بیشتر است و لابد مفسدین مقرب‌تر خواهند بود! که طبعاً خداوند متعال، اسلام و عقل چنین حکمی نمی‌دهد.

معنی ندارد که خداوند متعال (اسلام) از یک سو مردم را به ایمان و عمل صالح و پرهیز از ظلم و گناه دعوت نماید، و از سوی دیگر نعمت ولایت و حکومت معصوم را در گرو ازدیاد فساد و ظلم قرار دهد! اساساً چرا باید بیشتر فساد و ظلم کنیم تا یک منجی بیاید آن ظلم و فساد را برطرف کند؟! بلکه احادیث و روایات بیان می‌دارند که ایشان وقتی ظهور نمایند، جهان را پر از عدل و داد می‌نمایند، چنان چه پر از ظلم و جور شده است.

الف – دقت شود که جهان از همان زمانی که قابیل به هابیل ظلم کرد و او را به خاطر حسادت در قبولی قربانی نزد خداوند متعال به قتل رساند، دچار ظلم، جور و فساد بوده و هر روز نیز بر این ظلم و فساد افزوده شده است. حتی زمان رسول الله (ص) نیز جهان پر از ظلم، فساد، شرک، جهل و تباهی بوده است و پس از رحلت ایشان حتی محیط کوچک مدینه نیز پر از ظلم، جور و فساد گردید. پس اگر شرط ظهور ظلم و فساد باشد، این شرط همیشه محقق بوده و باید ظهور فرا می‌رسید. آیا ظلم و فسادی بیش از قائله‌ی کربلا تصور می‌شود؟!

دقت شود که مسأله‌ی «قیام» با مسآله‌ی «حکومت» متفاوت است و قیام مقدمه‌ای برای سرنگونی حکومت جبار و باطل و برقراری حکومت عدل الهی می‌باشد. یکی از شرایط اولیه برای برقراری حکومت، خواست و انتظار مردم منطقه‌ی حکومت است. پس اگر قرار باشد که حکومت جهانی برقرار گردد، لازم است که قاطبه‌ی مردم خواهان آن باشند

ب – پس، اولین شرط قیام، برخورداری از زمینه و شرایط مساعد برای قیام است که اولین شرط آن نیز برخورداری از حداقل نیروی قابل و وفادار می‌باشد. به امام سجاد (ع) عرض کردند که پدرت با 72 یار مقابل یزید ایستاد و به شهاد رسید، پس چرا شما قیام نمی‌کنید؟ فرمود: ایشان 72 یار داشتند که قیام کردند، من اگر 7 یار داشتم قیام می‌کردم. به امام صادق علیه‌السلام عرض کردند که یاران و هواداران شما بسیارند و چرا قیام نمی‌فرمایید؟ ایشان با نشان دادن گله‌ای کوچک فرمودند: اگر تعداد یاران من به مقدار بزغاله‌های این گله بود قیام می‌کردم. راوی می‌گوید: پس از نماز آن‌ها را شمردم، 16 رأس بودند.

ج – لذا حضرت امام زمان (عج) نیز پس از برخورداری از حداقل نیرو برای برپایی یک حکومت جهانی قیام خواهند نمود. لذا در روایات این حداقل 313 تن بیان شده است و البته این 313 تن نخبگان، فرماندهان، رهبران و مدیران اصلی خواهند بود و پس از آن‌ها گروه‌های هزار، ده هزار، صدهزار و چند میلیون نفری به سوی ایشان خواهند شتافت و سپس بسیاری از مردم مسلمان و غیر مسلمان با ایشان بیعت خواهند نمود.

د- دقت شود که مسأله‌ی «قیام» با مسآله‌ی «حکومت» متفاوت است و قیام مقدمه‌ای برای سرنگونی حکومت جبار و باطل و برقراری حکومت عدل الهی می‌باشد.

یکی از شرایط اولیه برای برقراری حکومت، خواست و انتظار مردم منطقه‌ی حکومت است. پس اگر قرار باشد که حکومت جهانی برقرار گردد، لازم است که قاطبه‌ی مردم خواهان آن باشند.

جهان از همان ابتدا به خاطر گردن‌کشی مستکبرین و حماقت، عوامی، دنیاطلبی و خواب غفلت توده‌های مردمی، محکوم به جهل، ظلم، فساد و ... بوده و هست. و نه تنها هیچ دین الهی، بلکه هیچ عقل سالمی نیز حکم نمی‌کند که ظلم و فساد بیشتر شود تا کسی بیاید آن ظلم و فساد را برچیند!

البته منظور این نیست که تا قاطبه‌ی مردم مسلمان و شیعه نشوند و طالب حکومت منجی آخر، حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف نگردند، قیام و حکومتی نخواهد بود. بلکه مردم (چنان چه امروزه نشانه‌های آن دیده می‌شود) به جایی خواهند رسید که دیگر از همه‌ی مکاتب و مدعیان نجات بشر نا امید می‌شوند و منتظر فرج الهی و یک قدرت الهی می‌گردند.

ھ – دقت شود که جهان تا امروز شاهد قدرت یک پارچه‌ی جهانی نبوده است، لذا هر گاه کذب ادعایی معلوم می‌شد، می‌گفتند: شاید آن یکی بهتر باشد؟ از این رو به کمونیسم، مارکسیسم، لیبرالیسم، کاپیتالیسم، فمینیسم و ... رو آوردند. اما امروز از سویی قدرت‌ها یک پارچه شده و از سویی دیگرناتوانی همه معلوم شده است. به عنوان مثال: چه یک پارچگی بزرگ‌تر و بهتر از شورای امنیت یا سازمان ملل یا حقوق بشر یا ... می‌تواند وجود داشته باشد؟ اما رفته رفته به جهانیان ثابت می‌شود که تا حاکمی عالم به علم الهی و عادل به عدل الهی و مؤید به تأییدات الهی و در یک جمله «خلیفة الله» یا فرستاده‌ی الهی نباشد، نفس اماره حاکم خواهد بود و شوراها، سازمان‌ها و مجامع بین‌المللی نیز به ابزار دیگری در خدمت طواغیت بدل خواهند شد.

و – پس جهان از همان ابتدا به خاطر گردن‌کشی مستکبرین و حماقت، عوامی، دنیاطلبی و خواب غفلت توده‌های مردمی، محکوم به جهل، ظلم، فساد و ... بوده و هست. و نه تنها هیچ دین الهی، بلکه هیچ عقل سالمی نیز حکم نمی‌کند که ظلم و فساد بیشتر شود تا کسی بیاید آن ظلم و فساد را برچیند! به ویژه اسلام عزیز و غنی که «ایمان و عمل صالح»، «امر به معروف و نهی از منکر» و «مبارزه با همه‌ی مظاهر کفر، شرک و نفاق» و طواغیت را در سرلوحه‌ی اهداف و برنامه‌های تکاملی بشر قرارداده است و مشخصات بارز پیروان این دین را ابتدا قیام بر علیه کفار، سپس وحدت بین خود و پس از آن سایر عبادات می‌خواند:

عبادت

«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَینَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی‌ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوی‌ عَلی‌ سُوقِهِ یعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیغیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظیماً» (الفتح - 29) ؛ محمد رسول خدا است و کسانی که با او هستند علیه کفار شدید و بی رحمند و در بین خود رحیم و دلسوزند، ایشان را می‌بینی که همواره در رکوع و سجودند و در طلب فضل و رضوان خدایند. علامتشان در رخسارشان از اثر سجده نمایان است، این وصف ایشان است در تورات و اما وصف آنان در انجیل این است که چون زراعتی هستند که از شدت برکت پیرامونش جوانه‌هایی می‌زند و آن جوانه‌ها هم کلفت می‌شود و مستقیم بر پای خود می‌ایستد به طوری که برزگران را به شگفت می‌آورد (مؤمنین نیز این طورند)، این برای آن است که کفار را به خشم آورد، خدا به کسانی که ایمان آورده و از آن بین به کسانی که اعمال صالح هم می‌کنند وعده مغفرت و اجری عظیم داده.

از این رو منتظر واقعی و طالب ظهور حضرت (عج)، ابتدا خود بر علیه کفر و طاغوت نفس خود قیام می‌کند و حکومت مطیع امر امام را در مملکت وجود خویش حاکم می‌نماید و سپس قادام به مساعد نمودن شرایط بیرونی می‌نماید تا بر یاران باوفا و قابل حضرت نیز بیافزاید.




دسته بندی : دینی و مذهبی ,
 

چه کسانی هیزم جهنمند؟

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 08:47 قبل از ظهر - 1390/06/11

چه کسانی هیزم جهنمند؟ . . .

معارفی از جزء 29 قرآن کریم


بیست و نهمین قسمت از سری مقالات «معارفی از قرآن کریم» به آیاتی از جزء بیست و نهم این کتاب هدایت و سعادت اختصاص دارد. در این مقاله نیز به مانند گذشته آیاتی را محور بحث قرار داده و به بیان معارفی از آنها می پردازیم.


قرآن کریم ماه رمضان

نقش عقل و نقل در هدایت انسان

كلَُّمَا أُلْقِىَ فِیهَا فَوْجٌ سَأَلهَُمْ خَزَنَتهَُا أَ لَمْ یَأْتِكمُ‏ْ نَذِیرٌ(8) قَالُواْ بَلىَ‏ قَدْ جَاءَنَا نَذِیرٌ فَكَذَّبْنَا وَ قُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شىَ‏ْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فىِ ضَلَالٍ كَبِیرٍ(9) وَ قَالُواْ لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فىِ أَصحَْابِ السَّعِیرِ(10- ملک)

هرگاه که گروهى در جهنم انداخته می شوند، نگهبانانش از آنها مى‏پرسند: مگر بیم‏دهنده‏اى برای شما نیامد؟ جواب می دهند: چرا؛ آمد ولى ما او را انكار كردیم و گفتیم: خدا هیچ چیز نازل نكرده است و شما بیم‏دهندگان هم در گمراهى بزرگى هستید. آنگاه مى‏گویند: اگر ما به دعوت نجات‏بخش آنان گوش کرده بودیم یا در حقایق خلقت تعقّل كرده بودیم؛ کارمان به اینجا نمی کشید و الان بین جهنمیان نبودیم.

مراد از « فَوْجٌ » در اینجا همان کفار و فاسقانی هستند که آنها را دسته دسته وارد جهنم می کنند.(1) منظور از «خزنة» در اینجا ملائكه‏اى هستند كه مامور بر آتشند و انواع عذاب هاى جهنم را تدبیر مى‏كنند.

مراد از «سمع» و «عقل» در اینجا عمل به مقتضای این دو است. بنابراین معنای آیه این می شود: دوزخیان در پاسخ فرشتگان مى‏گویند: اگر ما در دنیا دستورات رسولان را اطاعت كرده بودیم و یا در ادله و معارف آنها تعقل مى‏كردیم، امروز در زمره اهل جهنم نبودیم و همانند ایشان در آتش جاودان، معذب نمى‏شدیم

بنابراین هر دسته‏اى كه به جهنم ریخته مى‏شوند، ملائكه جهنم با توبیخ از آنها مى‏پرسند: مگر کسی که شما را از چنین عذابى بترساند برایتان نیامده بود؟ در پاسخ آنها اعتراف مى‏كنند به اینكه نذیر برایشان آمد و از آتش دوزخ انذارشان كرد؛ ولى آنها تكذیبش كردند و به او افترا بستند.

مراد از «سمع» و «عقل» در اینجا عمل به مقتضای این دو است. بنابراین معنای آیه این می شود: دوزخیان در پاسخ فرشتگان مى‏گویند: اگر ما در دنیا دستورات رسولان را اطاعت كرده بودیم و یا در ادله و معارف آنها تعقل مى‏كردیم، امروز در زمره اهل جهنم نبودیم و همانند ایشان در آتش جاودان، معذب نمى‏شدیم.(2)

  دو نکته

1. این آیات، به اصلى ترین عامل سیه­روزی دوزخیان اشاره کرده آن را به بهترین وجه ممکن تحلیل می کند. می فرماید: خداوند متعال هم از یك سو گوش شنوا و عقل و فطرت الهی  به اینها داد و هم از سوى دیگر پیامبرانش را با دلائل روشن به سوی اینها گسیل داشت؛ اگر اینها از این همه ابزار هدایت که در اختیارشان قرار گرفت بهره می بردند هرگز سرانجامشان به جهنم ختم نمی شد.

2. روح انسان به مانند زمینی است که خداوند متعال او را به چشمه درون (عقل) و نهر بیرون (وحی) مجهز کرد تا انسان با بهره از این دو نهال جان خود را برویاند و به ثمر برساند؛ اما اگر آدمی با سوء اختیار خود چشمه درون را کور کند و راه را بر نهر بیرون ببندد به هدف مطلوب از خلقت(3) نرسیده و به ناچار کویر جان او در آتش خود ساخته خواهد سوخت.

 

علامه طباطبایی(ره) در شرح « وَ لَا یحَُضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِینِ » می نویسد: یعنی در مورد بینوایان سهل انگاری می کردند و رنجی که فقرا می کشیدند اهمیتی برای آنها نداشت

کاری که هم ردیف کفر به خداست

عذاب جهنم

وَ أَمَّا مَنْ أُوتىِ‏َ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَیَقُولُ یَالَیْتَنىِ لَمْ أُوتَ كِتَابِیَهْ(25)... خُذُوهُ فَغُلُّوهُ(30)ثُمَّ الجَْحِیمَ صَلُّوهُ(31) ... إِنَّهُ كاَنَ لَا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ(33)وَ لَا یحَُضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِینِ(34- حاقه)

و اما كسى كه پرونده اعمالش را به دست چپش دهند، مى‏گوید: اى كاش پرونده‏ام را دریافت نمى‏كردم‏ ... او را بگیرید و در غل و زنجیرش كشید؛ آن گاه به دوزخش دراندازید ... زیرا او به خداى بزرگ ایمان نمى‏آورده و مردم را به اطعام نیازمندان تشویق نمى‏كرده‏ است.

بر اساس این آیات عده ای را نامه عمل به دست چپ می دهند و آنها را در غل و زنجیر کشیده و به دوزخ می افکند و در مقام بیان علت این عذاب گفته می شود جرم اینها دو چیز بوده: یکی اینکه به خداوند متعال ایمان نیاوردند و دیگر اینکه مردم را برای کمک به نیازمندان و رفع حوائج  آنها تشویق و ترغیب نمی کردند.

 

علامه طباطبایی(ره) در شرح « وَ لَا یحَُضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِینِ » می نویسد: یعنی در مورد بینوایان سهل انگاری می کردند و رنجی که فقرا می کشیدند اهمیتی برای آنها نداشت.(4)

خداوند متعال هم از یك سو گوش شنوا و عقل و فطرت الهی به اینها داد و هم از سوى دیگر پیامبرانش را با دلائل روشن به سوی اینها گسیل داشت؛ اگر اینها از این همه ابزار هدایت که در اختیارشان قرار گرفت بهره می بردند هرگز سرانجامشان به جهنم ختم نمی شد

این آیات به روشنی معنایی که از آیه 19 سوره ذاریات فهمیده می شود را تایید می کند. آن معنا این بود که بر اهل تقوا لازم است تا بخشی از اموال خود را برای رفع نیاز نیازمندان اختصاص دهند و این غیر از واجبات مالی مانند خمس و زکات است. در این فراز، کسانی که آن واجب را ترک کرده و نسبت به نیازمندان بی تفاوت باشند را تهدید به عذابی می کند که قطعاً واقع خواهد شد.

نکته قابل توجه اینکه قرآن کریم این بی تفاوتی در حق مستمندان را گناهی بزرگ در ردیف کفر به خداوند عظیم بیان می کند که این طرز بیان گویای شدت و عظمت این معصیت است.

 

عذاب فوری برای منکر ولایت

سَأَلَ سَائلُ  بِعَذَابٍ وَاقِعٍ(1- معارج)تقاضا كننده‏اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد.

براساس شأن نزولی که برای این آیه از طریق شیعه و سنی به ما رسیده است این تقاضا كننده « نعمان بن حارث» یا «نضر بن حارث» بود كه به هنگام منصوب شدن على علیه السلام به مقام خلافت و ولایت در غدیر خم و پخش شدن این خبر در شهرها، بسیار خشمگین شد و خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: آیا این جریان را از پیش خود به راه انداختی یا اینکه از ناحیه خداوند مآمور به اجرای آن بودی؟ پیامبر صلی الله علیه و آله با صراحت فرمود: از ناحیه خدا مأمور به انجام آن بودم. او که باین سخن بیشتر ناراحت شده بود گفت: خداوندا! اگر این خلافت و ولایت حق است و از ناحیه توست؛ سنگى از آسمان بر ما فرود آور! در این هنگام سنگى فرود آمد و بر سر او خورد و او را به هلاکت رساند.(5)

روایتی از امام صادق علیه السلام می نویسد: بعضى از مفسرین حق معلوم را به زكات واجب تفسیر كرده‏اند؛ اما در حدیثى از امام‏ صادق علیه السلام(6) آمده كه حق معلوم، زكات نیست؛ بلكه مقدار معلومى است كه به فقرا انفاق مى‏كنند

باز هم تاکیدی بر لزوم کمک به نیازمندان

الْمُصَلِّینَ(22)الَّذِینَ هُمْ عَلىَ‏ صَلَاتهِِمْ دَائمُونَ(23)وَ الَّذِینَ فىِ أَمْوَالهِِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ(24)لِّلسَّائلِ وَ الْمَحْرُومِ(25- معارج)

نماز گزاران، آنان كه همواره بر نمازشان مداوم و پایدارند و آنان كه در اموالشان حقّى معلوم است براى درخواست كننده [تهیدست‏] و محروم [از معیشت و ثروت].

این آیات نیز در کنار آیات 19 سوره ذاریات و 34 سوره حاقه، توجه و رسیدگی به امور نیازمندان و رفع نیاز آنها را از وظایف مهم و حتمی مردم اهل ایمان و تقوا و نماز بر شمرده و بر انجام آن تاکید می کند.

کمک به نیازمندان

باز هم تکرار می کنیم که مراد از این حق در اموال واجبات مالی مشهور مثل زکات نیست. علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه بر این معنا تاکید کرده و به اشاره به روایتی از امام صادق علیه السلام می نویسد: بعضى از مفسرین حق معلوم را به زكات واجب تفسیر كرده‏اند؛ اما در حدیثى از امام‏ صادق علیه السلام(6) آمده كه حق معلوم، زكات نیست؛ بلكه مقدار معلومى است كه به فقرا انفاق مى‏كنند.(7)

چه کسانی هیزم جهنمند؟

همین کسانی که در دنیا با ظلم و ستم خود آتش گناه و معصیت را در جامعه شعله ور می کردند؛ در قیامت هم هیزم و وقود جهنم شده و با ورودشان هم خود می سوزند و هم آتش دوزخ را شعله ورتر می کنند

وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكاَنُواْ لِجَهَنَّمَ حَطَبًا (15- جن)ستمگران که منحرفین از جاده عدالتند هیزمان جهنمند.

همین کسانی که در دنیا با ظلم و ستم خود آتش گناه و معصیت را در جامعه شعله ور می کردند؛ در قیامت هم هیزم و وقود جهنم شده و با ورودشان هم خود می سوزند و هم آتش دوزخ را شعله ورتر می کنند

این آیه از آیاتی است که با صراحت تمام اعلام می دارد که جهنم و عذاب آن باطن همین گناهانی است که افراد در دنیا خود را به آن آلوده کردند. آیه مورد بحث نظیر آیه 24 سوره بقره (فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاس‏) تبهکاران و ستمگران را هیزم و عامل برافروختگی جهنم معرفی می کند؛ همین کسانی که در دنیا با ظلم و ستم خود آتش گناه و معصیت را در جامعه شعله ور می کردند؛ در قیامت هم هیزم و وقود جهنم شده و با ورودشان هم خود می سوزند و هم آتش دوزخ را شعله ورتر می کنند.

 

چه کردی آمدی جهنم؟

مَا سَلَكَكمُ‏ْ فىِ سَقَرَ(42)قَالُواْ لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ(43)وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِینَ(44)وَ كُنَّا نخَُوضُ مَعَ الخَْائضِینَ(45)وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ(46) حَتىَّ أَتَئنَا الْیَقِینُ(47- مدثر)

[به آنان رو كرده‏] مى‏گویند: چه چیز شما را به دوزخ وارد كرد؟ مى‏گویند: ما از نمازگزاران نبودیم و به تهیدستان و نیازمندان طعام نمى‏دادیم و با فرورفتگان [در گفتار و كردار باطل‏] فرومى‏رفتیم و همواره روز جزا را انكار مى‏كردیم تا آنكه مرگ ما فرا رسید.

نکته قابل توجه اینکه قرآن کریم این بی تفاوتی در حق مستمندان را گناهی بزرگ در ردیف کفر به خداوند عظیم بیان می کند که این طرز بیان گویای شدت و عظمت این معصیت است

بر اساس این آیات، وقتی از دوزخیان سوال می شود چه کردید که اهل جهنم شدید؟ آنها چهار عامل را از مهمترین عوامل این بدعاقبتی خود معرفی می کنند و می گویند:

نخست اینكه ما از نمازگزاران نبودیم (قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ) که اگر نماز مى‏خواندیم نماز ما را به یاد خدا مى‏انداخت و نهى از فحشاء و منكر مى‏كرد و ما را به صراط مستقیم الهى دعوت مى‏نمود.(8)

دیگر اینكه ما اطعام مسكین نمى‏كردیم (وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِینَ) مراد از «اطعام مسكین»، انفاق بر تهى دستان جامعه است به مقدارى كه بتوانند كمر راست كنند و حوائجشان برطرف شود.(9) گرچه اطعام مسكین به معنى غذا دادن به بینوایان است؛ ولى ظاهرا منظور از آن، هر گونه كمك به نیازمندیهاى ضرورى نیازمندان مى‏باشد؛ اعم از خوراك و پوشاك و مسكن و غیر اینها.(10)

دیگر اینكه ما پیوسته با اهل باطل همنشین و همصدا مى‏شدیم (وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِینَ)؛ هر صدایى که بر ضد حق بلند مى‏شد و هر مجلسى که براى ترویج باطل تشكیل مى‏گردید و ما با خبر مى‏شدیم، با آنها همراهى مى‏كردیم و همرنگ جماعت مى‏شدیم؛ سخنان آنها را تصدیق مى‏كردیم و بر تكذیب و انكار آنها صحه مى‏گذاردیم و از مسخره بازی آنها نسبت به حق لذت مى‏بردیم.(11)

گرچه اطعام مسكین به معنى غذا دادن به بینوایان است؛ ولى ظاهرا منظور از آن، هر گونه كمك به نیازمندیهاى ضرورى نیازمندان مى‏باشد؛ اعم از خوراك و پوشاك و مسكن و غیر اینها

منظور از «خوض» سرگرمى عملى و زبانى در باطل، و فرو رفتن در آن است، به طورى كه به كلى از توجه به غیر باطل غفلت شود.(12)

«خوض در باطل» معنى وسیع و گسترده‏اى دارد كه هم شامل ورود در مجالس كسانى مى‏شود كه آیات خدا را به باد استهزا مى‏گیرند، تبلیغات ضد اسلامى مى‏كنند، یا ترویج بدعت مى‏نمایند، و یا شوخی هاى ركیك دارند، یا گناهانى را كه انجام داده‏اند به عنوان افتخار یا لذت نقل مى‏كنند، و همچنین شركت در مجالس غیبت و تهمت و لهو و لعب و مانند آنها، ولى در آیه مورد بحث بیشتر نظر بر مجالسى است كه براى تضعیف دین خدا و استهزاى مقدسات، و ترویج كفر و شرك و بى‏دینى تشكیل مى‏شود.

این آیات به خوبى استفاده مى‏شود كه این امور چهار گانه یعنى«نماز» و «زكات» و «ترك مجالس اهل باطل» و «ایمان به قیامت»، اهمیت و نقش فوق العاده‏اى در هدایت و تربیت انسان دارد و بر همین اساس؛ جهنم جاى نمازگزاران واقعى، زكات دهندگان، تاركان باطل و مؤمنان به قیامت نیست

سپس مى‏افزایند: و اینكه ما همواره روز جزا را انكار مى‏كردیم (وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ)؛ تا زمانى كه مرگ ما فرا رسید (حَتَّى أَتانَا الْیَقِینُ). ناگفته پیداست که انكار معاد و روز حساب، تمام ارزش هاى الهى و اخلاقى را متزلزل مى‏سازد و انسان را براى ارتكاب گناه شجاع مى‏كند، و موانع را از این راه بر مى‏دارد، مخصوصاً اگر این مسأله به صورت یك امر مداوم تا پایان عمر در آید.

از این آیات به خوبى استفاده مى‏شود كه این امور چهار گانه یعنى«نماز» و «زكات» و «ترك مجالس اهل باطل» و «ایمان به قیامت»، اهمیت و نقش فوق العاده‏اى در هدایت و تربیت انسان دارد و بر همین اساس؛ جهنم جاى نمازگزاران واقعى، زكات دهندگان، تاركان باطل و مؤمنان به قیامت نیست.(13)

 

پی نوشت ها :

(1) وَ سِیقَ الَّذِینَ كَفَرُوا إِلى‏ جَهَنَّمَ زُمَراً : كسانى كه كافر شدند دسته دسته به سوى دوزخ سوق داده مى‏شوند. (71- زمر)

(2) ر.ک: المیزان ج19 ص352-353

(3) وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ (56- ذاریات)

(4) المیزان ج19 ص401

(5) به نقل از تفسیر نمونه ج25 ص9

(6) من لا یحضره الفقیه ج2 ص48 و نیز کنزالدقائق ج14 ص457

(7) المیزان ج20 ص15-16

(8) نمونه ج25 ص253

(9) المیزان ج20 ص97

(10) نمونه ج25 ص253

(11) نمونه ج25 ص254

(12) المیزان ج20 ص97

(13) نمونه ج25 ص254-255

امید پیشگر

بخش قرآن تبیان




دسته بندی : دینی و مذهبی ,
 

چشم چرانی . . .

نویسنده : mehdi mohajer | تاریخ : 12:17 بعد از ظهر - 1390/06/10

چشم چرانی . . .




وقتی چشم چرانی به یک عادت مزمن تبدیل شود و حداقل به مدت شش ماه تداوم یابد، بایستی دیگر آن را یک بیماری روانی و جنسی دانست. چشم چرانی نقطه مقابل بیماری خودنمایی است. فرد خودنما، از قرار گرفتن در معرض دید دیگران کسب لذت می کند اما چشم چران از تماشا و نگاه به دیگران لذت می برد.
 

چشم چرانی چیست ؟

تحقیقات نشان داده است تفاوت در آستانه تحریک جنس مونث و مذکر موجب شده که خودنمایی در زنها به نسبت بیشتری دیده شود ... این در حالی است که بیماری چشم چرانی در مردها بیشتر شایع است.

به عبارتی طبق نظر متخصصان و روانشناسان و علمای اخلاق مهمترین عامل بروز چشم چرانی در مردان حس خودنمایی زنان می باشد!

چشم چرانی یا "ویریسم" واژه ای فرانسوی است، گرفته شده از "ویر" به معنای "تماشاگر".



این اختلال از لحاظ جسمی برای فرد چشم چران مضر نیست اما برای قربانی آن ناراحت کننده است. فرد چشم چران دارای تکانه ای غیر قابل کنترل برای دید زدن دیگران و معمولا غریبه ها به طور دزدانه دارد. چنین فردی کشش تکرار شونده ای را برای مشاهده کردن دیگران از درون پنجره ها، پارکها، اماکن خاص مانند حمامها، استخر و ... دارد.

حتما در اخبار و روزنامه ها با مطالبی در مورد نصب دوربینهای مخفی در اتاقهای پرو، سالنهای آرایش زنانه، باشگاههای ورزشی و.. مواجه شده اید.

افرادی که مرتکب این اعمال غیر اخلاقی می شوند عمدتا دچار این اختلال هستند. چشم چرانها عموما مرد هستند و معمولا خود را مخفی نگه میدارند.

چشم چرانی از منظر قرآن کریم . . .


اسلام، التفات و عنایت خاصی به حفظ عفت و حیای زن و مرد از بی بند و باریها نشان داده است و علل و عوامل ایجاد آن را به شدت ممنوع کرده است.

از جمله آیاتی که خداوند در آن سفارش به حفظ چشمها از نگاههای منحرف می نماید آیه ای از سوره نور است خداوند در این آیات می فرماید:

"ای پیامبر، به مردان با ایمان بگو که هنگام روبرو شدن با زنان چشمهای خود را از نگاههای آلوده به شهوت بپوشانند و فروج و اندامشان را از کارهای زشت بازدارند … و ای رسول، به زنان با ایمان بگو که هنگام برخورد با مردان دیدگان خود را از نگاههای آمیخته به شهوت بپوشانند و فروج اندامشان را از کارهای زشت و ناپسند باز دارند و زینت و آرایش خود را جز آنچه سهوا ظاهر می شود بر بیگانه آشکار نسازند."

از این آیه ها چنان برداشت می شود که خداوند نگاه داشتن چشمان از مناظر شهوت انگیز را فقط
مخصوص مردان نمی داند و زنان را نیز از این عمل نهی می نماید.

در این آیات پرهیز از چشم چرانی در مردان و خودآرایی و خودنمایی در زنان مورد تأکید قرار گرفته
و توجه فراوانی به رعایت پوشش مناسب خانمها و پرهیز از آشکار ساختن زیورآلاتشان مشاهده میشود.

همچنین، در سوره احزاب نیز به خانم ها دستور می دهد:

« در محاورات روزمره حالت عادی داشته و با ناز و کرشمه و طنازی صحبت نکنید و در کوچه و خیابان با بدن های نیمه عریان و لباسهای بدن نما، ظاهر نشوید »

چرا که اگر زنان قصد فریفتن مردان را هم نداشته باشند، با در معرض نمایش و نگاه دیگران قرار دادن بدن، زینت و لباس خود بدون اراده این کار را انجام می دهند و جوانان بوالهوس از خود بی خود شده و امنیت و آرامش زنان و دختران و حتی مردان را خدشه دار می سازند، بنابراین باید زنان بیش از مردان مواظب باشند.

رعایت حجاب برای زنان و مردان واجب است و موجب رشد، تعالی و ارتقاء شخصیت فردی، اجتماعی و معنوی انسان شده و در تأمین بهداشت روحی و روانی و آرامش خانواده ها و امنیت جامعه و حضور فعال اما بی دغدغه زنان و دختران در جامعه نقش بسزایی ایفا می کند.

معضل اساسی در خانواده ها

در جلسات مشاوره مشاهده شده است که شکایت همیشگی خانم ها گرایش همسرانشان به چشم چرانی است. گاهی این رفتار شوهر از سوی همسر به نوعی تحمل می شود، اما گاهی اوقات چشم چرانی به قدری آزار دهنده و به عبارتی شکنجه ای روحی برای زن می شود که منجر به تعارض و مشاجرات خانوادگی، گاه برخورد فیزیکی و سرانجام به طلاق می انجامد که طبیعتا دست آخر باعث ایجاد بحران در جامعه می شود.

چشم چرانی و نگاه به نامحرم، گذرگاه ورود به انحرافات و فساد جنسی است و زمینه گرفتاری و غوطه ور شدن در دام هرزگی و فساد را فراهم می کند. نگاه های آلوده تخم نیرنگ، خیانت و شهوت را در دلهای جوانان بارور ساخته، و آنها را به فتنه، انحراف و گناه مبتلا میکند، آرامش و ثبات را سلب نموده و باعث هرج و مرج و فساد در جامعه می شود و چه بسا منجر به نادیده گرفتن تمام ارزشهای اخلاقی و اسلامی و اجتماعی میگردد!

ماجرایی جالب در بیان چشم چرانی و خودنمایی

کتاب «نابودی عفاف، ارمغان فمینیسم» نوشته خانم "وندی شلیت" چاپ آمریکا ماجرایی را عنوان
کرده که خواندن آن خالی از لطف نیست. متن این ماجرا به شرح ذیل است:

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت:

ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟؟؟؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد:

مرتیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ... می خوری تو و هفت جد آبادت، خجالت نمی کشی؟

جوان اما، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد:

خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی بشین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم که حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم! حالا هم یقمو ول کن. از خیرش گذشتیم.

مرد خشکش زد ......... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...

این کتاب در ادامه می افزاید:

«چقدر خوشبختم که در عصر آزادی زندگی می کنم، این روزها یک دختر می تواند پزشک یا قاضی شود، در ارتش ثبت نام کند، به تیم بسکتبال بپیوندد؛ می تواند مدارج شغلی را طی کند، بچه های خودش را در مهد کودک رها کند، هر قدر دلش می خواهد سقط جنین داشته باشد، گزینه های جنسی او دیگر محدود نیستند، روابط جنسی نامشروع برای وی امکان پذیر است، به طورخلاصه یک دختر می تواند هر کاری که دلش می خواهد انجام دهد، هر چه می خواهد بشنود، تنها یک استثناء وجود دارد، او نمی تواند زن باشد.»

 چند تا عکس از مردهایی که برای چشم چرونی جونشونو باختند . . .









دسته بندی : مطالب طنز , دینی و مذهبی ,
 
 
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]
 
 

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات